
عوامل فتنه ميكوشند از سخنراني شخصيتهاي وابسته به خود در جمع برخي از خانوادههاي شهداي دفاع مقدس خبر و تيتر يك براي رسانههاي خود برگزينند و آنچنان القا كنند كه هر كس نداند فكر ميكند هزاران خانواده از خانوادههاي شهدا در آن جمع حضور داشتهاند اما وقتي به خبر و تصاوير مراجعه ميكنيم متوجه ميشويم حداكثر ۱۵ تا۲۰ نفر از ميان چند صد هزار نفر كه جزو خانواده شهدا محسوب ميشوند، در آن جمع حاضر بودهاند، همچنين هرگاه ميخواهند به حركات خود رنگ تقدس بپاشند، از زبان و قلم يك روحاني استفاده ميكنند و آنچنان از القاب و پيشوند و پسوند براي ذكر نام آن شخص استفاده ميكنند كه باز هر كس نداند، فكر ميكند وي شاگرد مستقيم و بيواسطه علامه حلي و شيخ مفيد بوده كه از قرنها پيش تاكنون فقط به قصد ياري اين جماعت خود را زنده نگه داشته است! اما واقعيت اين است كه از ميان چند ده هزار روحاني هم تنها سه تا چهار روحاني كه از روحانيت فقط لباس آن را براي خود نگه داشتهاند، حاضر به حاشيهنگاري پاي نامهها و بيانيههاي اهالي فتنه هستند و از اين رو نام آنها به وفور در سايتهاي اپوزيسيون تكرار شده است.
اين ترفند در زمينههاي مختلف در ميان فتنهگران شايع است و در هر حوزهاي كه اراده كنند چند نفر اهل آن فن و مرتبط با خود را پيدا ميكنند و سپس آنگونه وانمود ميكنند كه تمامي اهالي آن فن حامي خط و جريان باطل آنها هستند.
حال سؤال اينجاست كه اين طيف اگر به دفاع مقدس، شهيد، خانواده شهيد، روحاني و كلام روحاني اعتقاد دارند، چگونه است كه چند خانواده شهيد و چهار روحاني دور خود را ميبينند و آنان را در جايگاهي كه دارند به رسميت ميشناسند اما چند صد هزار نفر كه آنان هم جزو خانوادههاي شهدا محسوب ميشوند و چند ده هزار نفر روحاني و عالم برجسته كه آنان هم داراي انديشه و علم و لباس روحانيت هستند را در كمترين جايگاهي قبول ندارند؟! فقط به اين جرم كه اين اكثريت خلاف آنها ميانديشند و مخالف خط و جريان فتنه مينويسند.
آيا اين ترفند فتنهگران ثابتكننده اين حقيقت نيست كه آنان از روحانيت و دفاع مقدس هم استفاده ابزاري ميكنند و به همين خاطر جماعت اقليت را به اكثريت همان جماعت ترجيح ميدهند تا شايد قدمي به پيش بردارند و دستههايي از افكار عمومي را كه هنوز با ياد دفاع مقدس و عشق به روحانيت زندگي ميكنند، فريب دهند؟
اشتباهي كه اين عده در زمان انتخابات سال ۸۸ مرتكب شدند نيز روي همين پاشنه ميچرخد، آنچنان كه رأي ۱۳ ميليون نفر را ديدند و رأي ۲۴ميليون نفر را نديدند يا به هر نحو نخواستند ببينند.
در آن ايام هم در ميان اغتشاشات خود از چند روحاني فريبخورده در ميان جمعيت عكسبرداري ميكردند و آن را به وفور در رسانههاي خود نشر ميدادند كه انگار تمام روحانيون كشور پشت آن حوادث را مهر تأييد زده بودند و همچنين از نامههاي چند خانواده شهيد استفاده ميكردند تا در ميان مخاطبان خود اينگونه جلوه دهند كه تمام خانوادههاي شهدا پشتيبان ما هستند!
اما نه در آن زمان و نه اكنون كه سه سال از آن حوادث گذشته است، هيچگاه نخواستهاند هزاران نفر از خانوادههاي شهدا و هزاران روحاني كه اعلام حمايت و پشتيباني از ولايت فقيه كردهاند را ببينند. چرا؟ آيا هزاران روحاني و خانواده شهيدي كه در روز ۹دي عليه فتنه ۸۸ و حاميان ديكتاتوري سبز خياباني شعار دادند، جايگاهي نداشتند يا در ادبيات سياسي فتنهگران فقط حاميان فتنه جايگاه و رديف قابل تعريف دارند؟