
يحيي، دم دستترين گزينه بود براي نشستن به جاي مانوئل. ضمن اينكه بايد واقع بين بود و نميتوان از اين گذشت كه از خدايش هم بود در اين سن و سال و با اين تجربه اندك، روي نيمكت تيمي چون پرسپوليس بنشيند. آن هم با اختيار تام! هم اويي كه صباييها بهتر از هر كسي ميتوانند بگويند در رختكن بازيهاي اين تيم در بين دو نيمه، چقدر حرف داشته براي گفتن و چقدر سكوت ميكرده. . . اين را گفتم كه اشارهاي اندك داشته باشم به سابقه يحيي و اينكه از كجا به پرسپوليس آمد و چطور شد سرمربي يكي از بزرگترين و محبوبترين تيمهاي ايران و آسيا.
بعد از رفتن مانوئل، پرسپوليس سه بازي انجام داده. بازي با ملوان در جام حذفي و بازي با نفت آبادان و فجر در ليگ. كه حاصل اين سه بازي، دو برد بوده و يك مساوي و ده گل زده! آماري كاملاً قابل قبول و تحسينبرانگيز كه ميتواند در همين ابتداي راه، پرونده گلمحمدي را پر و پيمان كند.
اما پرسپوليس چطور برد؟ تيمي كه با گلزني و برد در يك نيم فصل بيگانه بود، چطور در فرصتي اندك، به اين نتايج خوب و قابل قبول دست پيدا ميكند؟
تركيب پرسپوليس همان تركيب است. با يكي دو بازيكن بالا و پايين و يكي دو تغيير كوچك كه خيلي هم به چشم نميآيد. اما اين تيم، برخلاف نيم فصل اول، يك چيز دارد و آن هم رفاقت و همدلي است. رفاقتي كه روحيه اين تيم را به قدري بالا برده كه ميتواند ملواني را گل باران كند كه چند روز قبل، با مانوئل برابر همين ملوان، مساوي كرده بود. اگر از شرايط مساوي پرسپوليس و نفت آبادان و خالي شدن ناگهاني فجر از بازيكنان اصلياش بگذريم، پرسپوليس برابر اين دو تيم هم نتيجه گرفت. اما نه به دليل تغيير تاكتيك تيمي. بلكه فقط به دليل بالا بودن روحيه و انگيزه بازيكنانش كه ديگر شاهد چنددستگي در تيم نبودند.
پرسپوليس با يحيي سه بازي انجام داده و خوب هم نتيجه گرفته و اين توانسته هوادار اين تيم را كه يك نيم فصل خسته بود از ناكاميهايي كه تمام شدني نبود، راضي و خوشنود كند. اما اين تازه اول راه سخت و پر پيچ و خمي است كه پرسپوليس در نيم فصل دوم در پيش دارد.
نتيجهگيري پرسپوليس جدا از اينكه هيچ تغييرات تاكتيكي و فني از اين تيم شاهد نبوديم و تنها از روي مسائل روحي رواني است، در اين سه بازي كاملاً قابل قبول بوده است. اما اين نتيجهگيري خوب و رضايت تماشاگر، فرصتي است براي گلمحمدي كه خود و تيمش را از لحاظ فني نيز براي ادامه اين راه آماده كند. چراكه تا پايان نيم فصل دوم و ليگ نميتوان با تكيه بر مسائل روحي رواني پيش رفت و اگر مشكلاتي چون تعويضهاي اشتباه اين مربي جوان در بازي با نفت كه منجر به مساوي شدن بازي برده شد، گريبان سرخپوشان را بگيرد و اولين باخت پرسپوليس با يحيي را رقم بزند، تمام اين روحيه و انگيزهاي كه اين روزها براي سرخپوشان پايتخت خوش يمن است، فروكش ميكند و دست گلمحمدي را در پوست گردو قرار ميدهد. پرسپوليس خوب نتيجه گرفته اما امروز زمان خوابيدن در باد اين دو پيروزي و ده گل زده نيست كه اگر غير از اين باشد، اتفاقات نيم فصل اول، باز هم چون يك تراژدي غمبار، براي سرخپوشان و هوادارانش تكرار ميشود.
در بيتجربه بودن گلمحمدي شكي نيست. بيتجربگي كه باعث جدايي او از صبا شد. اما فرصت پيش آمده در پرسپوليس، زمان مناسبي است تا يحيي با مشاوره گرفتن از باتجربههاي تيم و حتي كميته فني، خود را براي يك نبرد تن به تن در ادامه راه ليگ و جام حذفي آماده كند. كاري كه هم ميتواند بر تجربيات او بيفزايد و هم پروندهاي درخشان از او به جاي بگذارد. ضمن اينكه ناكاميهاي نيم فصل اول سرخپوشان را هم جبران ميكند و همه اين نتايج، به پاي يحيي نوشته ميشود. البته به شرط آنكه او در باد اين پيروزيها نخوابد و مغرورانه، از همانديشي و مشاوره گرفتن خودداري نكند.