
متن زير اظهارات عباسعلي براتي پور از شعراي كشورمان و يكي از دوستان اين مرحوم است كه در گفتوگو با «جوان» نقل شد. چند ماه پيش و در جريان برپايي «جشنواره باران غدير» به همراه تعدادي از شعراي غيرشيعي (اهل تسنن) كشورمان و برخي ديگر از شعراي كشورهايي نظير پاكستان، هند و مصر كه به ايران آمده بودند به حرم رضوي مشرف شديم. مرحوم شاهرخ اورامي هم كه از شعراي توانا و خوش قريحه اهل تسنن و ارادتمندان به اهل بيت عليهم السلام بود، در اين مسير با ما همسفر بود. بعد از اينكه به شهر مقدس مشهد رسيديم، به مدت دو، سه روز در هتل هم اتاق بوديم و اين اتفاق زمينهساز صحبتهاي بسياري بين ما شد. لازم است قبل از هر چيزي اعلام كنم كه اين مرحوم، اهل تسنن و شافعي مذهب بودند كه يكي از والدينشان (احتمالاً مادرش) شيعه و يكي ديگر اهل تسنن بوده است. اين را به آن جهت عرض كردم تا مشخص شود كه مرحوم اورامي از دو جهت شافعي و شيعي مذهب بودن با اهل بيت عليهم السلام آشنايي داشته و محبت آنها را درك كرده است. به جهت همين مسائل است كه مرحوم شاهرخ اورامي(متخلص به ماموستا اهون) اشعار بسيار زياد و هنرمندانهاي در وصف خصال و منقبت اهل بيت عليهم السلام به خصوص حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه و حضرت اباعبدالله الحسين عليهالسلام سروده بود. اين كثرت اشعار او باعث شد كه روزي با لحن مزاح گفتم اين همه ارادت تو به اهل بيت عليهم السلام نشاني از شيعه بودنت است، پس چرا ميگويي اهل تسنن هستي؟! اجازه بدهيد يك خاطرهاي نقل بكنم از مشكلي(بيماري) كه براي دختر اين مرحوم پيش آمده بود. در همان ايامي كه ما خدمت شاه سرير ارتضا حضرت امام رضا(ع) مشرف شده بوديم، من براي رفتن به زيارت مضجع شريف ايشان آماده ميشدم كه به مرحوم اورامي گفتم شما براي زيارت نميآييد؟ اورامي گفت: «نه، من با امام رضا قهرم. چند سال است براي گرفتن حاجتم خدمت ايشان مشرف شدهام اما اين بار تا زماني كه حاجتم را روا نكند، ديگر به زيارتش نميروم!» اين موضوع گذشت و يك روز قبل از تاريخ بليت برگشتمان، مرحوم اورامي به تهران برگشت. حدود يكي، دو هفته پيش بود كه از طريق پيامك من دوباره جوياي احوال و اوضاع او و خانوادهاش شدم بهخصوص راجع به دخترش از او پرسيدم. شايد باور نكنيد اما متوجه شدم كه امام رضا(ع) دخترش را شفا داده است! من در پيامي از احوالات خانواده و به خصوص دخترش پرسيده بودم و ايشان در پيامي كه براي من فرستاد، نوشته بود: «امام وقتي كه رئوف است جواب [حاجت مندان را] خواهد داد! مريد گاهي شلوغ نكند نميشود، گاهي يك ناز كردن، صدها نياز را برآورده ميكند و شگرد ما شاعران همين است.»
اين مرحوم به رغم اينكه اهل تسنن بود اما نسبت به خاندان نبوت ارادت ويژه و بسياري داشت كه اين يك ادعا نيست و با بررسي اشعار و آثارش قابل استناد است. مرحوم اورامي خودش ميگفت: من از بس شعر و اثر در رثاي اين خاندان مطهر و بلند مرتبه دارم كه برخي از همشهريها و دوستانم با لحني خاص ميگفتند كه تو بيشتر از يك شيعه براي اين مذهب تبليغ ميكني! اين مرحوم يك فرد بسيار خوشمشرب و معتقدي نسبت به آموزههاي دين اسلام بود. تحت هيچ شرايطي قائل به چشمپوشي از اعتقاداتش نبود و به همين دليل بود كه يك فرد اهل تسنن براي مجد و منقبت امامان شيعه اشعار قابلتوجه و خوبي سروده است. ما در دوستي و رابطهمان مثل دو دوست قديمي و اصطلاحاً ندار بوديم. پيامكي براي من فرستاده بود و در آن نوشته بود: «دوستان بزرگ همچون كوه هستند، هر چه از ايشان دور شوي، عظمتش نمايانتر ميشود». اين مرحوم، ارادت ويژهاي به حضرت علي و امام حسين عليهمالسلام داشتند؛ يادم هست كه به من گفت يك مجموعه شعري در رثاي امام حسين عليه السلام سرودهام كه آماده چاپ است و اگر امام رضا عليه السلام دخترم را شفا دهد، آن را چاپ ميكنم! بنده به ياد دارم كه در جريان «جشنواره باران غدير» ايشان رفتند نزديك حجت الاسلام خاموشي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي يك چيزي را گفت و برگشت! از او پرسيدم كه صحبتتان راجع به چه موضوعي بود؟ مرحوم اورامي گفت به آقاي خاموشي گفتم براي چاپ مجموعه شعرم كه در منقبت امام حسين عليه السلام است به مشكل برخوردهام و اگر ميتوانند، كمكم كنند كه ظاهراً آقاي خاموشي هم قول مساعد دادهاند كه زمينه چاپ آن را فراهم خواهند كرد. در واقع من فكر ميكنم كه اين مرحوم به شفاي دخترش از سوي امام غريب مطمئن بوده كه درصدد فراهم كردن مقدمات چاپ كتاب شعرش بود.
نحوه اطلاع ما از فوت و به رحمت خدا رفتن ايشان هم يك ماجراي غريبي دارد. ما مرتب از طريق ارسال پيامك با يكديگر در ارتباط بوديم. شب شهادت امام رضا عليه السلام (۲۸ صفر) بود كه پيامك عرض تعزيت و تسليتي برايش ارسال كردم اما از جواب خبري نشد! خيلي تعجبكردم و متحير بودم؛ چراكه اصلاً اهل بيتوجهي نبود و تا آن روز حتي يكبار هم سابقه نداشت. فرداي همان روز (شنبه ۲۹ صفر) از طريق اخبار ساعت ۱۴ تلويزيون مطلع شدم كه ايشان به رحمت خدا رفتهاند و به وصال معشوق رسيدهاند.