
بافت شهري متراكم، زندگي ماشيني، كمبود سرانههاي ورزشي و تفريحي و از همه مهمتر شرايط ويژه در امور معاش سبب شده است تا زندگي فردي و اجتماعي شهروندان در شهرهاي بزرگ و كوچك در معرض استرس و فشارهاي ناشي از عوامل بيروني قرار گيرد به گونهاي كه اين عوامل به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر تمامي شاخصهاي زندگي شهرنشيني تأثير گذاشته و فرد را در دايره مسائل و معضلات پيرامون گرفتار كرده است تا جايي كه سلامتي كه در اولويت نخست هر فردي قرار دارد جاي خود را به عوامل ديگر داده است و اين جايگزيني تا آنجايي ادامه پيدا كرده است كه ميزان زمان و وقتي كه يك فرد براي سلامتي خود و اعضاي خانواده قرار ميدهد همچنان در حال كاهش است و از سوي ديگر عواملي همچون آلودگي هوا و صدا، بيتحركي و استرس زندگي شهري مزيد بر علت گشته و با بروز بيماريهايي همچون چاقي و ديابت سلامتي فرد را در جامعه شهري تحت تأثير قرار داده است و سلامتي جسمي و روحي فرد از هر سو تحت فشار عوامل محسوس و غيرمحسوس است تا جايي كه رفته رفته از عمر افراد سالم جامعه كاسته شده و سرمايههاي انساني از دست ميرود.
از دست رفتن سرمايههاي انساني افزايش مرگ و مير و انواع بيماريها را به دنبال دارد و هزينهها براي درمان چه از جيب شهروندان و چه از جيب دستگاههاي عمومي و دولتي خارج ميشود و اين در حالي است كه در زمينه پيشگيري از بروز عوامل ياد شده كه به صورت زنجيروار به يكديگر متصل هستند اقدامات صورت گرفته جوابگو نبوده است. هر چند در حوزه سلامت مديريت شهري با نگاه ويژهاي به اين مقوله توجه و اهتمام به خرج ميدهند اما اينكه انتظار داشته باشيم فقط مديريت شهري بتواند در اين مسير گام بردارد انتظار به جايي نيست چرا كه هم امكانات و هم هزينهها در اين بخش جوابگو نخواهد بود. اگر مديريت واحد شهري شكل واقعي به خود بگيرد از هدررفت هزينهها و موازيكاريها جلوگيري به عمل خواهد آمد و ميتوان بخشي از هزينهها را در حوزه پيشگيري به كار گرفت.
در اين زمينه ميتوان به ساخت و توسعه بوستانها و فضاهاي سبز اشاره كرد كه اين فضاها ميتواند در حفظ سلامت محيطي و جسمي و روحي افراد نقشآفرين باشد.
البته توجه به مباحث سلامتي در بخش محلهاي خود روزانه اميدي است كه در سراي محلات به صورت جدي در حال پيگيري است و لازم است تا مراكز بهداشتي و درماني نيز در كنار اين مراكز به صورت جدي فعال شوند. اين اقدامات همچون برنامهريزي از رأس هرم و عمل از قاعده هرم است كه ميتواند تاروپود سلامتي شهري را شكل دهد و انسجام آن را مستحكمتر كند تا شهر سالم را با شهروندان سالم و بالعكس داشته باشيم.