
به گزارش خبرنگار ما، صبح بيست و هفتم آذر سال گذشته مأموران كلانتري ۲۰۶ بومهن از يك آتشسوزي در كارگاه نجاري در منطقه سياه سنگ با خبر شدند.
وقتي مأموران كلانتري به محل حادثه رسيدند، مأموران آتشنشاني در حال خاموش كردن آتش بودند. بعد از اينكه مأموران آتشنشاني آتش را خاموش كردند، جسد سوختهاي در كارگاه كشف شد.
كارگران كارگاه هم كه در آنجا حضور داشتند، به مأموران گفتند اين جسد بهروز يكي از كارگران كارگاه است. او هر شب در كارگاه ميماند.
كارگران كارگاه در تحقيقات به كارآگاهان اداره دهم گفتند سيمكشي كارگاه اشكال فني داشت اما كارشناسان آتشنشاني، آتش سوزي را عمدي اعلام كرده بودند. همچنين نظريه پزشكي قانوني هم در خصوص علت مرگ، ضربات جسم برنده به گردن و شكم مقتول اعلام شده بود. بدين ترتيب جسد براي مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني منتقل شد.
در بررسي از محل حادثه مشخص شد تعدادي از كارگاههاي نزديك محل حادثه مجهز به دوربينهاي مداربسته هستند. كارآگاهان در بررسي تصاوير دوربينهاي مداربسته اين كارگاهها موفق شدند تصاوير مقتول را به همراه جوان ديگري شناسايي كنند كه در ساعت ۲۲ شب حادثه در حال ورود به كارگاه نجاري بودند.
با كشف اين سرنخ، كارآگاهان تحقيقات خود را از كارگران و صاحب كارگاه نجاري آغاز كردند و فيلم دوربين را به آنها نشان دادند. همه كارگران، جوان همراه بهروز را شناسايي كردند. آنها به كارآگاهان گفتند اسم اين جوان علي است كه از كارگران سابق كارگاه بود. او يكي از همشهريان بهروز است كه قبلاً همكار ما بود.
با شناسايي هويت علي- ۲۲ ساله، كارآگاهان محل كار او را در يك كارگاه نجاري در منطقه مرتضي گرد شناسايي كردند اما وقتي به آنجا رفتند، متوجه شدند او حدود يك ماه بعد از مرگ بهروز بدون هيچ دليل مشخصي از محل كارش تسويه حساب كرده است.
كارآگاهان در ادامه با شناسايي محل سكونت علي در يكي از شهرستانهاي استان گلستان، سرانجام با گذشت يك سال از اين ماجرا، او را در بيست و دوم آبان امسال دستگير كردند.
علي در تحقيقات اوليه منكر اين جنايت شد. او به افسر پرونده گفت: آخرين باري كه با بهروز بودم، شب قبل از كشف جسد بود كه فقط تا جلوي در ورودي كارگاه رفتم اما وارد كارگاه نشدم بعد هم از بهروز خداحافظي كردم و رفتم.
او بار ديگر در ادامه بازجوييها به كارآگاهان گفت: شب حادثه با بهروز خداحافظي كردم و به خانه يكي از بستگانم رفتم و شب را هم در آنجا ماندم. اظهارات ضد و نقيض متهم همچنان ادامه داشت تا اينكه افرادي كه او هر بار ادعا ميكرد همراه آنها بوده است، به اداره آگاهي دعوت شدند اما مشخص شد تمام اظهارات او دروغ است.
سرانجام متهم بيستوچهارم دي به جرم خود اعتراف كرد.
او در اعترافاتش گفت: ساعت ۲۲ بيست و ششم آذر سال گذشته به همراه بهروز به داخل كارگاه نجاري رفتيم و تا ساعت ۲ فيلم تماشا كرديم. وقتي فيلم تمام شد، سر صحبت در مورد چند نفر از دختران فاميل من باز شد. بهروز شروع به تمسخر آنها و حتي خانواده من كرد. من كه عصباني شده بودم، چاقويي را برداشتم و به گردن و شكم او زدم. بهروز تعادلش را از دست داد و روي اجاق افتاد و همين موضوع باعث آتش گرفتن كارگاه شد. در حالي كه لباسهايم كاملاً خوني شده بود، از كارگاه بيرون رفتم و شبانه به مرتضي گرد كه محل كارم بود، برگشتم اما براي آنكه كارگران كارگاه متوجه وضعيت من نشوند، شب را تا صبح پشت كارگاه خوابيدم تا اينكه صبح زود قبل از اينكه كارگرها بيدار شوند، از ديوار بالا رفتم و وارد كارگاه شدم. لباسهايم را عوض كردم تا كسي متوجه موضوع نشود.
متهم ادامه داد: چند هفتهاي در كارگاه كار كردم تا اينكه به بهانه خسته شدن از كار، تسويه حساب كردم و به شهرستان خودمان رفتم. طي اين مدت، تمام اهالي محل و بستگانم فكر ميكردند كه بهروز به علت آتشسوزي نقص سيستم سيمكشي كارگاه نجاري فوت شده است. من اصلاً فكرش را هم نميكردم با گذشت يك سال، پليس متوجه اصل موضوع شود و دستگير شوم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم پس از اعتراف به ارتكاب جنايت با قرار بازداشت موقت براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.