
يكي از مهمترين شاخصهها و ابزار قدرت تفكر و فقه شيعي توسل، تشبث و تمسك به قول، فعل و تقرير حضرات معصومين(ع) در احوالات مختلف زندگي است. اين تمسك و توسل به انحاي مختلف اتفاق ميافتد، گاهي اوقات با خواندن زيارتنامه است، گاهي اوقات هم با زيارت مضجع و حرم شريف آنان امكانپذير است. در زمينه زيارت مضجع و حرم شريف اين حضرات توسط شيعيان، تشكيك و شبههافكنيهاي بسيار زيادي از جانب دشمنان و منحرفان بالاخص فرق مختلف به ظاهر مذهبي (به غير از شيعه و تفكرات اصيل و بدون تحريف اهل تسنن) صورت ميگيرد.
شعائر مذهبي يا خرافهيكي از كليديترين تشكيكهايي كه نسبت به زيارت قبور و مضجع ائمه(ع) مطرح ميشود، اين است كه «وقتي از راه ارتباط روحاني و معنوي ميتوان به اين بزرگواران توسل داشت و مرتبط شد، پس چه دليلي دارد كه حتماً به صورت حضوري به حرم حضرات معصومين(ع) مراجعه كرد؟» اين سؤال و سؤالاتي مشابه همين موضوع يكي از مشهورترين مباحثي است كه در اين رابطه بين افواه مختلف وجود دارد اما از جمله دلايل براي زيارت حرمها و قبور ائمه معصومين(ع) رفتن اين است كه: ۱- با وجودى كه خداوند همه جا هست ولى توجه خداوند به حرم معصومين(ع) و بعضى از مكانها بيشتر است. شايد بتوان دليل و ملاك آن را، از آيهاي در قرآن استفاده كرد، چه اينكه خداوند متعال در قرآن كريم راجع به مسجد قبا مىفرمايد: (فِيهِ رِجالٌ يحِبُّونَ أَنْ يتَطَهَّرُوا در آن، كسانى هستند كه دوست دارند پاك شوند) و اين ملاك در هر مكانى باشد بيشتر مورد توجه خداوند قرار مىگيرد و حرم معصومين(ع) يكى از بارزترين مصاديق اين آيه شريفه است. ۲- زيارت قبور و حرم اهلبيت(ع) و بزرگان موجب زنده نگهداشتن آنها مىگردد. امروزه شايد به ظاهر اثرى از يزيد و شمر و ابوسفيان و امثال آنها نيست ولى اهتمام مسلمين و مؤمنين بر ساخت حرم و زيارت معصومين(ع)، موجب شده كه اولياي الهى هميشه زنده و مطرح باشند و اين مسئله يكى از مصاديق تعظيم شعائر الهى است.اما در زمينه توضيح اين جمله كه راه ارتباط ما با امامان، از طريق روح است، بايد گفت اگر منظور اين است كه ارتباط ما با حضرات معصومين(ع) جسمي نيست، بله درست است اما منظور از زيارت، يعني به حضور و ديدار كسي رفتن و او را ملاقات كردن، بنابراين زيارت پيشوايان و بزرگان دين نيز به همين معناست. از اين رو منظور از زيارت رفتن به حرم ائمه(ع) يا بزرگان قابل تعظيم ديگر(امامزادگان) و سلام و تحيت بر آنان اينگونه تحقق مييابد ولو اينكه خود ايشان ديده نميشوند، بنابراين هدف زيارت برقراري ارتباط معنوي با معصومين(ع) و اولياي قابل تعظيم خداوند جل و جلاله است اما در رابطه با اين شبهه و تشكيك كه گاهي از جانب برخي افراد (تحت تأثير القائات انحرافي و اغواكننده نحلههاي منحرفي همچون وهابيون، سلفيها و ناصبيها به منظور تزلزل ايمان و اعتقاد) مطرح ميشود، مبني بر اينكه براي روح زمان و مكان مطرح نيست و با اتكا به همين استدلال ديگر لازم نيست كه به حرم امامان و بزرگان دين برويم. پاسخ اين است كه بله، از هر مكاني با ايشان ميتوان ارتباط برقرار كرد، اما در اين اثنا نبايد از ذكر چندين نكته غافل نشويم:
اول مسلماً زيارت مرقد پيامبراكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) داراى آثار و اجر فراوان است و عرض ارادت به آنان و به زيارت آنان رفتن نوعى ارتباط معنوى بين زائر و اين بزرگان مىباشد. در اين رابطه و به جهت پاسخگويي به شبهات مطرح شده از جانب برخي گمراهان متظاهر به مذاهب مختلف اسلام لازم است يكي از فرمايشات پيامبر اعظم(ص) براي روشنتر شدن ابعاد و علل تبرك جويي شيعيان به مضجع و حرم شريف ائمه هدي(ع) را نقل كنيم: «من زارنى بعد وفاتى كان كمن زارنى فى حياتى وكنت له شهيداً و شافعاً يوم القيامه/ هر كس مرا بعد از وفاتم زيارت كند، مثل كسى است كه در زمان حيات مرا زيارت كرده است و من شاهد براى او و شفاعتكنندهاش در روز قيامت خواهم بود.»
