
فرزندان مهدي كروبي و ميرحسين موسوي در بيانيهاي با تأكيد بر ضرورت رفع حصر خانگي والدين خود خواستهاند به آنها فرصت داده شود تا در رسانه ملي ايران درباره اتفاقات پيش آمده با مردم صحبت و از اين مسائل به پيشگاه مردم ايران شكايت كنند. اين خبري است كه طي روزهاي اخير تيتر بسياري از رسانههاي اپوزيسيون نظير بنگاه سخنپراكني انگليس و صداي امريكا شده است. گذشته از بررسي چگونگي مانورهاي خبري ضدانقلاب روي اين بيانيه بد نيست كمي هم به چرايي صدور اين بيانيه در شرايط فعلي و اينكه چقدر ميتواند كارآمد و راهگشا باشد، تمركز كنيم.
بيانيهنويسي در ادامه برنامهريزي خاتمي
خواستهاي كه در اين بيانيه مطرح شده، همان حرفي است كه طي ماههاي اخير از سوي بسياري از اصلاحطلبان گفته شده است. سيدمحمد خاتمي در شب يلداي امسال با حضور در منزل يكي از فرزندان موسوي و رهنورد بر رفع حصر خانگي كروبي و ميرحسين تأكيد و ابراز اميدواري كرد با آزادي اين افراد و ساير زندانيان سياسي، التهاب فضاي سياسي كشور كم شود. نمايش خانگي خاتمي در شب يلدا و ابراز تمايل رسانهاي وي براي آزادي آن دو شخص، در حالي است كه طي ماههاي اخير احتمال كانديداتوري خاتمي براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري يكي از موارد قوي بحث در زمين اصلاحات به شمار ميرود و البته مثل هميشه خاتمي و طرفدارانش در حال قهرمانسازي از خود هستند و به همين خاطر هنوز قطعي نشده كه اينبار خاتمي ميآيد يا نميآيد! حس و حالي كه رئيس دولت اصلاحات اين روزها پيدا كرده و سعي دارد تمركز افكار عمومي را به سوي حصر خانگي كروبي و موسوي سوق دهد و در اين مسير به فرزندان اين دو نفر نيز خط ميدهد، اما كاملاً متفاوت با رفتارهاي چند ماه و چند سال پيش اوست. شايد اگر به اين اظهارنظر خاتمي پس از انتخابات دهم رياست جمهوري توجه كنيم سرّ رفتارهاي امروز وي و فرزندان موسوي و كروبي فاش شود. خاتمي در جلسهاي اينگونه زبان به انتقاد از موسوي و كروبي ميگشايد: «موسوي و كروبي كجا هستند كه اين گندكاريها را كردند و اگر نميكردند الان بهترين فرصت براي ما بود تا ما فاتحانه و قهرمانانه به فضاي كشور برميگشتيم، اما آقايان با لجاجت و غرورشان هم به خودشان هم به اصلاحات ضربه مهلكي زدند. ما بايد وارد ميدان شويم، ما نبايد توقعاتمان زياد باشد. در مجلس بايد به حداقل كفايت كنيم، بايد وضعيت را روي بازسازي و سازماندهي نيروها قرار دهيم، انتظار هم نداشته باشيم آقايان تاجزاده و بهزاد نبوي را مردم قبول كنند، مردم از اينها هم عبور كردند، مهم الان برگشتن به قدرت است و بعد ميشود سوار بازي شد، مهم مهرهها نيستند، مهم ساماندهي حركات بعد است.» اين خبري است كه در تاريخ ۲۱ شهريور سال ۹۰ توسط برخي رسانهها منتشر شد. جالب اينجاست كه در آن ايام هم كروبي و موسوي در حصر خانگي به سر ميبردند اما خاتمي بدون توجه به اين موضوع بارها در جلسات مختلف از آنان انتقاد ميكرد. حال آيا آن انتقادات از عمق وجود بوده يا در حد چند جمله شفاهي و زباني معلوم نيست اما آنچه مهم و قطعي است اين عقيده خاتمي است كه «مهم مهرهها نيستند، مهم ساماندهي حركات بعد است.»
ساماندهي حركات بعد براي برگشت به قدرت
خاتمي شخصي است كه با توجه به شرايط و فرصتهاي پيش رو تصميم ميگيرد و تغيير ميكند زيرا در فكر «ساماندهي حركات بعد» است. اگر لازم باشد براي رأي آوردن در انتخابات سال ۸۰ چند قطره اشك ميريزد، اگر لازم باشد براي انتخابات سال ۸۸ از پروژه يا من يا ميرحسين استفاده ميكند، اگر لازم باشد عليه دولت حرف ميزند، اگر لازم باشد خود را حامي و دلسوز انقلاب ميداند و حتي برخلاف نظر برخي دوستانش در انتخابات مجلس نهم رأي به صندوق مياندازد، اگر لازم باشد از ميرحسين و كروبي انتقاد ميكند و اگر لازم باشد در آستانه انتخابات يازدهم رياست جمهوري در شب يلدا به خانه يكي از فرزندان موسوي و رهنورد ميرود و بر رفع حصر خانگي كروبي و ميرحسين تأكيد ميكند و باز اگر لازم باشد فرزندان كروبي و موسوي را براي صدور يك بيانيه نمايشي و رسانهاي ترغيب ميكند زيرا براي او مهرههايي مانند كروبي و موسوي مهم نيستند و «ساماندهي حركات بعد» براي «هموار شدن مسير برگشت به قدرت» مهم است و آنگونه كه خود گفته بعد از اين ميتوان سوار بازي شد. همچون بازي سال ۸۸ كه به قدرت نرسيدند و آن فتنه را به راه انداختند و خدا ميداند اگر در سال ۹۲ با اين عقايدي كه دارند به قدرت بازگردند چه اتفاقاتي رخ خواهد داد.
