
وقتي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران نمره ۲۰ به تنها زن كابينه خويش ميداد، هيچكس تصور بركناري او را نميكرد؛ هرچند شايعههاي بسياري در اين مورد به خصوص در فضاي رسانه و بين عقلا مطرح بود. دو هفته گذشته، شبانگاهي در وزارتخانه تحت اقليم بانوي كابينه پيچيد كه فردا خانم وزير ديگر به ساختمان شيشهاي سلامت نخواهد آمد ولي با طلوع خورشيد و آمدن سركار خانم وزير، داشتيم مطمئن ميشديم كه دشمن است كه شايعه را ميسازد ولي امروز مطمئن شدهايم كه اگر دشمن نقش چنداني نداشته است حتماً دوستان وزير كه در مراسم گوناگون وي را تمجيد و عمر دولتش را تا پايان حضور دكتر احمدينژاد ميدانستند يا خودشان هم اعتباري چون وي دارند يا دستي از عوالم پنهان، چنين مديريت نظام سلامت كشور را نشانه رفته است!
نگارنده هرچند خود را از منتقدان نظام سلامت و برخي سياستگذاريهاي وزير سابق بهداشت ميداند ولي مانند هر انسان عاقلي ميداند كه اگر آمدن مدير جديد نتواند اوضاع را حداقل ۴۰ درصد بهبود ببخشد، ناكارآمدي محض خواهد بود. همه خبرگان به خصوص مقنين مجلس در بركناري اين وزير مباحث فراواني را مطرح كردند، هرچند بر تواناييهاي دكتر طريقت منفرد، سرپرست فعلي وزارت بهداشت نيز اشاراتي دارند. اين مباحث اين روزهاي نظام سلامت را كه چون كشتي بر طوفان نشسته سوار بر امواج سهمگين كمبود اعتبارات ارزي، واردات مواد خام دارويي و تجهيزات پزشكي روبهرو است و به مرواريد غلتاني شبيه است كه عنقريب به كف درياي متلاطم ميرسد، نگارنده را بر آن داشت تا به پايهايترين مباحث مديريت در نظام سلامت بپردازد؛ يعني كارآمدي. در مطلب هفته پيش كه در «شهر هشتم» و با عنوان «مديريت جهادي؛ زيربناي رفاه و سلامت در كشور» منتشر شد تأكيد كردم كه مديريت اصليترين مشكل نظام سلامت بوده و نقش ساير موارد به پررنگي اين عامل حياتي نيست و آنچه اين مديريت را رنگ و لعابي دو چندان ميبخشد؛ كارآمدي اين درفش كاوياني است.
پرواز بر قوي سفيد سلامت در ريزگردهاي اقتصادييكي از استادهايم هميشه ميگويد كه كارآمدي يعني انجام دادن صحيح يك كار درست. اين چون درفشي بر ذهن نگارنده حك شده است كه بهرهوري در نظام سلامت وقتي با كمترين هزينه و بيشترين و باكيفيتترين خدمات مراقبت از سلامت با هزينههاي معيني به دست آيد و از طرفي، منابع در مسيرهايي به كار گرفته شود كه بيشترين سود را عايد كند يا بيشترين افراد جامعه از آن بهرهمند شوند، آنگاه ميتوان گفت كه كارآمدي در مديريت نظام سلامت رخ داده است. از اين روست كه دغدغه هر مدير عاقلي در نظام سلامت، كارآمدي است اما پرواز بر قوي سپيد سلامت، آن هم در طوفان ريزگردهاي اقتصادي و اجتماعي ويژگيهايي خاص را به همراه خواهد داشت كه كارآمد بودن اداره آن را دو صد چندان اجباري ساخته است. مشتريان اين سيستم، وسيع الطيف، با ديدگاهها و آگاهيهاي گوناگونند و بالطبع كسب رضايتمندي مشتري به عنوان «سلطان اقتصادي» كاري دشوار است، سنجشي كه مؤيد ميزان كارآمدي مديريت در نظام سلامت است. اما براي آنكه اين كارآمدي و به طور مشخص اين رضايتمندي ايجاد شود مديريت كارآمد سلامت چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟ بزرگان سلامت جهان يكي از مهمترين ويژگيهاي مديريت كارآمد سلامت را تكريم ارباب رجوع به صورت تمام و كمال ميدانند. آنان معتقدند خادمين سلامت بايد حداكثر تلاش خود را براي ارج نهادن به بيمار و حقوق حقه وي به كار برند؛ به گونهاي كه منشور حقوق بيمار سند كارآمدي نظام سلامت ميتواند باشد.