دوم روايات فراوانى درخصوص زيارت تكتك امامان به خصوص سرور و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين(ع) وارد شده است. از جمله امام صادق(ع) رئيس مذهب و فقه پوياي جعفري مىفرمايد: «زيارت قبر امام حسين(ع) از بهترين اعمال است» و در حديث ديگرى مىفرمايد: «من ارادالله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين و حب زيارته و من ارادالله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين و بغض زيارته/ هرگاه خداوند اراده خيرى به بنده خود كند در قلب او محبت امام حسين(ع) و زيارت او را قرار مىدهد.»سوم زيارت حرم شريف اولياى الهى در حقيقت يك بيعت و تجديد عهدى دوباره با آنها محسوب ميشود. ما شيعيان به خوبي مىدانيم كه هر يك از امامان(ع) بر ما ولايت دارند و ما هم بايد ولايت آنان را پذيرفته و با آنان بيعت نماييم، بنابراين بيعت تنها با گفتن و به صورت كلامي نيست بلكه بيعت بايد قلبى ابراز شود و اين مهم در حال حاضر با زيارت قبور مطهر آنها و حضور در كنار مراقد شريفشان امكانپذير است و صورت ميگيرد. در همين زمينه امام رضا(ع) در روايتي فرمودهاند: «همانا براى هر امامى عهدى بر گردن اوليا و شيعيانشان است كه وفاى به آن عهد و حسن اداى آن، زيارت قبور آنان است.»
استحباب زيارت در كتب مذهبي و از زبان بزرگان اهل سنتاز اهل سنت روايات بسيارى در صحاح ستُه (شش كتاب مرجع روايي و حديثي اهل سنت، همانند كتب چهارگانه شيعه) و مسانيد اهل سنت درباره اصل زيارت قبر پيامبر(ص) و استحباب آن ذكر كردهاند، از جمله آن روايات ميتوان به برخى از آنها اشاره كرد:
۱- عبدالله بن عمر از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود: «من زار قبرى وجبت له شفاعتى/ هر كس به زيارت قبر من آيد شفاعتم بر او واجب مىشود.» (السنن الكبرى، بيهقى ج ۵ ص ۲۴۵)
۲- و نيز از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود:«من جآءنى زائراً لاتعمله إلّا زيارتى كان حقّاً علىّ أن أكون له شفيعاً يوم القيمه/ هر كس براى زيارت نزد من آيد و تنها كار او زيارت من باشد، بر من سزاوار است كه شفيع او در روز قيامت شوم.» (المعجم الكبير طبرانى ج ۱۲ ص ۲۲۵ ح ۱۳۱۴۹)
۳- و نيز نقل كرده كه فرمود: «من حج فزار قبرى بعد وفاتى كان كمن زارنى فى حياتى/ هر كس حج به جاى آورد و قبر مرا بعد از وفاتم زيارت كند، مثل كسى است كه مرا در زمان حياتم زيارت كرده است.» (سنن دارقطنى، ج ۲، ص ۲۷۸، ح ۱۹۲)
هجمه به زائران ضريح امام حسين(ع)دليل اصلي و مهمي كه با توضيح و مباحث مسلم و منطقي كه در بالا عنوان شد به دنبال آن بودم، بررسي و علل استقبال مردم مذهبي و محب اهل بيت(ع) كشورمان از ضريح تازه ساخته شده حرم شريف امام حسين(ع) بود. در داخل كشورمان بسياري از افراد زماني كه سيل ارادت و عشق به اهل بيت زائران ضريح امام حسين(ع) را از طرق مختلف ميديدند با خرافي خواندن اين كار سعي در تخطئه حركت تكميلي صداوسيما در پخش اين عشق و شورآفرينيها داشتند اما در اين بين آنچه بيشتر خودنمايي ميكرد، حقد و دشمني شبكههاي معاندي مثل بيبيسي بود كه هرچه سعي كرد خودش را بيتفاوت نشان بدهد، نتوانست. در بسياري از تحليل و خبرهايي كه اين رسانه معاند ارائه ميداد، عمق كينه و دشمنياش با اهل بيت(ع) و عاشقانشان معلوم و مشخص بود. در يكي از اين عقدهگشاييها بيبيسي مجبور شد به مذهبي بودن جامعه ايراني و گرايشات ريشهاي خانوادهها نسبت به مذهب و اهل بيت(ع) اعتراف كند، البته گروه ديگري هم بودند كه از سر جهالت و ناداني با در پيش گرفتن خط تمسخر و مضحكه سعي در لجنمال كردن باورهاي مذهبي و قلبي مردم شريف و محب ائمه(ع) در كشورمان داشتند. اگرچه از رسانهها، افراد مغرض و كساني كه داراي تفكرات سكولاري هستند توقع و انتظاري براي درك و احترام به برخي شعائر ديني و مذهبي نميرود اما از كساني كه در دايره كشور و خودي قرار ميگيرند، در اين مواقع سكوت است نه حرافيهاي بيپايه و اساس، چه اينكه وظيفه ذاتي دشمن دشمني كردن است اما افراد غافل ميتوانند به جاي سخنوري كردن در اينگونه مسائل، اقدام به تقويت مباني اعتقادي و فقهي خودشان بكنند.