
در فرآيند الك شدن آثار ارسالي به جشنواره فيلم فجر كه در نهايت ۲۶ اثر سينمايي را به گود بزرگترين رويداد بينالمللي سينمايي ايران راه داد، سه فيلم «لرزاننده چربي»، «گس» و «قصهها» از چرخه خارج شدند؛ آثاري كه با بر هم زدن تمام خطكشيها و قراردادهاي هميشگي فرآيند كسب مجوز و ساخت فيلم در ايران، ابتدا به شكلي زيرزميني ساخته شدهاند و سپس درصدد كسب مجوز از ارشاد برآمدهاند و اين موضوع در كنار گاف بزرگ «من نسرين هستم» فيلمي ايراني – انگليسي كه نهادهاي نظارتي سينماي ايران را دور زده و فرآيند ساختي مشابه داستان ساختگي «آرگو» را پشت سر گذاشته است، جملگي حكايت از اين دارند كه قصه وقايع غيرعادي سينماي ايران نه تنها در ماههاي پاياني سال جاري بلكه در سال پيشرو نيز همچنان سر دراز خواهد داشت.
به گزارش «جوان»، شهر بيقانون سينماي ايران در سال جاري شاهد وقوع حوادث نادر و عجيبي بوده است. در كنار تمام قانونگريزيها و دورزدنهاي غيرقانوني كه گاه با وساطت افراد با نفوذ رنگ و نماي قانوني به خود گرفتهاند، ظهور سه فيلم سينمايي «لرزاننده چربي»، «گس» و «قصهها» حاكي از بروز جرياني سنت شكن در سينماي كشور است كه كنار آمدن سازمان سينمايي كشور با اين جريان به مثابه عاديسازي فرآيند ساخت زيرزميني و بدون مجوز فيلمهاي سينمايي خواهد بود. بر اساس اين گزارش، رخشان بني اعتماد، كارگردان فيلم «قصهها» فيلم خود را بدون كسب مجوز از ارشاد ساخته است و شنيدهها حاكي از تصميم سازمان سينمايي براي اعطاي مجوز به اثر اوست. پيشتر قرار بود كه فيلم بدون مجوز بني اعتماد در سينما قلهك به نمايش در بيايد، هر چند نداشتن مجوز، برنامه نمايش اين فيلم را بر هم زد. «قصهها» از حضور بازيگران معروف سينماي كشور بهره ميبرد؛ فيلمي اپيزوديك كه بخش مهمي از داستان آن در يك مينيبوس كارگري رخ ميدهد و گفته ميشود كه موضوع آن با موضوع فتنه مرتبط است.
در ضلع ديگر اين ماجرا، محمد شيرواني با «لرزاننده چربي» به عنوان دومين فيلم بلند خود قرار دارد. او نيز اگرچه از دور جشنواره فيلم فجر خارج شده است اما به دستان سخاوتمند ! سازمان سينمايي براي كسب مجوز چشم دوخته است. شيرواني حتي در فرآيندي همچون فيلم «يك خانواده محترم» كه با فرمولي متفاوت سر از جشنوارههاي بينالمللي درآورده بود، قرار است در جشنواره بينالمللي فيلمهاي مستقل «ساندنس» ۲۰۱۳ شركت كند. اين جشنواره اگرچه پسوند فيلمهاي مستقل را با خود حمل ميكند، اما بدون شك فيلم بدون مجوز شيرواني با هر گونه مضمون و محتوايي كه دارد، نماينده ضمني سينماي ايران در اين جشنواره خواهد بود. از فيلم «گس» به عنوان سومين فيلم راه نيافته به جشنواره فيلم فجر نيز در حالي به عنوان فيلمي بدون مجوز ياد ميشود كه در كمال تعجب و ناباوري در ميان اسامي نامزدهاي جايزه «بفتا» نام فيلمي ايراني ديده ميشود كه فرآيند ساختي مشابه داستان ساختگي «آرگو» را پشت سر گذاشته است. «من نسرين هستم» عنوان فيلمي است كه عواملش براي ساخت آن در قالب گروهي مستندساز وارد ايران شدهاند و از مجوز خود براي ساخت فيلمي ديگر استفاده و بخشهايي از «من نسرين هستم» را به شكلي مخفيانه در تهران فيلمبرداري كرده و سپس در كمال آرامش به انگليس بازگشتهاند؛ رويدادي كه همزمانياش با فيلم «آرگو» آن هم در شرايطي كه ايرانيان بر ساختگي بودن داستان فيلم «آرگو» اصرار دارند، همچون قوزي بالاي قوز است.