توليد درد در نظام درمان!هرچند در ساير بازارهاي اقتصادي بر اساس محاسبه «هزينه- فايده» ميتوان به كارآمدي سيستم دست يافت ولي به اعتقاد من آنچه كارآمدي مديريت در نظام سلامت را از ساير بخشها متمايز ميسازد، توجه مديريت سلامت به اثربخشي در اين بخش است؛ به گونهاي كه گاهي وقتها نميتوان براي كاهش درد يك بيمار كه توسط نظام سلامت ايجاد ميشود، قيمتي تعيين كرد!
يك طرف كارآمدي مديريت در نظام سلامت مشتريان و طرف ديگر آن منابع نظام سلامت هستند كه از دانشجويان تا استادان و از اعتبارات تا اختيارات و از زمان تا مكان متنوعند. يكي از ويژگيهاي مديريت كارآمد سلامت، آموزش صحيح منابع انساني از ابتدا تا انتهاي عمر سازماني است. تجديدنظر در مدلهاي آموزشي و توجه به لياقتها و علاقهمندي دانشجويان از نكات مهم در بازنگري امر مديريت آموزش در نظام سلامت است. مديريت كارآمد سلامت بايد به دانشجويان خود به عنوان ديدهبانان خويش بنگرد، آنان چون عقاباني كه در سرتاسر گيتي سلامت گستردگي دارند، ميتوانند در اصلاح فرآيندها و درنهايت كاهش خطاهاي پزشكي و مديريتي و افزايش كيفيت پيوسته خدمات مراقبت از سلامت و رضايتمندي بيماران و همراهان و كارآمدي مديريت سلامت را دو صد چندان كنند. بيتوجهي به نقش عوامل اجتماعي، اقتصادي و ظرفيتي در انتخاب رشته توسط دانشجويان علوم سلامت كه منجر به سرخوردگي افراد، عدم تلاش در امر يادگيري و بروز ندادن خلاقيتها و نوآوري در رشتههاي تحصيلي و مشاغل آينده آنها خواهد شد و همچنين حضور اساتيد نه چندان علاقهمند به امر تدريس كه زمان كافي به امر آموزش دانشجويان و يادگيري خودشان اختصاص نميدهند و از توانايي كافي و هنر تدريس برخوردار نيستند و عدم پرداخت به مسائل پزشكي جامعهنگر و طب پيشگيري و كلنگر در نظام آموزش سلامت كشورمان منجر به اتلاف منابع در اين بخش ميشود.
مزاياي خوب براي دستاندركاران نظام تندرستيتوجه به حقوق و مزاياي متناسب با عملكرد كاركنان نظام سلامت از ديگر ويژگيهاي مديريت كارآمد ميباشد و اين يعني سيستم پرداخت سالم و عادلانه. همواره از پديده زشت زيرميزي به عنوان يكي از بزرگترين مخاطرات اخلاق پزشكي ياد ميشود، مديريت كارآمد در نظام سلامت بايد از طريق فراهم آوردن نظام صحيح و عادلانه تعرفهگذاري خدمات مراقبت سلامت و تعامل با نظام بيمهاي زمينه را براي كسب درآمد عادلانه و مشروع فراهم آورد. بالطبع و متأسفانه بايد وجود زيرميزي را از دلايل ناكارآمدي مديريت در نظام سلامت دانست. از ديگر ويژگيهاي مديريت كارآمد در نظام سلامت مديريت بر مبناي علم برنامهريزي مبتني بر نظام بودجهريزي عقلايي است. بيجهت نيست كه گفتهاند بودجه نبض سازمان است و عدم تخصيص بودجه مناسب و متناسب با فعاليتها سبب ناكارآمدي مديريت و مرگ سازماني ميگردد. چيزي كه اين روزها نقل بازار رسانهها، دانشجويان، استادان و مديران سلامت كشور است منتج از همين ناكارآمديهاست. اينكه چه ميزان مديران سلامت بتوانند در كشور بر اهميت وجود بودجه به صورت عقلايي در اذهان سياستگذاران بتازند و اينكه سياسيون به حرف آنها اعتقاد پيدا كنند، خودش نوعي كارآمدي مديريت در نظام سلامت است. وقتي رئيس دانشگاه علوم پزشكي به دليل عدم وجود اعتبارات توانايي پرداخت هزينههاي دستگاه خود را ندارد و نماينده عالي دولت يعني استاندار هيچگونه كمكي به او نميكند؛ اين يعني اينكه تعامل مديران ارشد سلامت با استانداران، بيمهها، دولت و بالطبع رئيس دولت در حد بسيار ضعيفي است حتي اگر هر دو طرف براي يكديگر نمره ۱۰۰ در نظر بگيرند! كارآمدي مديريت سلامت وقتي حاصل ميشود كه نقش توليت، تنها وظيفه وزارت سلامت در كشور ما باشد. وظيفه نظارت بر حسن خدمات و تأمين منابع وقتي با توليت آميخته شد، ديگر خودبهخود كارآمدي نظام سلامت زيرسؤال است. همين اصل اساسي است كه صداي وزير معزول و يار ديرينش را در واپسين زمان و در روزهاي آخر دولت دهم به عنوان منتقد بودجهاي دولت به گوش همگان رساند.
سلامت اسباببازي سياست نيستمديريت سلامت را نبايد با تزريق سياست نابود كرد. كارآمدي مديريت سلامت ميطلبد مديران اين كشتي طوفانزده خود را بازيچه دست سياستزدگان نكنند و مديريت سيستمي مبتني بر عقل و خرد جمعي را پيشه خود سازند، آنان كه پيشترها در سلامت كشور مطرح بودند، گنجهايي هستند كه متأسفانه توسط مديريت ناكارآمد ناديده گرفته شدند و اين شد كه پزشك خانواده را محصول خود دانستند البته محصولي كه در محيط آزمايشگاه هم حاصل نشد.مديريت كارآمد سلامت بايد بكوشد تا با دادن آگاهيها و آموزشهاي عمومي به مردم و توسعه پزشكي اجتماعي، ضمن افزايش سطح مشاركت عمومي در توسعه سلامت، با كاهش سطح القايي خدمات مراقبت از سلامت در بين مردم گامي اساسي در اصلاح اقتصاد سلامت كشور بردارد. آنچه مديريت سلامت را كارآمدتر خواهد ساخت ايجاد فضاي رقابتي در ارائه خدمات مراقبت از سلامت در تمامي بخشها خواهد بود. مديران با ايجاد چنين فضايي، ارائه خدماتي باكيفيت و در نهايت تنظيم بازار سلامت و توسعه عدالت را فراهم خواهند آورد. كارآمدي مديريت سلامت وقتي تلالو خواهد داشت كه هركسي در نظام سلامت بداند مسئول چه خدمت و مراقبتي است.
منتقدها فراموش نشوندتوجه به منتقدان و ديدهبانان خارج و داخل نظام سلامت و تفكر انتقادي آنان به مثابه زنگ هشدار براي هر مدير كارآمدي در نظام سلامت ميباشد. تكرويها و ايجاد حلقه مديريتي كوچك و خاص و ناديده گرفتن مطالبات بحق منتقداني كه همواره دست دوستي آنها به سوي مديريت نظام سلامت دراز است، تنها عاملي است كه ميتواند در عزل هر مدير ناكارآمدي، كارا باشد.
هرچند تغيير وزير از حقوق حقه هر رئيس دولتي است ولي بيثباتي در مديريت نظام سلامت به ويژه مديريت مياني آسيبپذيري اين سيستم را بيشتر ميكند و زمان رسيدن به اهداف را به تأخير مياندازد. بيتوجهي به تجربه مديران مشغول و تعويض آنها بدون توجه به ملاكهاي لازم و سركار گماردن مديران با تجربههاي كمتر سبب از دست دادن زمان و اتلاف منابع انساني، سرمايه و تجهيزات ميگردد. از طرفي با توجه به مسئوليتي كه به مديران داده ميشود، جبران خدمات آنها مكفي به نظر نميرسد، اين امر هم سبب بيانگيزه شدن مديران در امر مديريت و هم بيتوجهي مديران لايق براي به دستگيري مديريت در نظام سلامت ميشود.
مرور كه ميكنم ميبينم، تمامي كارآمديهاي مديريتي در نظام سلامت وقتي به شكل صدردصدي تحقق خواهند يافت كه فرهنگ جهادي زيربناي هر توسعهاي در اين بخش حياتي كشور باشد و اگر اين فرهنگ جهادي به صورت سيستماتيك و نه صرفاً شعاري تحقق يابد، مهم نيست كه چه مديري در حاكميت علوي سكاندار كشتي سلامت كشور باشد. آنچنان زيربناها ايجاد شده و توسعه يافته خواهد شد كه كارآمدي سازماني آن مدير را به سوي تحقق سلامت و رفاه ولايي رهنمون خواهد ساخت.