ارائه شكايت به مردم به شرط اجازه به مردم براي شكايت
صدور بيانيه از سوي فرزندان كروبي و موسوي در شرايط فعلي گرچه كار غيرحقوقي محسوب ميشود و آنان با اين كار قصد فريب افكار عمومي و عبور از قانون را دارند اما به هر حال شامل نكاتي است كه در اينجا فقط به مهمترين آن اشاره ميشود. طبق اين تيتر كه بيبيسي فارسي براي خبر انتخاب كرده است: «فرزندان موسوي و كروبي: به والدينمان فرصت شكايت به مردم ايران داده شود» خواستهاي كه در اين بيانيه مطرح شده، فراهم شدن فرصتي است تا موسوي و كروبي بتوانند شكايت دل خود را به پيشگاه مردم ايران عرضه كنند. فرصتي كه در اين بيانيه درخواست شده شايد با يك شرط قابل اجرا باشد و آن اينكه در مقابل «به مردم هم فرصت شكايت به موسوي و كروبي داده شود». بد نيست در اين زمان باقيمانده تا انتخابات يازدهم رياست جمهوري، فرزندان آقايان موسوي و كروبي با جناب خاتمي در خصوص شرط مزبور مشورتي بفرمايند و اگر جملگي با همين يك شرط موافقت داشتند، نظر خود را در بيانيهاي ديگر اعلام كنند، منتها اگر پاسخ مثبت باشد شكايت مردم به موسوي و كروبي بيانيهاي نيست، بلكه از جنس حضور پرخروش ۹ دي است كه به قول آن مداح عزيز «اين گردبادها به غيرت درآمده، تسليم رهبرند كه طوفان نميكنند.» شكايت مردم شكايتي از جنس طوفان است كه شايد بدترين عاقبت را براي موسوي و كروبي رقم بزند. فرزندان موسوي و كروبي كه با صدور اين بيانيهها در حال فضاسازي و برنامهريزي به طريق خاتمي براي انتخابات ۹۲ هستند، پاسخ دهند اين چه شكايتي است و شكايت پدرانشان از چه كساني است كه بيبيسي فارسي و صداي امريكا و ساير رسانههاي اپوزيسيون و ضدانقلاب از آن حمايت ميكنند؟ اگر شكايت يا حكايت دل پدران شما بر اساس اصول اسلام و انقلاب و قانون و مردمسالاري ديني شكل گرفته باشد، چرا پس از حوادث سال ۸۸ كه فرصت صحبت با مردم به افرادي چون موسوي داده شد، با شروط غيرمنطقي كه مطرح كردند فرصت حضور در رسانه ملي را از خود گرفتند و سپس در فضاي مجازي با فرافكني حرفهاي متوهمانهاي زدند و بيانيههايي صادر كردند كه از جنس بيانيه امروز شما خريدارانش انگليس و امريكا بود و هوادارانش حرمتشكنان روز عاشورا؟ راستي اگر به فرض محال شكايت پدران شما در قالبي باشد كه مردم را براي مشاركت بيشتر در انتخابات ۹۲ و استحكام پايههاي نظام و انقلاب ترغيب كند، آيا همان حرمتشكنان روز عاشورا كه توسط ميرحسين، مردم خداجوي ناميده شدند و امثال ندا آقاسلطانها كه رأي نداده، كف خيابان حامي ميرحسين و كروبي شده بودند، حاضرند شكايت قهرمانان خودساختهشان را وقعي بنهند و اصلاً طاقت ميآورند كه از زبان آنها بشنوند انقلاب رنگي قرار است در انقلاب اسلامي ايران پاي صندوقهاي رأي انتخابات ۹۲ حل شود و بار ديگر تجلي اراده مردم از صندوقهاي رأي باشد نه از كف خيابان؟ و اگر شكايت آنها خارج از اين مسير است، كدام عقل سليمي اجازه تكرار حرفهايي را ميدهد كه دوباره پاي معارضان و نه مخالفان به عرصه باز شود و فتنه احيا گردد و اين چه انتظاري است كه شما داريد؟ آيا اصلاً بيانيه خود را در ترازوي عقل وزنكشي كردهايد؟
پاسخهاي واقعبينانه به اين سؤالات ثابت ميكند كه اگر واقعاً ميرحسين و كروبي و خاتمي دل در گرو اسلام، انقلاب، قانون و مردمسالاري ديني دارند، راهي نخواهند داشت غير از توبه در پيشگاه خداوند و درخواست فرصتي جهت عذرخواهي از مردم و رهبر معظم انقلاب و همچنين اعتراف به اشتباهات خود در سال ۸۸ و تعهد براي پرهيز از تكرار آنچه كردند.