کد خبر: 506892
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
سيد رحيم لاري
 اين جمله او به نوعي اعلام حضور مجدد نومحافظه‌كاران در اين عرصه است و به نظر مي‌رسد كه آنان شرايط موجود را براي بازگشت مناسب ديده‌اند تا يك صف‌آرايي منسجمي عليه باراك اوباما، رئيس جمهور امريكا، ايجاد كنند. 

هر چند كه انگيزه نومحافظه‌كاران در بازگشت و صف‌بندي جديد خود اوباما و سياست‌هايش است اما بهانه آنان در مقطع فعلي نامزدي چاك هاگل براي پست وزارت دفاع امريكا است. نومحافظه‌كاران معرفي او از سوي اوباما براي اين پست را خط بطلاني تام و تمام بر دوره جورج بوش و حضور قريب به هشت ساله خود در دستگاه سياسي-نظامي امريكا مي‌دانند و اكنون بازگشته‌اند تا در وهله اول از كارنامه آن دوره دفاع كنند و سپس اجازه ندهند اوباما اين دستگاه را به راهي ببرد كه ورود آنان را بسيار سخت كند. 

تحليل جيم روتنبرگ، مقاله‌نويس نيويورك تايمز، گوياي چنين تلقي‌اي از سوي نومحافظه‌كاران است. روتنبرگ مي‌نويسد: «جمهوري‌خواهان در مقابل او را مسكني مي‌خوانند كه نگرش محتاطانه ژئوپوليتيك او به نحو خطرناكي پيام ضعف در جهان بعد از ۱۱ سپتامبر را مخابره مي‌كند». از اين جهت است كه روتنبرگ اردوكشي را يك بازخواني در مناقشه يك دهه اخير امريكا ارزيابي كرده بر آن نام «بازگشت دراماتيك» نهاده است. اين بازخواني مربوط مي‌شود به مشروعيت لشكركشي امريكا بعد از ۱۱ سپتامبر كه نومحافظه‌كاران در آن موقع به راه انداخته‌اند و هنوز قدرت پنهاني در حزب جمهوري‌خواه به شمار مي‌روند. 

هر چند كه هاگل خود نيز از اعضاي اين حزب است اما در نقطه مقابل جناح محافظه‌كار قرار دارد كه حتي در آن زمان نيز به مخالفت علني با آن برخاسته بود به صورت جدي به تمسك دولت بوش و نومحافظه‌كاران به حمله پيش‌دستانه عليه تهديدهاي بالقوه و گسترش دموكراسي از طريق مداخلات نظامي مخالفت مي‌كرد. ريچارد آرميتاژ از جمله اين محافظه‌كاران است كه هاگل را به عنوان بدترين كابوس نئوكان‌ها توصيف كرده و معتقد است كه او يك سرباز مبارز، تاجر موفق و سناتوري است كه معتقد به استفاده از راه‌هايي غير از زور براي حل مسائل است. 

اين نگرش چيزي نيست كه آرميتاژ و ديگر همفكران او در جناح نومحافظه‌كار از جمهوري‌خواهان حاضر به قبول آن باشند، زيرا در اين نگرش يك چرخش بنيادين در راهبرد امريكا نسبت به يك دهه گذشته مي‌بينند و بايد گفت كه تا حدي نيز حق با آنها است زيرا در واقع امر، اين چرخش از مدتي پيش ايجاد شده است. نمونه اين چرخش در اظهارات اوباما نسبت به افغانستان نمود پيدا كرده، چون او بر خلاف بوش ديگر به استقرار دموكراسي در افغانستان توسل نمي‌جويد بلكه تنها از نابودي شبكه القاعده در اين كشور مي‌گويد. 

اين چرخش در زمينه‌هاي ديگري نيز خود را نشان داده اما محافظه‌كاران در معرفي هاگل يك نوع تعمد از سوي اوباما مي‌بينند تا با مشروعيت‌زدايي كامل از دوره بوش، توجيهي براي چرخش خود دست ‍‌و پا كند. هاگل از جمله معدود و شايد هم تنها جمهوري‌خواه مطرح در زمان بوش بود كه جنگ در عراق را بدترين تصميم امريكا از زمان جنگ ويتنام ناميد و با مخالفت‌هاي تند و آتشين خود با ادامه اشغالگري پرونده شكنجه‌گري امريكا در عراق مبارزه مي‌كرد،جداي از اينكه انتقادهاي جدي بر سياست امريكا در قبال ايران و اسرائيل داشت. 

معلوم است كه روي كار آوردن چنين فردي مهر تاييد رسمي واشنگتن بر انتقادهاي گذشته اوست. شايد خود هاگل در اين سياست بيشتر نقش ابزاري براي چرخش حاكميت امريكايي از سياست گذشته باشد چنان كه جو كلين در روزنامه تايمز به نحوي معترف به آن است. كلين مسئله را در صلاحيت هاگل نمي‌داند بلكه مسئله را در سياست امريكا نسبت به ايران و اسرائيل و نزاع مربوط به آن در داخل امريكا مي‌داند كه اوباما خواه ناخواه درگير آن خواهد بود «چه با چاك هاگل يا بدون او». در واقع،‌اوباما اگر مي‌خواهد راهبرد امريكا را بنابر واقعيات منطقه و منافع ملي اين كشور پيش ببرد چاره‌اي جز تعين تكليف بر سر اين نزاع ندارد و با كنار گذاشتن لفاظي سياسي، بايد خط مشي خود را با شفافيت كامل معين سازد. 

گويا نومحافظه‌كاران نيز چنين توقعي از او دارند و به بهانه هاگل، او را به چالشي فرا مي‌خوانند تا موضع خود را در اين نزاع مشخص سازد. در نتيجه، بازگشت نومحافظه‌كاران به اين معني است كه اوباما ديگر وقتي براي طفره رفتن ندارد و بايد پاسخ دو مسئله را بر همه روشن سازد: نخست؛ براي ممانعت از زياده‌خواهي اسرائيل در اشغالگري تا چه قدر مصمم است و دوم؛ سياست ديپلماسي و گفت‌وگو در قبال ايران واقعيت سياست امريكايي است يا يك لفاظي از سوي واشنگتن؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار