
عراق اين روزها دوران پرفشاري را تحمل ميكند. از يكسو طارق الهاشمي، معاون سني مذهب رئيسجمهور از كشور گريخته و در تركيه اقامت گزيده است و در اين كشور از هر نوع اقدامي عليه دولت مركزي نميگذرد تا آن را به سمت تضعيف سوق بدهد. از سوي ديگر آنچه اين روزها عراق را بسيار به خود مشغول كرده فعاليتهاي اقليم كردستان و اختلافي است كه با دولت مركزي عراق بر سر ميزان قدرت و همچنين منابع نفتي دارد. مسائل پيش آمده با اقليم كردستان باعث شده تا عراق دوران پرتنشي را با اقليم كردستان سپري كند. اگرچه زياد نشان داده نميشود اما اقليم كردستان دوران پيش از استقلال را در ذهن ميپروراند و بدش نميآيد كه سنگ بناي استقلال كردستان بزرگ در منطقه باشد. اگرچه در ميان كردهاي سياسي منطقه به قدري اختلاف و شكاف وجود دارد كه نتواند آنها را به راحتي دور هم جمع كند اما عمده كردهاي سياسي و مبارز در يك چيز با هم اشتراكنظر دارند و آن استقلال و تشكيل دولتي مستقل است كه اين انديشه همزمان چهار كشور همسايه را با بحران مواجه ميكند اما مسئله ديگري كه عراق در اين ايام با آن مواجه شده ميتواند براي كل كشور گران تمام شود؛ موقعيت جسماني جلال طالباني، رئيسجمهور كشور و رهبر حزب اتحاديه ميهني كردستان (PUK) است. عراق جداي از اين مشكلات با مخالفتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي نيز مواجه است كه در منطقه مهمترين مخالفتها از كشورهايي همچون تركيه و عربستان صورت ميگيرد و در فرامنطقه نيز امريكاست كه با عراق فعلي داراي مشكلات فراوان است. عمده اين اختلافات نيز به شيعه بودن دولت و عمده كابينه آن بازميگردد. اگرچه امريكا علاقهمند است عنوان كند كه عراق دوران ثبات را سپري ميكند و علت آن نيز اين است كه ميتواند ادعا كند اين كشور را با فروپاشاندن دوران صدام حسين به سمت ثبات و امنيت سوق داده است اما از اينكه در اين كشور آراي دموكراتيك، قدرت را در اختيار شيعيان قرار داده بسيار نگران است و علاقه ندارد اين روند ادامه پيدا كند يكي از دلايلي كه در حال حاضر اقليم كردستان چنين مواضعي را اتخاذ ميكند و همچنين شرايطي مهيا شده تا رژيم صهيونيستي در اين اقليم نفوذ كند، به مخالفتهاي امريكا با دولت شيعي عراق باز ميگردد. چنين نگرشي در كشورهايي همچون تركيه و عربستان نيز وجود دارد. در اين ميان دولت حزب اعتدال و توسعه با اشتباه محاسباتي به گونهاي از طارق الهاشمي و اقليم كردستان حمايت ميكند كه با بالا گرفتن خواست كردهاي سياسي براي استقلال بيش از همه دامن اين كشور را ميگيرد.
با توجه به اينكه ۲۰ درصد از جمعيت تركيه را كردها تشكيل ميدهند كه اتفاقاً بسياري از آنها دل خوشي از دولت مركزي ندارند، بنابراين بازي كردن تركيه در زمين اقليم كردستان نميتواند منافع منطقهاي اين كشور را تأمين كند. در چنين شرايطي جلال طالباني به خاطر وضعيت جسماني خود در آلمان بستري شده و دستكم فعلاً نميتواند نقش ميانجي را در عراق و حتي بخشهايي از منطقه ايفا كند. جلال طالباني يكي از معدود چهرههايي است كه تاكنون توانسته توازني چشمگير بين كردها، شيعيان و سنيهاي عراق برقرار كند. طالباني به خاطر گذشته و همچنين شخصيت خاص خود تقريباً مورد وثوق همه اقشار و اقوام عراق است. بنابراين حضور او در جايگاه رياست جمهوري عراق بسيار مثبت ارزيابي ميشود. به اين دليل كه توانسته از يك سو اتحاد را در عراق حفظ كند و از سوي ديگر از دخالتهاي تفرقهافكنانه دولتهاي مخالف عراق در منطقه و فرامنطقه بكاهد.
بنابراين فقدان چنين شخصيتي ميتواند مشكلات و بحرانهاي احتمالي را به عراق بازگرداند. اختلاف در ميان كردهاي عراق و رويارويي كه بين اقليم كردستان و دولت مركزي وجود دارد و همچنين اختلافات سياسي تحريك شونده بين شيعيان و سنيها كه مورد توجه مخالفان دولت عراق است هر لحظه ميتواند اين كشور را با بحران مواجه كند. در چنين شرايطي حضور طالباني ميتوانست بسياري از مشكلات را رفع و رجوع كند و ميانجيگريهاي وي عراق را از بحران احتمالي عبور دهد.
اما در اين اوضاع اگر رئيسجمهور نتواند تا يك ماه امورات رياست جمهوري را برعهده بگيرد پارلمان عراق موظف است تا شخصي را جايگزين وي كند. اين همان اتفاقي است كه به توافق رسيدن بر سر آن دشوار است و ميتواند اتحاد عراق را با مشكل مواجه كند. البته نبايد به شكل مطلق به مسئله نگاه كرد و فقدان يك شخص را در سياست عراق تا اين همه تأثيرگذار تلقي كرد اما نبود طالباني در اين شرايط كه برخي از مشكلات بنيادي عراق همچون بحث اقليم كردستان و اختلاف متورم شده با دولت مركزي نگرانكننده است. به اين دليل كه او با توجه به كرد و سني بودن و همچنين نزديك بودن به شيعيان و حضور در دولت مركزي به عنوان رئيسجمهور ميتوانست با ميانجيگري هميشگي نقاط مشترك گروههاي مختلف را صيقل دهد تا امنيت عراق با تهديد مواجه نشود.