
سخن از تأثير عاشورا در پيدايش انقلاباسلامي در قالب رهبري، به بحث درباره ايدئولوژي (اسلام) رسيد. سخنان امام حسين(ع) نشان ميدهد او منادي اسلامي است كه با اسلام يزيد فرق ميكند. همچنان كه اسلامي كه امام خميني(ره) منادي آن بود، همان اسلام حسيني و مخالف اسلام پهلوي بود. اسلام امام حسين(ع) و اسلام امام خميني- رحمهالله عليه- چه تفاوتهايي با اسلام يزيدي و اسلام پهلوي داشت؟ به برخي از اين تفاوتها اشاره ميكنيم.
تقويت روحيه شهادتطلبي
بزرگترين سرمايه مجاهدان راه خدا آنهاست كه با خداجان سودا ميكنند و قرآن مجيد ميفرمايد: «اِنَّ اللّهَ اشْتَري مِنَ الْمُؤْمِنينَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ بِاَنَّ لَهَمُ الْجَنَّه...» (التوبه/۱۱۱) همانا خداوند در ازاي بهشت، جان و مال مؤمنان را ميخرد.
و هـمـيـن سـرمـايـه عـظـيـم در طـول تـاريـخ مـبـارزه حـق و بـاطـل، حـرف آخـر را زده و جـبـهـه كـفـر و شـرك را مـتـزلزل سـاخـته است. حضرت سيدالشهدا(ع) با همين سرمايه، حكومت اموي را به خاك سياه نـشاند و حضرت امام خميني و ملت سلحشور ايران نيز با همين دستمايه به مصاف دشمنان اسلام رفتند.
ملت ما اكنون به شهادت و فداكاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئهاي هراس ندارد. هراس آن دارد كه شهادت، مكتب او نيست.
امـام راحل بارها مردم مسلمان به ويژه جوانان را به ادامه راه سيدالشهدا(ع) فراميخواند و هـمـه را تـشـويـق مـيكرد كه مانند شهداي كربلا از جان بازي در راه خدا نهراسند، بلكه افتخاركنند كه جان خويش را با رضاي الهي سودا مينمايند: «رضاي خدا را در نظر داشته باشيد و خودتان را بنده خدا بدانيد كه هر طور پيش بياورد آن طـور را راضـي هـسـتـيد، همان طوري كه بندگان خالص خدا، اولياي معظم خدا اين طور بـودنـد؛ هـرچـه بـراي سـيـدالشهدا (به حسب روايت) نزديك ميشد ظهر عاشورا و جوانهـايـش يـكـي يـكـي از بين ميرفتند، صورتش افروختهتر ميشد؛ براي اينكه ميديد روي مقصد دارد ميرود.»
هـمـچـنين امام دورانديش بر اين نكته تأكيد ميكند كه تداوم مكتب و برپايي و دوام حكومت اسلامي به ايثار و شهادت مردان خدا وابسته است، زيرا تبهكاران و ستمگران نميخواهند احـكام نوراني اسلام اجرا شود و همواره ميكوشند كه دين و مسلماني را از ميان بردارند و ايـن هـمت والاي مجاهدان است كه اين توطئه شوم را خنثي ميكند و چنين كار بزرگي بدون شهادت و جانبازي امكان ندارد: «مـلت بـزرگ اسـلام از مـحـراب مـسـجـد كـوفـه تـا صـحـراي افـتـخـارآمـيـز كـربـلا و در طـول تـاريـخ پـر ارزش سـرخ تـشـيـع، قـربـانـيـانـي ارزشمند به اسلام عزيز و في سـبـيـل اللّه تـقـديـم نـموده و ايران شهادتطلب هم از اين پديده سعادتمند مستثنا نيست و انقلاب اسلامي، گوش و چشمش پر از اين شهيدان حسينگونه است.»
امام راحل، روحيه شهادتطلبي را چنان در مردم مسلمان و انقلابي تقويت كرده بود كه حتي نوعروساني كه براي اجراي پيوند عروسي، افتخار ديدار آن حضرت را مييافتند، از مـحـضـر ايـشـان درخـواسـت ميكـردنـد تـا دعـا كـنـد بـه فـوز شـهـادت نائل شوند! «... من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده ساختهام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.»
