
آذرماه بود كه در همين ضميمه «شهر هشتم»، مطلبي با عنوان «لطفاً آدرس نپرسيد!» راجع به آسيبشناسي پرسيدن نشاني از شهروندان منتشر شد كه در آن به دردسرهاي پرسيدن آدرس پرداخته شده بود و اينكه خيلي از شهروندان مغازهدار، روي شيشه مغازه نوشتهاند: «لطفا آدرس نپرسيد ما اطلاعات نيستيم»! ما هم گشتيم و گشتيم و يك مثال نقض پيدا كرديم تا گفته باشيم كه بعضيها هم هستند كه برعكس رفتار ميكنند.
آن مطلب تنها به يك روي سكه اين موضوع اشاره داشت. نوشتهاي كه در ذيل ميآيد با رد نكردن مطالب ياد شده، سعي دارد مورد نقضي را معرفي و اين نكته را گوشزد كند كه همواره براي ناملايمات اجتماعي نقطه اميدي هم يافت ميشود، البته اگر با دقت آنها را رصد كنيم.
اگر از ايستگاه مترو بيرون برويد و از عهده رمزگشايي نقشههاي داخل سالنهاي مترو برنيامده باشيد، در ضمن براي اولينبار نيز گذرتان به محله جديدي افتاده باشد و به «سيستم؛ ناوبري مكانياب» يا همان «جي.پي.اس» فرنگيها هم مجهز نباشيد، براي پيداكردن نشاني يا بايد از عابران آشنا به محل يا از كسبه آن مكان مدد بگيريد، تازه اگر با ترشرويي بعضي از آنها يا با تابلوهاي «ما اطلاعات نيستيم!» و «سؤال نفرماييد!» مواجه نشويد يا بايد به رسم شهروندان لندني رفتار كرده و رنج ساعتها گشتزني در خيابان در پي يافتن نشاني و نشكستن غرور بيجاي حاصل از سؤال كردن را بر خود هموار كنيد تا شايد به نشاني موردنظر برسيد يا دست آخر از خير آن بگذريد.
ما مخالفيم!ولي در يكي از پرترددترين ميادين مركزي پايتخت- ميدان هفت تير- با نوشتهاي البته نه از جنس نوشتههاي فوق مواجه ميشويد كه بياختيار اگر سؤالي هم نداشته باشيد، حس كنجكاوي شما را وادار به پي بردن مقصود آن ميكند. روي شيشه مغازهاي در اين ميدان نوشتهاي بدين شرح نصب شده است: «با كلمه ما اطلاعات نيستيم، مخالفيم. هر آدرسي خواستيد، سؤال فرماييد، بدون منت در خدمتيم.»
نوشتهاي كه به نوبه خود يك مانيفست است، ابتدا از جماعتي خود را مبرا ميكند و سپس براي كار خود منتي توقع ندارد. شايد در ابتدا خيلي جدي گرفته نشود ولي وقتي با نوشته و مفهومي روبهرو ميشويد كه برخلاف رنگ جماعت عمل ميكند و براي مردم و همشهريانش اندك وقتي اختصاص ميدهد، ارزش تأمل كردن را پيدا ميكند. با همان حس كنجكاوي وارد مغازه ميشوم، بعد از ديد زدن مغازه سراغ صاحب آن را ميگيرم. انگشت اشاره به سمت شخصي روحاني ميرود: «حاج آقا فرقاني». او صاحب مغازه و فروشنده ادعيه و كتب قرآني و ساير محصولات مرتبط با آن است. قبل از پرسيدن سؤالات با ديدن جامه روحانيت به جواب اكثر آنها ميرسم. جواب يكي از سؤالات پاسخگو بودن اين كسوت و اين لباس است، خواه در مسائل ديني و شرعي و خواه در ساير مسائل.
ما نوكر مردم هستيم!اولين سؤال بعد از آشنايي، مهمترين پرسش است و اولين سؤال من هم درباره هدف از نوشته و نصب آن است. حاج آقا فرقاني در جواب ميگويد: «اگر آن فرد ميدانست، شخصي كه براي برآورده كردن حاجت پيش او ميآيد، ولو براي كار كمارزشي چون پيدا كردن نشاني، مصداقِ همان «لطف خداوند» است، هيچ گاه اين لطف را از خود دريغ نميكرد، بنده هم تا جايي كه امكان داشته باشد پاسخگوي مردم خواهم بود، چه در باب مسائل شرعي و چه در باب راهنمايي مردم در پيدا كردن نشاني؛ اصلاً ما نوكر مردم هستيم.» بياختيار ياد واژه ولينعمتان افتادم كه از قول بزرگان زياد شنيدهام. بگذريم! حال اگر اين عمل با روي گشاده انجام شود، تأثيرش چند برابر خواهد شد و مروج يك فرهنگ درست در جامعه ميشود كه حاج آقا فرقاني حائز اين ويژگي نيز است. اين موضوع را ميتوان به راحتي از تمامي كساني كه با ايشان روبهرو شدهاند پرسيد. كلام آخر اينكه در اين زمانه وانفسا كه كوچكترين اعمالِ آدمي ميتواند عاقبت به خير شدنش را تقويت و در نهايت تضمين كند، در زمانهاي كه اگر شخصي وظيفهاش را درست انجام دهد، در نگاه مردم كاري بس گران و بزرگ انجام داده است، ديدن اين صحنههاي ساده اما صميمي در شهري كه هر روز مردم بيشتر در روزمرگيها غرق ميشوند و كمتر به فكر همشهريان ديگر ميافتند لذتبخش خواهد بود و تداعيگر آن گلي است كه ميتواند نويددهنده بهاري واقعي باشد.