
وزارت بهداشت طبق يك روال و برنامهاي معمول، هر سه ماه يكبار آخرين آمار شناسايي و ثبتشده مبتلايان به HIV را اعلام ميكند. اما در سال جاري، هيچ آماري در اين خصوص ارائه نشده است. آخرين آمار اعلام شده، مربوط به نتايج ثبت شده تا پايان سال ۹۰ است كه۲۴ هزار و ۲۹۰ نفر مبتلاي به اين بيماري را نشان ميدهد. طبق گزارش رسمي وزارت بهداشت، علل ابتلا به اين بيماري در بين كل نمونههايي كه از سال ۱۳۶۵ تا امروز در كشورمان به ثبت رسيده ا ست، ۶/۶۹ درصد تزريق با سرنگ مشترك در مصرفكنندگان مواد مخدر، ۱/۱۰ درصد روابط جنسي، يك درصد دريافت فرآوردههاي خوني، يك درصد انتقال از مادر به جنين و ۹/۱۷ درصد نامشخص بوده است كه حدس زده ميشود بيشتر اين افراد گروه آخر از طريق ارتباط جنسي دچار بيماري شده باشند.
اما اين آمار ارائه شده نظير بسياري از آمارهاي حياتي كشور، ايراداتي دارد. چنانكه مدتي پس از ارائه آن، مينومحرز، عضو كميته كشوري ايدز و رئيس مركز تحقيقات ايدز در وزارت بهداشت اذعان كرد: «اين آمار (آماري رسمي) بيانگر وضعيت واقعي بيماري ايدز در كشور نيست.» در كمال حيرت ناظران او اذعان كرد: «به جز ۲۳ هزار بيمار شناخته شده، حدود يكصد هزار بيمار ناشناخته ايدز در كشور داريم.» اين مقام رسمي وزارت بهداشت همچنين نسبت به افزايش خطرناك موارد ابتلا به اين بيماري از طريق روابط جنسي تأكيد كرد: «از بين بيماران مراجعهكننده به بنده، ۹۹درصد موارد جديد از طريق روابط جنسي دچار ايدز شدهاند!»
چند ماه پس از اين اظهارات، عباس صداقت، رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت نيز تأييد كرد:« ۷۰ هزار بيمار مبتلا به HIV در ايران از بيماري خود بيخبرند.» او گفت: از حدود يكسال پيش با رشد ۲۰ درصدي ابتلا به ايدز از طريق جنسي در كشور روبهرو هستيم. چند سال پيش وقتي رشد اين بيماري از طريق سرنگ مشترك معتادان به مرحله هشدار رسيد، مسئولان تمهيداتي از جمله ارائه سرنگ رايگان و... را سرلوحه كار خود قرار داده و تا حدي ادامه آن روند را كنترل كردند. اما نظر به بالا رفتن سن ازدواج، جوان بودن جمعيت كشور، گسترش روابط جنسي نامتعارف و خارج از حريم خانواده و... آيا نبايد نگران اين آمار هولناك بود؟ آيا با بيتوجهي به اين مقوله خطرناك ممكن نيست سرنوشت تايلند، چين و هند بر سر جامعه ايراني نيز بيايد؟ آيا تنها انكار اين آمارها و تأكيد بر اينكه در جامعه اسلامي ما روابط جنسي نامتعارف فراواني چنداني ندارد، مشكل را حل خواهد كرد؟ به گمان اين قلم، علاوه بر وزارت بهداشت، دستگاههاي فرهنگي نيز براي بسترسازي فرهنگي مقوله مبارزه با ايدز بايد وارد ميدان شوند. بايد از ديگر دستگاهها نيز براي كنترل روابط حرام و ترويج ازدواج از نوع دائم و موقت آن تلاش كرد. بايد مراكز مردم نهاد و خودگردان را براي مبارزه با اين معضل بزرگ و پيچيده تشويق كرده و به آنها نيز ميدان داد تا مسئوليتهايي را در اين عرصه به عهده بگيرند؛ چرا كه تنها دولت و مراكز دولتي قادر به كنترل اين وضع نيستند. سالها قبل وقتي برخي كارشناسان مربوطه نسبت به شيوع وسيع ايدز از طريق روابط نامشروع هشدار ميدادند، برخي با انكار اين پديده حاضر به پذيرش اين معضل نشدند تا درصدد چارهجويي برآيند. امروز اما اين آمار تأسفبار زنگ خطري است براي تمام مسئولان كه تا دير نشده براي كنترل آن اقدامي فوري و موثر انجام دهند. اگر نه بعيد نيست از اين مرحله نظير كشورهايي كه آمد، وارد مرحله خطرناك بحران بيماري ايدز در كشورمان شويم.