از يكسو گروههاي تروريستي و از سوي ديگر تحركات غرب براي به شكست كشاندن فرآيند سياسي، تأثيرات منفي بر تحولات اين كشور داشته است. در جمع اين تحولات مجموع رفتارهاي صورت گرفته در قبال فلسطينيهاي ساكن سوريه امري قابل تأمل است. همزمان با حملات گروههاي تروريستي به اردوگاه آوارگان فلسطيني در يرموك، منابع خبري از ترور برخي شخصيتهاي فلسطيني نظير نمايندگان جبهه خلق براي آزادي فلسطيني خبر دادهاند.
همزمان برخي محافل رسانهاي غربي و عربي تلاش كردهاند تا شخصيتهاي فلسطيني از جمله اعضاي حماس را به بهانه حمايت از آوارگان فلسطيني به موضعگيري عليه سوريه سوق دهند، هرچند اين تحركات زنجيرهاي در ابتدا اقدام عليه سوريه و به نوعي تشديد بحران در اين كشور به نظر ميرسد اما با تأمل بيشتر ميتوان دريافت كه حقيقت امر سياستي كلانتر را نشان ميدهد.
نخست آنكه دشمنان فلسطين تلاش دارند تا مسئله اصلي را از مقاومت و مقابله با رژيم صهيونيستي به مسائل حاشيهاي سوق دهند، به عبارتي آنها برآنند تا جاي دولت و دشمن را تغيير دهند تا فلسطينيها به جاي جنگ با رژيم صهيونيستي براي آزادي و احقاق حقوقشان به حاشيهاي به نام مقابله با نظام بشار اسد سوريه بپردازند و در سايه آن صهيونيستها به راحتي بتوانند به اشغالگريهاي خود ادامه دهند. صهيونيستها كه نتوانستهاند در جنگ هشت روزه بر فلسطين پيروز شوند اكنون برآنند تا با ايجاد فضاي انحرافي توان نيروهاي فلسطيني را متزلزل سازند تا در آينده بتوانند در حوزه نظامي به اهداف ضدفلسطيني خود دست يابند. دوم آنكه دشمنان فلسطيني از وحدت و آشتي ملي فلسطينيها در هراس بوده و براي شكست آن به هر ابزاري چنگ ميزنند. آنها كه تاكنون به اختلافافكني ميان حماس و فتح ميپرداختند، اكنون ابعاد طرح خود را گستردهتر ساخته و برآنند تا ميان گروههاي فلسطيني شكاف ايجاد كنند. آنها با اين حربه عملاً فلسطين را با جنگ داخلي مواجه ميسازند كه نتيجه آن نيز تضعيف تمام گروههاي فلسطيني خواهد بود. بخشي از اين سناريو در قالب تقسيم فلسطينيها به مخالفان و موافقان سوريه اجرا ميشود تا وحدت ملي فلسطينيها از مسير صحيح خارج و به حاشيهها كشيده شود. سوم آنكه دشمنان مقاومت به دنبال ايجاد تقابل داخلي ميان اركان مقاومت شامل ايران، سوريه، حزبالله و فلسطين ميباشند. آنها كه از طريق جنگ نتوانستهاند به اين هدف دست يابند، اكنون برآنند تا با ايجاد نفاق و جدايي ميان سوريه و گروههاي فلسطيني اين حربه را اجرايي سازند. هدف نهايي اين امر ضربه زدن به مقاومت به منطقه و در اصل تنها ساختن فلسطين در منطقه است. آنها برآنند تا فلسطين را از مقاومت جدا كنند تا در روند سازش جز پذيرش خواستهاي صهيونيستها و كشورهاي مرتجع عربي چارهاي نداشته باشند. كشورهاي عربي در هفتههاي اخير باز هم از آغاز روند به اصطلاح صلح خاورميانه سخن گفتهاند. در اين چارچوب كميته صلح عربي از لزوم بازنگري در طرح صلح عربي خبر داده است. پادشاه اردن و امير قطر نيز تحركات گستردهاي را آغاز كردهاند و حتي از سفر هيئت عربي به رامالله خبر دادهاند. ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان نيز بر لزوم آغاز مذاكرات سازش تأكيد كرده، هرچند در ظاهر ادعاي لزوم توقف شهركسازي را مطرح كرده است. نكته قابل توجه در اين فرآيند اينكه همزمان امريكا نيز از طرح روند صلح خاورميانه با محوريت طرح دنيس راس معاون وزير امور خارجه امريكا و بازيگري جان كري وزير امور خارجه جديد امريكا خبر دادهاند. مجموع اين رفتارها كه با استقبال صهيونيستها همراه شده نشانگر آن است كه در آينده نزديك منطقه شاهد زنجيرهاي از تحركات براي آغاز روند سازش خواهد بود در حالي كه ادعاي احقاق حقوق فلسطينيها در چارچوب مذاكرات مطرح ميشود.
استناد آنها به موفقيت فلسطين در سازمان ملل در پذيرش آن به عنوان عضو ناظر است و با اين بهانه برآنند تا تحركات سازشكارانه در منطقه را اجرايي سازند. آنها براي تكميل اين سناريو دور ساختن حماس از مقاومت را نيز در پيش گرفتهاند كه گرفتارسازي حماس در بازي ضدسوري غرب بخشي از اين مؤلفه است. آنها برآنند تا در نهايت حماس از حمايتهاي مقاومت محروم شود تا چارهاي جز پذيرش سازش گزينهاي در پيش روي نداشته باشد. در جمعبندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت تحركات صورتگرفته در سوريه عليه فلسطينيها نه صرفاً ضربه زدن به سوريه بلكه اقدامي كاملاً ضدفلسطيني است. هدف نهايي آنها تنها ساختن فلسطين و تحميل سازشكاري بر آن ميباشد؛ توطئهاي كه راهكار آن مقابله با آن و صرفاً ادامه حضور فلسطينيها در جبهه مقاومت به ويژه مقابله با توطئههاي طراحي شده عليه سوريه است چراكه اگر خللي به سوريه وارد شود، مسلماً بيشتر آسيب را فلسطين و آرمانهاي ملت فلسطين خواهد ديد.