کد خبر: 505418
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۱
در اردوگاه دوم خرداد چه مي‌گذرد
محمد اسكندري
دوم خرداد و شكاف‌هاي سياسي
شايد يكي از مواردي كه به خوبي بيانگر بحران‌هاي موجود در اردوگاه دوم خردادي‌هاست مسئله تناقض‌هاي عملي در ميان طيف‌هاي مختلف اين جريان است. در ماه‌هاي اخير شاهد صف بندي‌هاي متعددي در درون اردوگاه اصلاح‌طلبي هستيم. به طور كلي در فضاي كنوني سه نوع گروه در ميان اصلاح‌طلبان قابل رصد است. 

يك طيف از جريان دوم خرداد را بايد راديكاليسم‌هاي سبز بدانيم كه هنوز بر آرمان‌هاي فتنه ۸۸ پايبند هستند. موسوي خوييني‌ها همين چند وقت پيش بود كه در يك سخنراني طويل با صراحت تمام، بنيان‌هاي فتنه ۸۸ را دوباره تكرار كرد و بر ادعاي اثبات نشده تقلب در انتخابات ۸۸ پافشاري كرد. از ديگر سو و در همين اوضاع و احوال شاهد رويش‌هاي جديدي در بدنه اصلاح‌طلبي نيز هستيم.
گروه‌هاي جديدي كه سعي دارند تا در چارچوب‌هاي نظام فعاليت كنند و خود را معتقد به نظام و انقلاب مي‌دانند. در اين ميانه البته گروه سومي نيز هستند كه در برزخ سياسي قرار گرفته‌اند و يكي به نعل و يكي به ميخ مي‌زنند. اين گروه به نوعي مغازه دو نبش در بازار سياسي كشور باز كرده‌اند و سعي دارند تا جايگاه خود را در دو طيف تند و معتدل اصلاح‌طلبي حفظ كنند! امري كه به نظر كار آساني نمي‌آيد.
از همين تضادها و تفرق‌ها، تناقضات رفتاري بسياري نيز پديد آمده است. از يك سو فردي مانند خوييني‌ها دم از تغيير در بنيان‌هاي جمهوري اسلامي مي‌زند و از سوي ديگر افرادي همچون مصطفي كواكبيان مدام شعار حمايت از انقلاب و عمل در چارچوب‌هاي نظام را سر مي‌دهند. در اين ميان برخي از افراد مانند خاتمي نيز هستند كه هنوز تكليف خود را با فتنه مشخص نكرده‌اند و به دنبال بازگرداندن جريان اصلاح‌طلبي به درون نظام هستند. 

ريشه تناقض‌ها در اردوگاه دوم خرداد
به نظر مي‌رسد كه تناقض‌هاي آشكار كنوني در اردوگاه دوم خردادي‌ها را صرفا نبايد رفتارهاي تاكتيكي ارزيابي كرد. هرچند برخي مفسران معتقدند مجموعه اصلاح‌طلبي سياست ‌«ناز» را در پيش گرفته است و رفتاري دوگانه را پيش مي‌برد اما به نظر مي‌رسد كه اين شكاف‌ها و تناقض‌ها در اصل هويتي هستند. اصلاح‌طلبان، امروز در يك وضعيت خاص و به تعبيري بر سر يك دوراهي مهم قرار گرفته‌اند.
سابقه دوم خرداد، اصلاً سابقه روشني نيست و هيچ كس هم از اين سابقه سياه استقبال نمي‌كند. ضمن آنكه بايد توجه داشته باشيم كه بخش عمده‌اي از رهبريت جريان اصلاح‌طلبي در قضاياي فتنه ۸۸ عملاً از كشتي انقلاب بيرون پريدند و به سمت اردوگاه دشمن شنا كرده‌اند! نام اصلاح‌طلبي با مفاهيمي همچون براندازي، انقلاب مخملي، خيانت، مردوديت و... گره خورده است و از همين رو ضرورت حضور و موفقيت اصلاح‌طلبان در فضاي كنوني سياسي كشور عبور از اين رنگ و لعاب است.
دهه چهارم از انقلاب اسلامي دهه پيشرفت و عدالت نام گرفته است و مطالبه اصلي مردم از نخبگان و خواص سياسي پيشبرد اهداف توسعه‌اي در كشور است. امروز كانون رقابت‌هاي سياسي بر محوريت دغدغه‌هاي اقتصادي و چالش‌هاي رفاهي شكل گرفته است. رئيس‌جمهور آينده تمام تلاشش را بايد براي عملياتي كردن كامل قانون برنامه پنجم توسعه متمركز كند و پرواضح است كه در چنين شرايطي طرح مسائلي مانند الگوهاي توسعه غربي و در نهايت حاكميت دوگانه و... جايي ندارد.
از همين رو است كه معتقديم جريان اصلاح‌طلبي امروز با يك بحران هويتي روبه رو شده و اين بحران پس از انتخابات مجلس نهم عود كرده است. اصلاح‌طلبان افراطي تا پيش از اين مي‌پنداشتند كه پايگاهي ۳۰ ميليوني دارند! كه معتقد به براندازي نظام است اما وقتي قهر آنها با انتخابات مجلس نهم موجب نشد تا تنور انتخابات سرد شود اين سؤال براي سران دوم خرداد پديد آمد كه ما به كدام سو مي‌رويم؛ قهقراي سياسي؟! 