عنوان فيلم ضد ايراني «آرگو» كه هم اكنون بهرغم بضاعت اندكش نامزد هفت بخش مختلف جايزه اسكار شده و در كنار چند فيلم سياسي ديگر شائبههاي سياسي بودن انتخاب آكادمي اسكار را به واقعيت نزديك كرده است، برگرفته از داستاني خواندني و كذايي است. بن افلك بازيگر نقش «رابرت مندز» مأمور سيا براي نجات شش گروگان امريكايي در حادثه تسخير لانهجاسوسي طرحي نو مياندازد و همراه گروهش در لباس مبدل و در قالب كارگردان مستندي تحت عنوان «آرگو» كه قرار است در ايران ساخته شود، وارد ايران ميشود و نقشهاش را عملي ميكند. اكنون در گاف بزرگ ديگري در سيستم نظارتي سينماي كشور، عوامل اين فيلم كه به جز چند اكران پراكنده در سينماهاي شمال شرق انگليس و شركت در جوايز كمتر شناخته شدهاي چون «برويك» و «فستيوال هنرهاي رسانهاي» انگليس تجربه ديگري نداشتهاند، با ترفند زيركانهاي كه الهام گرفته از ترفند فيلمنامه «آرگو» است به ايران آمده و با دورزدن نهادهاي نظارتي، اقدام به فيلمبرداري در تهران كردهاند. اكنون «من نسرين هستم» به كارگرداني «تينا غروي» خود را در كنار فيلمهاي نامداري چون «دغل باز» نامزد جايزه بفتاي انگليس ميبيند آن هم بدون اينكه پيشتر در جشنوارههاي سينمايي ديگري چون «ساندنس»، «كن»، «فستيوال فيلم لندن» و حتي جايزه فيلم «ادينبرگ» شركت كرده باشد.
داستان فيلم «من نسرين هستم» درباره زني ايراني است كه از تهران ميگريزد؛ در ورطه قاچاق انسان ميافتد و سر انجام خود را در منطقه دلگير و غمزده «تينسايد» انگليس تك و تنها مييابد. غروي كه صحنههايي از فيلمش را در تهران و صحنههايي از آن را نيز در شمال شرق انگليس فيلمبرداري كرده است، در گفتوگو با «گاردين» درباره نحوه فيلمبرداري بخشهايي از فيلمش در تهران گفته است: «به همراه گروه كوچكمان به ايران آمديم و وانمود كرديم كه واحد فيلمبرداري محصولي رسانهاي هستيم. نقشه ما بازتاب واقعي سناريوي ساختگي و باورنكردني فيلم «آرگو» بن افلك بود؛ فيلمي كه اكثر صحنههايش خلاف واقعيت است تا جايي كه من از ديدن اين كذايب در طول تماشاي اين فيلم مدام در حال خنديدن بودم.»
«من نسرين هستم» در شرايطي بنا به اهمال نظارتي ساخته و روانه جوايز بفتا ميشود كه اين اهمال در كنار كوتاهي در نوع برخورد قانوني با فيلمهاي زيرزميني كه به اشكال فراقانوني ساخته شده، تومار نظارت و مديريت سينماي كشور را در هم ميپيچد. اگرچه زمان براي رسيدگي قانوني به تصويربرداري غيرقانوني برخي صحنههاي فيلم «من نسرين هستم» به پايان رسيده است اما انتظار سه فيلم بدون مجوز اين روزهاي كشورمان براي اخذ مجوز از سازمان سينمايي كه خود ميتواند از نوادر سينماي كشور باشد، باري ديگر بر التهاب هنر هفتم كشورمان ميافزايد. آيا اين اهمالها ادامه خواهد داشت و آيا سازمان سينمايي كه تاكنون كرنش و نرمش را در برخورد با برخي چالشهاي سينماي كشور برگزيده است با اعطاي مجوز به اين آثار، تنور بدون مجوز و خارج از قانون ساخته شدن اين فيلمها را گرم خواهد كرد؟