دلار از نگاه دولت چقدر ميارزد و با چه استدلالي اكنون به دنبال پرداخت يارانه ارزي است؟ نگاهي به سابقه اظهارات رئيسجمهور نشان ميدهد كه وحدت رويه خاصي در سياست نرخگذاري ارز در اين دولت وجود ندارد و بيشتر از علم اقتصاد، علم كلام مسير سياستهاي ارزي را تعيين ميكند.
بد نيست پيش از اشاره به اظهارنظرهاي دكتر احمدينژاد قيمت دلار را در سال ۸۴ يادآور شويم.
قيمت دلار در سال ۱۳۸۴، زماني كه محمود احمدينژاد، رئيسجمهور شد و دولت را تحويل گرفت، ۹۰۲ تومان بود و اينك در بازار آزاد ۳ هزار و ۲۰۰ تومان داد و ستد ميشود و همين نرخ نيز معيار قيمتگذاري بسياري از كالاها از جمله طلا است. همچنين هر قطعه سكه بهار آزادي ۹۶ هزار تومان بود ولي امروز يك ميليون و ۲۶۰ هزار تومان است. در اين مدت دلار ۵/۳ برابر شده و سكه افزايشي۱۲/۱۳ برابري را نشان ميدهد و بيانگر كاهش قدرت پول به همين تناسب است.
شايد مهمترين دليل اين حوادث افزايش قيمت نفت و تزريق پولهاي نفتي به داخل كشور و ابتلا به بيماري هلندي باشد اما اين بيماري هلندي كه اكنون ما را به ركود تورمي سختي گرفتار كرده، نتيجه چيست؟ آيا ميتوان تمام تقصير را بر گردن امير منصورهاي آريا يا جمشيد بسم اللهها و جنهايي انداخت كه هيچگاه نامشان قابل ذكر نيست!
آيا ميتوان اكنون كه در مرحله پسابيماري هلندي هستيم و ديگر از درآمدهاي افسانهاي نفتي هم خبري نيست، خود و مسئوليت مديريتي خود را ناديده بگيريم و حرفهايمان را تكذيب كنيم و خود را پس از توزيع يارانه نقدي از بازخواست محافظت كنيم؟
آيا استراتژي سكوت دولت در حوادث مربوط به سكه و طلا در سال گذشته ميتواند كارا باشد؟ آيا ميتوان نرخ ارز را كه اكنون روي تمامي اجناس كشور اثر گذاشته همچون صفهاي طولاني شبانه براي ثبتنام سكه با كارت ملي و وعدههاي مكرر تنظيم و كنترل بازار را به فراموشي سپرد؟ آيا افزايش آرام و روزانه ارز را ميتوانيم اينبار هم بر گردن جمشيد بسمالله جديدي بيندازيم و بگوييم كه يك فرد در سبزه ميدان روي چهارپايه ميايستاد و نرخ تعيين ميكرد و نفوذ كلامش از رئيسجمهور كشورش هم بيشتر بود؟ آيا گفتن افزايش قيمت ارز يك جنگ رواني است، جنگ رواني موضوع شاخ و دم داري نيست، مسئوليت دولت را مبرا خواهد كرد؟
مروري بر سخنان رئيسجمهور در دوسال اخير ضمن پاسخ به اين سؤالها نشان ميدهد كه دولت بيشتر به علم كلام علاقهمند است تا عمليات علمي اقتصادي. هشتم آبان ماه ۱۳۸۹، محمود احمدينژاد در برنامه گفتوگوي زنده سيما حضور يافت و همچون روال معمول آن روزها، مصاحبه به نحو بديعي آغاز شد. در آن روز، در ابتدا مجري برنامه تولد رئيسجمهور را ـ كه ششم آبان بود ـ به وي تبريك گفت و ابراز اميدواري كرد كه حضور وي باعث خير و بركت در كشور شود.
در آن شب، احمدينژاد از رئيس كل بانك مركزي درخواست كرد كه «نرخ ارز را واقعي كند؛ واقعي نه از آن جهت كه نرخ دلار به بيش از ۳ هزار و ۸۰۰ تومان بالا بكشد و بعد آن را در محدوده ۳ هزار و ۲۰۰ تومان در بازار آزاد كنترل كند و نرخ ارز مورد نياز را در بازار مبادلاتي تأمين كند بلكه كاهش قيمت آن «حالا حالا»ها تداوم يابد». احمدينژاد گفته بود: «از دكتر بهمني (رئيسكل بانكمركزي) خواستهايم كه قيمت ارز (دلار) را واقعي كند، زيرا وقتي ذخاير عظيم ارزي در اختيار داريم بايد پول ملي را تقويت كنيم؛ لذا روند كاهشي نرخ ارز بايد ادامه يابد. زماني موفق خواهيم بود كه پول مليمان، پول قدرتمندي باشد.»
احمدينژاد در ارديبهشت سال گذشته يكبار ديگر در برنامه زنده تلويزيوني حاضر شد. در آن زمان دلار در بازار آزاد زير هزار و ۲۰۰ تومان بود. وي با تأكيد بر تقويت پول ملي در مقابل ارزهاي خارجي تصريح كرد: بانك مركزي مأمور شده كه بازار ارز را كنترل كند و اين كار را انجام خواهد داد. با وجود مصرف بالاي ارز، ذخاير و درآمد ارزي ما نيز بسيار بالاست. برخي ميگويند اگر ارز را ۳۰۰ تومان بالا ببريم براي دولت درآمد كسب ميشود، اما بايد توجه داشت كه اين درآمد كاذب است و بيش از اين درآمد، هزينه به اقتصادملي تحميل ميكند.(!)
احمدينژاد در آن برنامه تلويزيوني با انتقاد از كساني كه اظهار ميكنند قيمت ارز به هزار و ۲۰۰ تومان خواهد رسيد، گفته بود: قيمت ارز در همين حدودي است كه در قانون پيشبيني شده است و يك درصد بالا رفتن مهم نيست و جزو نوسانات بازار به شمار ميرود. احمدينژاد در ۱۳ مهرماه ۱۳۹۰، زماني كه دلار هزار و ۲۵۰ تومان بود، در جمع مردم همدان به بحث بازار ارز و فعاليتهاي عدهاي در اين بازار اشاره كرده و گفت: ما آنقدر ذخيره ارزي داريم كه تمام نيازهاي كشور، تمام واردات كشور و مسافرتهاي كشور را به خوبي انجام دهيم، به خدا اگر اين زشتكاريها و خودخواهيها نباشد قيمت ارز بايد پايين بيايد. الان يك دلار امريكا در اقتصاد ما به اندازه ۹۰۰ تومان هم نميارزد. آنها وارد ميشوند و هرچه بانك مركزي ميريزد ميخرند و فضاسازي ميكنند و ميگويند قيمت ارز بايد بالا برود چرا؟» اما از سوي ديگر سخنان سخنگوي دولت نشان از فراموشي گفتههاي رئيس دولت دارد.
وي در جمع خبرنگاران هفته پيش گفته بود كه نرخ ارز در بودجه ديگر نه ۹۰۰ تومان مورد علاقه دكتر كه كمي كمتر از ۲ هزار تومان است. تناقض گفتاري حتي به اين دو موضوع محدود نيست، چراكه چندي است پرداخت يارانه ارزي ناشي از اختلاف قيمت ارز بازار آزاد، مبادلاتي و نرخ مندرج در برنامه بودجه زمزمه ميشود و رئيسجمهور در آخرين برنامه تلويزيوني با مجري مورد علاقهاش درباره يارانه ارزي سخن گفته بود. آنچه در ميان سخنان مطرح شده طي دو سال اخير درباره سياست نرخگذاري ارز قابل مشاهده است، توانايي دكتر در كنترل قيمتهاي ارز و البته توانايي دسترسي به منابع حاصل اختلاف نرخهاي ارزي است و اتفاقاً اين منابع ارزي آنقدر زياد هستند كه بتوان آن را در قالب يارانه ارزي توزيع كرد. ارزي كه به گفته رئيسجمهور بيش از ۹۰۰ تومان نميارزد و معتقد بود عدم كنترل قيمت ارز بر اقتصاد ملي هزينه تحميل ميكند.