تنظيم اصلاح‌طلبي با قطب نماي نظام
اصلاح‌طلبان در شرايط فعلي راه چاره‌اي جز تنظيم حركت خود با قطب نماي نظام اسلامي كه همان خواست مردم است ندارند. آتيه فضاي سياسي كشور به سمت تكثرگرايي سياسي حول محورهاي آرمان‌هاي انقلاب پيش مي‌رود و كسي نمي‌تواند اين واقعيت را انكار نمايد. در چنين شرايطي است كه اصلاح‌طلبان نيز براي بقاي سياسي خود نيازمند اصلاح هستند. ملت ايران نشان داده است كه به راحتي از گروه‌هاي سياسي كه با خط انقلاب انحراف دارند عبور مي‌كنند و آنها را به ديار نسيان مي‌سپارند. «گروهك نهضت آزادي» شاهد مثال خوبي در اين قضيه است. گروهي كه زماني بالاترين مقام‌هاي سياسي در كشور را در دست داشت به دليل مخالفت با آرمان‌هاي انقلاب و خط ولايت فقيه به ناكجاآباد رسيد.
امروز نيز رمز بقا و ماندگاري اصلاح‌طلبان در فضاي سياسي كشور بازگشت به ممشاي نظام و رهبري است. البته دأب ما بر اين نيست كه مجرمان سياسي اصلاح‌طلب فتنه ۸۸ نيز مي‌توانند به نظام بازگردند بلكه جريان اصلاح‌طلبي بايد با رهبري جديد به آغوش نظام بازگردد. مقام معظم رهبري تعابير دقيق و نگاه عميقي به مسئله رقابت سياسي در كشور دارند و به شدت از دسته بندي‌هاي اصلاح‌طلبي، اصولگرايي انتقاد دارند. ايشان معتقد به اصلاح‌طلبي اصولگرايانه و اصولگرايي اصلاح‌طلبانه هستند. 

خرداد ۹۲ امتحاني بزرگ براي اصلاح‌طلبان
پيشتر و در گزارش‌هاي قبلي تأكيد شده بود كه ريخت شناسي پايگاه‌هاي اجتماعي اصلاح‌طلبان را بايد بيش از پيش مد نظر قرار داد و از تحليل‌هاي افراطي و تفريطي در اين حوزه جداً پرهيز نمود. هرچند طيفي اندك در داخل كشور هستند كه بازماندگان استبداد و ليبراليست‌ها و كمونيست‌ها و فمنيست‌ها و... هستند اما قاطبه و اكثريت قريب به اتفاق حاميان جريان اصلاح‌طلبي افرادي در چارچوب نظام هستند. دليلي كه مي‌تواند اين ادعا را ثابت كند همين اتفاقات سال ۸۸ است. در حالي كه در ۲۵ خرداد سال ۸۸ جمعيت كثيري در تهران تجمع اعتراضي داشتند اما در نهايت و با هويدا شدن ماهيت امريكايي ـ اسرائيلي شعار «تقلب در انتخابات» همه به آغوش نظام بازگشتند و در ۱۳ آبان و ۱۶ آذر ۸۸ تنها منافقين ميدان‌دار بودند و در نهايت در حماسه ۹ دي جريان فتنه منكوب مردم شد.
با اين حساب خرداد سال ۹۲ امتحان بسيار بزرگي براي رهبران جريان اصلاح‌طلب به حساب مي‌آيد. بدنه اجتماعي اصلاح‌طلبي خواهان رهبريتي عاقل، كاردان و اصلاح‌طلب واقعي است كه براي نظام و انقلاب كار كند. ميان اصلاح‌طلبي و براندازي خط مرز بسيار پر رنگي وجود دارد و نيروهاي عاقل اين جريان بايد موضع خود را در خصوص اين خط مرز آشكارا بيان كنند.
انتخابات سال ۹۲ مي‌تواند نقطه عطفي در تاريخ سياسي جريان اصلاح‌طلبي در كشور باشد. اگر همچنان مديريت اين جريان در دست نيروهاي افراطي باشد بدون شك دوران ممات سياسي اصلاحات در فضاي سياسي ايران رقم مي‌خورد اما اگر نيروهاي معتدل بتوانند زمام امور در اين جريان را در دست بگيرند معادلات براي اصلاح‌طلبان به گونه ديگري رقم خواهد خورد. پيش فرض دستيابي به چنين امري منوط به حل پارادوكس‌هاي هويتي موجود در جريان اصلاح‌طلبي با مفاهيمي همچون آرمان‌هاي انقلاب، قانون اساسي و خط ولايت است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار