
عمارتهاي تاريخي و قاجاري كه مانند پيران مستمند و چروكيده و اما باوقار و پرابهتي دست نوازش و تيمارگونه مرمتگران را بر كالبد خود احساس ميكنند و براي ديده شدن در جهان و ثبت جهاني مجموعه فرهنگي- تاريخي كاخ گلستان آماده ميشوند.
كمتر پيش ميآيد كه درهاي تاريخي عمارت شمسالعماره كاخ گلستان روي بازديدكنندگان گشوده شود، اما اين درهاي چوبي مهر و موم شده به روي من باز شد! عمارتي پنج طبقه كه زماني مرتفعترين بناي موجود در تهران و حتي به تعبيري در ايران بود. شاه هنردوست، عاشقپيشه لاابالي زياد به سفرهاي فرنگ ميرفت و هر بار در بازگشت احلام و آرزوهاي شيريني را با خود به همراه ميآورد، بناي مرتفع چند طبقهاي كه بتوان از فراز بلندايش بر شهر يكپارچه مسطح تهران تسلط داشت آرزوي ناصرالدين شاه در بازگشت از يكي از سفرهاي فرنگش بود.
اين آرزو را دوستعليخان معيرالممالك به حقيقت تبديل كرد. او با هزينه ۴۰ هزار تومان آن دوران شمسالعماره را در پنج طبقه ساخت و شاه را غافلگير و اين بنا را به او هديه كرد. ارتفاع شمسالعماره با احتساب كلاهفرنگي مرتفعترين بخش اين بنا كه زماني از چهارگوشه شهر تهران قابل رؤيت بوده است ۳۰متر بود؛ ايواني چهارگوش به شكل كلاه كه معمارياش بيشك الهام گرفته از معماري فرنگ بوده است. شمسالعماره بنايي كه محصور معماري و نقش و نگارهاي زيبايش ميشوي چيزي جز پلكانهاي به شدت غيراستاندارد و بلند نيست. اين پلكانها در هر طبقه به اتاقهاي كوچك و در عين حال اعجاببرانگيزي منتهي ميشود كه كفشان تمام و كمال از كاشيهاي لعابدار و رنگي تشكيل شده و ديوارهايشان نيز مملو از تزئينات چشمنواز رايج در تالارهاي مختلف اين مجموعه است.
جالب است كه به رغم قرينه بودن گچكاريها و آينهكاريهاي اتاقها، نقوش اين كاشيها و گچها در طبقات و اتاقهاي مختلف شمسالعماره از هم متفاوت است. طبقه به طبقه كه از پلكانهاي بلند و راهروهاي تاريك شمسالعماره بالا ميروي، پيش خود ميگويي كه چگونه ناصرالدين شاه كه روايت است هنگام برخاستن بانگ اذان مغرب خود را بر فراز شمسالعماره ميرساند، از اين پلكانهاي بلند و غيراستاندارد بالا ميرفته است اما همين كه به اتاقهاي طبقات فوقاني اين عمارت رؤيايي ميرسي و نگاهي از پنجرههاي دلنواز آن به بيرون مياندازي سحر كشش اين عمارت دلانگيز را درمييابي. با اينكه تهران امروز در ميان مشتي از ساختمانها و آپارتمانهاي مرتفع و بلند خود را گم ميبيند، نماي اين شهر تاريخي ۲۰۰ ساله از پشت پنجرههاي بزرگ و چهارگوش شمسالعماره بسيار ديدني است. از طبقه پنجم تا كلاهفرنگي راهي نيست جز پلكاني چوبي در يك شيرواني تاريك و سرد كه با هر دم ميتواني بوي تاريخ را از آن به اعماق روحت فرو بفرستي.
بالا رفتن از پلههاي بلند چوبي شيرواني دشوار است و براي اين كار بايد به بدنت پيچ و خمهاي بسياري بدهي اما رسيدن به پله آخر چوبي همانا و رسيدن به زاويه ديد و روياي روزانه شاه هنردوست و خوشگذران قاجار همان. كلاهفرنگي همان ايواني چوبي با چهار ستون كه هميشه از دور نظارهگر بودي، حس غريبي است؛ اين نقطه زماني، مرتفعترين نقطه شهر تهران بوده است. از يكسو محوطه سرسبز و درختان سربلند و ۲۰۰ ساله كاخ گلستان را زير پا داري و از يكسو تا چشم كار ميكند خانه است و در نهايت زنجيره كوههاي پوشيده از برف و دماوند! قله سرافرازي كه سر در ابرها فرو كرده است. ميگويند ناصرالدينشاه علاقه زيادي به كلاهفرنگي داشته است. زحمت بالا آمدن از اين پلكانها را يا خود به جان ميخريد يا غلامانش نميدانم اما به هر ترتيبي بالا ميآمد و در مرتفعترين نقطه شهر تاريخي تهران دوربين به دست اطراف كاخش را زير و رو ميكرد تا آنجا كه اين كار صداي مردم را درآورد و شاه را از شكستن حريم خصوصي زندگي مردم غيور تهران بازداشت.از فراز كلاه فرنگي بانگهاي آهنين ساعت تاريخي شمسالعماره را هم كه كيفش را پس از قريب ۱۰۰ سال تازه كوك كرده اند بهتر مي شنوي .
از قضا در قديم صداي زنگ آن در اكثر مواقع شنيده مي شد و پس از اعتراضات متعدد اهالي و نارضايتي خود شاه از اين صدا براي كاستن از صداي ساعت تعميراتي انجام گرفت كه ساعت را به كلي از كار انداخت. حالا مدتهاست كه ديگر نه كسي براي ساعت تاريخي و كوكي شمس العماره مزاحمتي ايجاد مي كند و نه كسي از فراز كلاهفرنگي، دوربين به دست زندگي مردم اين شهر شلوغ را ميپايد. اگرچه امروز ديگر شمسالعماره و كلاهفرنگياش در چشم حجم انبوه ساختمانهاي بلند ديگر بنايي مرتفع محسوب نميشود اما جهان در آستانه ديدن كلاهفرنگي، شمسالعماره و كاخ گلستان است. زائدههاي بصري از كاخ و محوطه اطرافش حذف شده است. مرمتگران در حال مرمت بخشهاي مختلف آن هستند. ارزياب يونسكو بعد از بازديد چهار روزهاش از اين مجموعه در تلاش براي تطبيق دادن شرايط اين مجموعه زيبا با استانداردهاي جهاني و دفاع از آن در رويدادي است كه ميتواند آينده زيباتري را براي شهر تهران امروز و كاخ گلستانش رقم بزند. همهچيز و همهكس حتي كلاه فرنگي و شمسالعماره و ساعت تاريخياش كه به رسم ۱۰۰ سال پيش ساعتها را با طنين تاريخياش بانگ ميزند در انتظار آمدن تير ماه هستند، ماهي كه يونسكو براي جهاني شدن يا نشدن مجموعه فرهنگي- تاريخي كاخ گلستان تصميم ميگيرد.