
اساتيد دانشگاهها به عنوان نخبگان جامعه در ارتباطي تنگاتنگ با يكي از اصليترين عناصر قدرت كشورمان يعني دانشجويان به سرميبرند كه از حيث تأثيرگذاري بر آگاهيهاي اين قشر تحصيلكرده و البته جوان كشور، اهميت ويژهاي دارند. لذا اساتيد بسيجي با توجه به پيشقدمي بسيج در پيگيري اوامر ولي فقيه ميتوانند بهترين مرجع در پيشبرد منويات رهبري در جوامع علمي كشور باشند. از اين رو براي پيگيري فرمايش رهبري درخصوص تجديدنظر در سياست تحديد نسل به سراغ مرتضي بماني، معاون آموزشي و دانشجويي دانشكده فني، مهندسي شهيد بهشتي كرج، عضو هيئت علمي اين دانشگاه و نيز از اعضاي فعال بسيج اساتيد رفتيم تا تلاشهاي بسيج اساتيد براي پيگيري اين دغدغه رهبري در محيط دانشگاهها را در همكلامي با وي جويا شويم.
شما كه يك استاد بسيجي هستيد، تلاشهاي بسيج اساتيد براي پيگيري مطالبه رهبري درخصوص تجديد نظر در سياست تحديد نسل را چطور ارزيابي ميكنيد؟ تا آنجا كه من اطلاع دارم در اين خصوص كار خاصي صورت نگرفته است. در حالي كه به نظر ميرسد اين بحث يك موضوع حياتي براي كشور است. البته در حد يك گفتوگو يا انعكاس سخنان رهبري تلاشهايي شد، ولي به آن شكل كه رويش يك كار تخصصي صورت بگيرد فعلاً اقدام خاصي انجام نگرفته است.
همانطور كه شما گفتيد اين بحث يك موضوع حياتي است، از سوي ديگر جوامع علمي كشور كه دانشگاه ركن اصلي آن است بايد براي مباحث حياتي برنامهريزي داشته باشد، تكليف چيست؟ به نظر من هم ما بايد يك برنامهريزي دقيق و كار كارشناسيشده ارائه بدهيم. وقتي بحث جمعيت پيش ميآيد، دو مقوله تهديد و فرصت توأمان پيش ميآيند. يعني يك جمعيت جهشي بدون برنامه همان قدر ميتواند تهديد به شمار آيد كه جمعيتي جوان، تحصيلكرده، بانشاط و با برنامه ميتواند يك فرصت براي پيشرفت و اعتلا باشد. گذشته از اين مورد در آموزههاي ديني نيز ما در قرآن داريم كه خداوند ميفرمايد هرگز از ترس فقر فرزندان خود را به قتل نرسانيد چون ما ضامن روزي آنها هستيم. حالا در كنار بحث ديني ما مباحث مذهبي را داريم كه جمعيت شيعه به عنوان يك جمعيت آگاه و الگو براي همه مسلمانان نبايد تحديد شود و همواره بايد در مسير كمال چه به لحاظ كمي يا كيفي قرار گيرد. با چنين دلايلي همان طور كه قبلاً گفتم ما احتياج به يك برنامهريزي دقيق و كارشناسي داريم كه قاعدتاً در اين راستا اساتيد بسيجي به عنوان اقشار نخبه و در عين حال متعهد جامعه بايد فعال شوند و در زمينهسازي براي افزايش جمعيت، نظير معرفي الگوي مديريتي خانواده يا دادن طرحهايي درخصوص ايجاد اشتغال و... راهكارهايي را ارائه دهند.
حالا صرفنظر از برنامههاي كلي و ريشهاي كه نياز به زمان زيادي دارد، در مباحث فرهنگي نظير اطلاعرساني، بسيج اساتيد كار خاصي انجام داده است؟ اگر نه چه كاري ميتواند انجام دهد؟
به شخصه اعتقاد دارم كه پيش از اطلاعرساني ما بايد بسترسازي كنيم. صرفنظر از مسئله تشكيل خانواده، خيلي از زوجهاي جوان هم هستند كه به دلايل گوناگون از ازدياد خانواده خود جلوگيري ميكنند، پس ابتدا ما بايد فكري براي دغدغهنسل جوان مثلاً در بحث اشتغالزايي انجام دهيم. اين حرف به اين معني نيست كه بايد از مسائل فرهنگي و اطلاعرساني غافل شويم. ما شاهد هستيم كه تاكنون هر بحثي درخصوص جمعيت مطرح شده، بحث تنظيم خانواده بوده، در حالي كه بسيج اساتيد ميتواند روي مديريت خانواده كار كند و الگوهايي را ارائه دهد. البته اين را هم بگويم كه از ابتداي سال تحصيلي جاري (مهرماه ۹۱) درس تنظيم خانواده متوقف شده و قرار است به جاي آن بحث مديريت خانواده تدريس شود. اين خودش يك گام مثبت رو به جلوست كه بسيج اساتيد نيز ميتواند پيگير مباحث آن شود و با پتانسيلهاي موجود در بسط آن تلاش كند.
اين طور كه از سخنان شما استنباط ميكنيم، بسيج اساتيد تاكنون نه تنها در بحث بسترسازي و برنامهريزي بلكه در مباحث فرهنگي و اطلاعرساني نيز كار خاصي صورت نداده است. به نظر شما اين كوتاهي نيست؟ به هرحال بسيجي صرفنظر از اينكه در چه قشري باشد بايد در اجراي امر ولي پيشرو باشد. عمر زيادي از بسيج اساتيد نگذشته است. در استان البرز كه بنده نيز در يكي از دانشگاههاي آن مشغول خدمتم عمر بسيج اساتيد به بيش از يكسال نميرسد اما در همين زمان نيز اين قشر توانسته منشأ خدمات خوبي شود.
مثلاً در بحث ورود واحد درسي دفاع مقدس به دانشگاهها، هرچند واحدي اختياري است، بسيج اساتيد نقش ارزندهاي در اين خصوص داشت كه براي آشنايي نسل جوان با دوران دفاع مقدس قدم شايستهاي بود. به نظر من بايد فرصت بيشتري به بسيج اساتيد داده شود كه اقدامات مثبت خود را افزايش دهد و در همين بحث تجديدنظر در سياست تحديد نسل نيز با جديت بيشتري وارد عمل كند.
به عنوان يك استاد بسيجي، پتانسيلهاي موجود در بسيج اساتيد براي پيگيري مطالبه رهبري درخصوص تجديد نظر در سياست تحديد نسل را چطور ارزيابي ميكنيد؟ امام(ره) و مقام معظم رهبري بارها تأكيد كردهاند كه منشأ غالب تحولات كشور دانشگاهها هستند. لذا اگر قرار است مسئلهاي در كشور نهادينه شود بايد ابتدا در دانشگاهها جا بيفتد و از آنها به ساير كشور تسري پيدا كند. اساتيد و به ويژه بسيج اساتيد هم كه به تعبير آقا فرماندهان جنگ كنوني و موجود در كشور يعني جنگ نرم هستند، گل سرسبد جوامع علمي كشور به شمار ميروند كه ميتوانند با تشكيل اتاقهاي فكر و كانونهاي انديشه، منويات رهبري را پيگيري كرده و براي هر كدام از آنها كه به واقع نياز اساسي ايران اسلامي هستند، يك برنامهريزي منسجم و همه جانبه ارائه دهند.
من در حين اين گفتوگو اشاره كردم كه براي تجديدنظر در سياست تحديد نسل ابتدا بايد بسترسازي شود و با رفع دغدغههاي اقتصادي جوانان و خانوادهها چارهجويي كرد.