عدالتخواهي يكي ديگر از اهداف اسلام ناب برقراري عدالت اجتماعي است. امام حسين(ع) در خطبهاي كه امام خميني رحمهالله عليه از مضامين اين خطبه به عنوان مؤيد بحث ولايت فقيه استفاده كرده چنين ميفرمايد: «... يأمن المظلومون من عبادك.» اين انگيزه امام حسين(ع) در امام خميني-رحمهالله عليه- تأثير فراواني داشته است كه نمونه آن را ميتوان در اين سخن ملاحظه نمود: «... سيدالشهدا(ع) از همان روز اول كه قيام كردند براي امر، انگيزهشان اقامه عدل بود، فرمودند: ميبينيد كه به معروف عمل نميشود و به منكر عمل ميشود ما كه تابع حضرت سيدالشهدا هستيم بايد ببينيم كه ايشان چه وضعي در زندگي داشت، قيامش، انگيزهاش نهي از منكر بود كه هر منكري بايد از بين برود. من جمله، قضيه حكومت جور، حكومت جور بايد از بين برود.»
اصولاً امام خميني- رحمهالله عليه- اجراي عدالت اجتماعي را هم رديف با اصلاح اجتماعي ميداند و آن را با استناد به قرآن مجيد (الحديد/ ۲۵) از اهداف تمام انبيا ميداند و اين مسئله را در مورد ساير انسانهاي بزرگ نيز صادق ميداند: «... سيدالشهدا روي همين ميزان آمد و رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا كرد كه فرد بايد فداي جامعه بشود، جامعه بايد اصلاح بشود. (ليقوم الناس بالقسط) بايد عدالت در بين مردم و در بين جامعه تحقق پيدا بكند.»
تلاش براي ترويج عدالت اجتماعي در زندگاني حضرت امام رحمه الله عليه نيز به وضوح مشاهده ميشود. مبارزه با حكومت ستمگر پهلوي، مبارزه با سرمايهداران زالو صفت، مبارزه با خوانين ظالم، مصادره اموال نامشروع، ايجاد بنياد مستضعفان، سفارشهاي مكرر به مسئولان كشور براي رسيدگي به امور محرومان جامعه و... از جمله مواردي استكه حكايت از تلاشهاي فراوان امام- رحمهالله عليه- براي اجراي عدالت اجتماعي دارد. اين تلاشها تا اندازه قابل توجهي ثمر بخشيد و اميد داريم با استمرار اين تلاشها، به طور روزافزوني به عدالت اجتماعي مورد نظر اسلام نزديك شويم.
تأثير عنصر عدالتخواهي قيام عاشوراي حسيني(ع) را در سخنان امام- رحمهالله عليه- مشاهده ميكنيم: «سيدالشهدا(ع) وقتي ميبيند كه يك حاكم ظالمي، جائري در بين مردم دارد حكومت ميكند، تصريح ميكند حضرت كه اگر كسي ببيند كه حاكم جائري در بين مردم حكومت ميكند، ظلم دارد به مردم ميكند، بايد مقابلش بايستد و جلوگيري كند، هرقدر كه ميتواند، با چند يا چندين نفر... مگر خون ما رنگينتر از خون سيدالشهداست؟! ما چرا بترسيم از اينكه خون بدهيم يا اينكه جان ميدهيم؟ آن هم در ماجراي دفع سلطان جائري كه ميگفت مسلمانم، مسلماني يزيد هم مثل مسلماني شاه بود. اگر بهتر نبود، بدتر نبود. سيدالشهدا(ع)... اساس سلطنت را شكستند... اساس سلطنتي كه ميخواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتي درآورد. حضرت سيدالشهدا(ع) به همه آموخت كه در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد.»
با توجه به آنچه گذشت معلوم شد كه رهبري انقلاب از لحاظ ايمان، روحيه، شجاعت و عدالتطلبي رهرو امام حسين بود و مردم با توجه به اين همساني، به رهبري انقلاب گرويدند و در اجابت دعوت ايشان براي تداوم عاشوراي حسيني، انقلاب كردند و اين از وجوه بارز تأثيرگذاري عاشورا بر انقلاب اسلامي بود.