
بعد از ظهر روز يكشنبه خبر حذف رشتههاي هنري منحصر به فرد ايراني «گل و مرغ» و «تذهيب» از پنجمين جشنواره بينالمللي هنرهاي تجسمي فجر رسانهاي شد. در اين خبر كه به نقل از روابط عمومي اين جشنواره در رأس اخبار تجسمي قرار گرفت، آمده است: با حذف اين دو رشته آمار كمي آثار شركتكننده در بخش «نگارگري» پايين آمده است و اين اتفاق سبب تمركز بيشتر روي بخش نگارگري خواهد شد. هنر «ايران» به لحاظ نوآوري خاصي كه در خلق و پديد آوردن آثار هنري و صنايع دستي منحصر به فرد خود داشته، از ديرباز مورد توجه جهانيان بوده است، به خصوص دو رشته خاص كه در صدر صنايع درستي قرار ميگيرند، رشتههاي «گل مرغ» و «تذهيب» است؛ دو هنري كه حياتشان از آغاز با مفاهيم و آموزههاي ديني، مذهبي و عرفاني ما مسلمانان خصوصاً شيعيان گره خورده است.
ريشه و خاستگاه هنر «گل و مرغ»
هنر گل و مرغ ريشه در دوره سلجوقي دارد كه در دوره قاجار و صفويه مراحل رشد و تكميل خود را طي كردهاند، به گونهاي كه آثار گل و مرغ در دوره صفويه به لحاظ تكامل به اوج رسيده و بسيار ظريف و هنرمندانه كار شدهاند. ارتباط «گل» و «مرغ» به صورت كنايي همزيستي و مجالست و مصاحبت «عاشق» و «معشوق»است كه در اين همنشيني مرغ به عنوان عاشق و گل به عنوان معشوق در كنار هم، در يك اثر هنري حضور دارند. هنر گل و مرغ از ديرباز در بسياري از آثار با هنر «سوخت» توأمان كار شدهاند و از تركيب اين دو هنر روي چرم جلد قرآنهاي نفيس، كتابهاي مذهبي و عرفاني، رحلهاي قرآن، جلد قلمدانها و ... پديد آمدهاند كه استفاده از دو هنر گل مرغ و سوخت در صنعت صحافي يكي از مهمترين عوامل ماندگاري كتابهاي نفيس و قديمي ميباشد، اما با تمام اين احوال متأسفانه در سالهاي اخير هنر گل و مرغ و به تبع آن هنر سوخت به شدت بهانزوا رفتهاند، به گونهاي كه ميتوان ادعا كرد اين هنرها روزهاي آخر عمر خود را ميگذرانند.
پيشينه هنر «تذهيب» هنر تذهيب ريشه و خاستگاه دقيقي ندارد و نيز تعريف جامع و كاملي از اين هنر نشده است كه به واسطه آن بتوان به اصل خاستگاه اين هنر رسيد، اما با اين احوال مورخان تاريخ هنر متفقالقولند كه «تذهيب» از «ذهب» گرفته شده است و در لغت «ذهب» به معناي طلا و مطلاكاري ميباشد. اين تعريف بدان معناست كه در آثار قديمي تذهيب طلا و طلاكاري بخش مهمي از كار تذهيب محسوب ميشد كه به واسطه درخشان بودن طلا آثار از درخشش خاصي برخوردار بودهاند اما با گذشت زمان متريالهاي ديگري كه خصوصيات ظاهري طلا را دارند، در آثار تذهيب به كار گرفته شدهاند. هنر تذهيب را همواره مكمل و همزاد رشته نگارگري (مينياتور) دانستهاند چرا كه تذهيب از قديمالايام در خدمت نگارگري بوده است، به گونهاي كه در آثاري چون آثار «رضا عباسي» همواره بخشي از سطح تابلوي نگارگري به اشعاري كه بر مبناي آن تصوير طراحي شده بود، اختصاص داشت، به همين خاطر هنرمندان براي جلوهگري بيشتر تابلو سطح نوشته را به طرق مختلف زينت داده و به اصطلاح تذهيب ميكردند، اما با گذشت زمان تذهيب از نگارگري جدا شد و بيشتر براي صفحهآرايي كتابهاي مقدس خاصه كلامالله مجيد، نهجالبلاغه، صحيفه سجاديه، ديوان اشعار و ... به كار گرفته ميشد كه اين رويه تا به امروز هم پيش آمده و خوشبختانه با قوت و قدرتي مضاعف به حيات خود ادامه ميدهد.
با تمام اين تفاسير بايد گفت كه در تمام دنيا برگزاري فستيوالها و جشنوارههاي هنري در وهله اول با هدف رقابت آثار هنري و در وهله بعد رشد و ارتقا و تشويق هنرمندان برپا شده و ميشوند، به گونهاي كه در يك گردهمايي هنرمنداني كه در يك رشته خاص كار ميكنند، بهترين آثارشان را در فستيوالها و جشنوارهها شركت ميدهند و از آنجايي كه فستيوالها و جشنوارهها سالانه يا دوسالانه برگزار ميشوند، همين امر باعث ميشود هر هنرمندي در طول سال تمام انرژي خود را مصروف كاري كند كه بيشترين شانس برگزيده شدن را داشته باشد، از همين رو اين تلاش و صرف انرژي منجر به ارتقاي سطح كيفي آثار شده و در يك فرايند گروهي ارتقاي يك هنر را به لحاظ كمي و كيفي دربردارد، ضمن آنكه در مدت برگزاري يك جشنواره يك هنرمند با تكنيكهاي كاري، زاويه ديد، طراحي، سوژهيابي و ... در آثار ديگر هنرمندان آشنا ميشود، به گونهاي كه اين تجربه در هيچ مقطعي از زندگي هنري او حتي در مقاطع تحصيل در دانشكدهها و دانشگاههاي هنري، قابل اكتساب نيست، با اين وجود سؤال اينجاست كه متوليان هنر در چنين مقاطع حساسي كه امروز هنر «گل و مرغ» در حال گذار از آن است، چه بايد بكنند؟ آيا حذف بخش و رشته مهمي همچون گل و مرغ (حتي به بهانه ضعف در محتوا و اجراي آثار) از جشنواره هنر تجسمي كشور كه بزرگترين اتفاق سالانه در حوزه هنرهاي تجسمي كشور است، درد اين رشته را درمان ميكند؟ يا چه گسترهاي مهمتر از يك جشنواره بينالمللي (!) ميتواند براي رشته در حال احتضار گل و مرغ فرصتي فراهم كند و هنرمندان فعال اين رشته را در كنار هم گرد آورد، به اميد اينكه شايد دوباره شاهد تولد دوباره و خلق آثار درخشان در اين رشته باشيم.
و سؤال آخر اينكه مگر با حذف رشتههاي تذهيب و گل و مرغ و پايين آمدن سطح كمي آثار نگارگري، هيئت انتخاب مجبورند، براي پركردن فضاي اختصاصيافته به بخش نگارگري، آثار ضعيفتر را انتخاب و وارد گردونه رقابت نمايند؟ با اين اوصاف در پايان پنجمين جشنواره هنرهاي تجسمي كه صفت «بينالمللي» را نيز به دنبال ميكشد، متوليان هنر تجسمي چه رهيافت و رهاوردي خواهند داشت و به چه چيزي خواهند باليد؟
و اصلاً دو رشته «گل مرغ» و «تذهيب» كجا به جز «ايران» ميتوانند مجال عرض اندام داشته باشند؟