کد خبر: 502880
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
دنيا حيدري
سردر آوردن از حرف‌هايش كار آساني نيست. خودش مي‌گويد و خودش هم نقضش مي‌كند. براي تأييد يا رد گفته‌هاي او، نياز به تأييد و تكذيب كسي نيست. چون خودش هم نقش دوست را بازي مي‌كند براي خودش هم نقش دشمن را. مديرعامل تيم است. آن هم تيم بزرگي چون پرسپوليس كه بزرگي آن هيچ ربطي به رتبه‌اش در جدول ندارد. اما قدر خود و موقعيتش را نمي‌داند. خودش، بيشتر از هركسي خودش را زير سؤال مي‌برد با اين همه حرف‌هاي متناقضي كه دنبال هم رديف مي‌كند! 

فقط در خصوص پيرمرد پرتغالي، يك كتاب حرف‌هاي ضد و نقيض دارد. حال بماند بقيه مسائل مربوط به تيم و بقيه كارها و حرف‌هايش كه خود داستاني جداگانه دارد براي خود. روز اول كه مانوئل را آورد، پيرمرد بازنشسته پرتغالي، همه چيز بود. از جنتلمن و شواليه و قهرمان گرفته تا ناجي و... تا پايان نيم فصل هم او همه اين صفات را براي خود حفظ كرده بود و طبق توصيفات مديرعامل، او يكي از بهترين‌ها بود. حتي تا بعد از اولين جلسه‌اي كه با او داشت نيز مانوئل بهترين بود. اما همين كه حاضر نشد از خير پولش بگذرد و استعفا دهد، ناگهان، موضع رويانيان در خصوص او تغيير كرد و شد بي‌اخلاق و غرغرو و پولكي و... رويانياني كه يك نيم فصل، همواره تمام صفات نيك را براي مانوئل در نظر گرفته بود و از بيان آنها براي پيرمرد پرتغالي نيمكت تيمش لذت هم مي‌برد، ناگهان خط قرمزي كشيد برتمام خوبي‌هايي كه طي اين مدت براي مانوئل برمي‌شمرد. اما همين پيرمرد پولكي بي‌اخلاق كه هيچ چيز جز مسائل مالي برايش مهم نبود، به محض آنكه بي‌خبر از ايران خارج شد و رويانيان تصور كرد از اين فرصت مي‌تواند به سود خود استفاده كند، معصوميت از دست رفته‌اش را باز پس گرفت و باز هم شد همان مانوئل ابتداي فصل كه انواع صفت‌هاي خوب در موردش صدق مي‌كرد و شد مربي بينوايي كه از دست بازيكنان و تماشاچيان يك عده افراد مغرض فرار كرد! و دست آخر نفهميديم پيرمرد پرتغالي از نظر رويانيان به راستي خوب بود يا بد؟شايد هم فردا كه خبر شكايت بلند بالاي او به فيفا برسد و دست پرسپوليس بار ديگر در پوست گردو بماند، مانوئل باز هم بشود همان پيرمرد غرغرو بي‌اخلاقي كه جز پول، به هيچ چيز ديگري فكر نمي‌كرد؟ 

به نظر مي‌رسد حافظه مديرعامل خيلي زود به فراموشي مي‌سپارد حرف‌هايش را كه به اين زودي، تغيير موضع مي‌دهد. آن هم در خصوص يك موضوع!با رويه‌اي كه رويانيان در پيش گرفته، نيازي به دشمن فرضي هم ندارد. همانطور كه نيازي به نقاد و مخالف هم ندارد. او همانطور كه خود را بالا مي‌برد، به طور ناگهاني و به همان سرعت خود را به زير مي‌كشد. خودش مي‌گويد و خودش تكذيب مي‌كند. خودش تأييد و سپس تكذيب مي‌كند و ديگر نيازي نيست كه كسي گفته‌هاي او را رد يا كتمان كند. اما بزرگ‌ترين ضربه‌اي كه با اين رويه‌اي كه در پيش گرفته متوجه او مي‌شود، سلب اعتماد ديگران است. البته مردم مقصر اين ناباوري نيستند. بلكه اين نتيجه رفتار و گفتار اوست كه باعث به وجود آمدن بي‌اعتمادي نسبت به او مي‌شود. 

كسي توقع ندارد او اين همه در خصوص يك مطلب تمام شده توضيح دهد و تفسير كند. همانطور كه پيش‌تر توقع نمي‌رفت هر روز از صفات نيك و خوبي‌هاي پيرمردي كه بر روي نيمكت پرسپوليس نشانده بود، تعريف و تمجيد كند. اما او بي‌توجه به جايگاهي كه در آن حضور دارد، دست به تخريب خود در نظر مردم زده است و خودش، خودش را زير سؤال مي‌برد با حرف‌هاي ضد و نقيضي كه به زبان مي‌آورد. حرف‌هايي كه بسياري از آنها، نيازي به گفتن هم ندارند و اينكه چرا رويانيان به بيان آنها اصرار دارد، سؤال بي‌جوابي است كه مدت‌هاست ذهن‌مان را به خود مشغول كرده است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار