
«به آدرس صفحه اينترنت نگاهي دوباره كرد، آدرس سايتي را كه جستوجو كرده بود كنترل كرد. آدرس درست بود! ولي محتواي آن به سايتهاي فَشن و مُدلينگ اروپايي بيشتر شبيه بود تا. . . »؛ اين عبارات جملات گذرايي است، كه از ذهن هر كسي كه به برخي از سايتهاي ايراني پوشاك، به ويژه صنعت چرم مراجعه ميكند، ميگذرد؛ صنايعي كه به واسطه ارزآوري و عدم خروج ارز همواره مورد توجه بوده است و به دليل توليد ملي و كارآفريني همواره با احسنتها و آفرينهاي مسئولان همراه و به عنوان الگو معرفي شده و از آنان تقدير به عمل آمده است.
ولي تمامي اين مزيتها، اين حق را به آنان نميدهد كه بيمحابا به تبليغ به سبك نامتعارف بپردازند، و بدون توجه به ضوابط و شرايط عمل كنند. كارآفرين بودن به بهاي خرد شدن فرهنگ حيا چه ارزشي دارد؟ توليد ملي همراه با ترويج فرهنگ غيرملي و ديني چه خاصيتي خواهد داشت؟
در نگاه اول و آخر، محتواي تبليغات اينترنتي، بنري و پوستري اين عرضهكنندگان مشابه محتواي معروفترين مجلات مُد و لباس در اروپا و امريكا است، اگر نگاهي گذرا به مجموعه زمستانه اين تبليغات بيندازيد، خواهيد ديد كه كاملاً منطبق با تصاوير آن نشريات بوده و تداعيگر كپيبرداري موبهمو از آنان است؛ تصاويري كه نشر آنان براي خيلي از جريدهها و مجلات مجوزدار ايراني خالي از اشكال نيست و در صورت تكرار قابليت لغو مجوزشان را هم خواهد داشت.
تصاويري كه در مجله «آلا»ي تركيه كه مثـلاً براي محجبهها منتشر ميشود، هم يافت نميشود، مجلهاي كه در كشوري با نظام لائيك اداره ميشود و در مقابل ساير مجلات اروپايي براي خود نامي دست و پا كرده است. پس با چه استدلالي اين توليدكنندگان از آن تصاوير بهره ميگيرند؟ يكي از دلايل آن ميتواند نبود نظارت در اين بخش باشد، قطعاً براي جلوگيري از بروز چنين معضلاتي راهكارهايي وجود دارد.
البته اگر باز هم به رسم مألوف در اين جا هم به خلأهاي قانوني برنخوريم! برخي از اين توليدكنندگان كار را تا جايي به پيش ميبرند، كه در سايتهاي خودشان بخش «فَشن شو» و نمايش «مُدلينگ» به راه مياندازند، اسامي كه غالباً با فرهنگ ايراني- اسلامي و سبك زندگي مطابقت نداشته، ندارد و نخواهد داشت! هر چند، زماني كه ميخواهيم دو واژه مُد و اسلامي را به زور به هم پيوند بزنيم و موجود تازهاي به نام «مُد اسلامي» را بهوجود بياوريم، ثمرهاش بهتر از اين نميشود! دو كلمهاي كه نسبت به هم خاصيت آب و آتش را دارند و جمع اضداد هيچ گاه رخ نميدهد.
اگر از اسلام توقع مُدسازي و در نهايت تجويز «لباس فخر» كه براي آن حكم حرام را ميدهد، داشته باشيم يا از مُد، وظيفه «پوشش كامل» كه در تناقض ذاتياش است را بخواهيم، هيچ گاه اين امر اتفاق نميافتد.
اما برخي از توليدكنندگان كه در سايتهاي خودشان تا حدودي از اين گونه تبليغات يا استفاده نميكنند يا كمتر استفاده ميكنند، براي بهرهگيري از اين روش تبليغاتي متوسل به ابتكارات ديگري ميشوند، بدين ترتيب يا به تبليغات زنده در نمايشگاههاي پوشاك و برپايي جشنهاي مختلف دست ميزنند، كه با دعوت از بازيگران (خصوصاً بازيگران خانم) كه تصاوير آن در اينترنت به وفور يافت ميشود به تبليغ بدحجابي و در مقام اولي به بيحجابي ميپردازند يا در ساير سايتهاي فروش متفرقه به ارائه تصويرهايي كه گاهي به ابتذال نيز روي ميآورد مبادرت ميورزند.
توليدكننده مانتويي كه اصولاً براي پوشش و گاهي تبليغ حجاب (وظيفه فراموش شده اكثر آنها) كه وظيفه ذاتياش است، پا به اين ميدان گذاشته است، توليدكنندهاي كه براي كارآفريني لوح تقدير دريافت كرده و براي عبور از بحران و معضل، مانتوهاي زير ده هزار توماني و آستين كوتاه زيرزميني را توليد ميكند، ناگهان پس از قدرتمند شدن، به تمامي آرمانهاي تعريف شدهاش پشت پا ميزند و راه جديدي براي خود در پيش ميگيرد، و درست در همان مسير متضاد با رسالتش حركت ميكند.
در اينجا اگر فرض را بر حالت خوشبينانه قرار دهيم و اين امر را از سوي توليدكنندگان ناآگاهانه بدانيم، بايد گوشزد كرد، كه متأسفانه در راستاي همان استفاده ابزاري و عروسكوار از «شخصيت زن» حركت ميكنند، استفادهاي كه فقط اهداف تجاري را برآورده نكرده و به دنبال خود تبعات نامطلوب فرهنگي و معضلات اجتماعي را نيز بار ميآورد. در اينجا دوباره به همان مقوله قديمي نظارت البته پررنگتر و كارآمدتر از قبل برميگرديم؛ نظارتي كه مسير درست را مشخص كند نه اينكه اجازه ورود هرگونه «آزادي وارداتي» آن هم از داخل مجلات مُد را صادر كند!