
به گزارش خبرنگار ما، دهقاني، نماينده دادستان كرج در توضيح كيفرخواست به قضات دادگاه گفت: ظهر ۱۳ مهرماه سال گذشته زني با كلانتري مركزي نظر آباد تماس گرفت و با جملاتي بريده آنها را در جريان ماجراي خونيني قرار داد. لحظاتي بعد كه مأموران پليس خودشان را به محل حادثه در خيابان مفتح رساندند، با جسد زن ۴۷ سالهاي به نام دنيا مواجه شدند كه با اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده بود. زني كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود، گفت: مقتول مادر شوهرم است. ظهر امروز پدر و مادر شوهرم در خانهام ميهمان بودند. آنها ساعتي قبل در حالي كه داشتند با هم مشاجره ميكردند، به خانهام آمدند. شوهرم براي انجام كاري به بيرون رفته بود و من كودك خردسالم را به حمام بردم اما صداي مشاجره آنها را ميشنيدم تا اينكه صداي جيغ مادرشوهرم را شنيدم و خودم را به اتاق پذيرايي رساندم و ديدم كه اين حادثه اتفاق افتاده است. همان لحظه پدرشوهرم را ديدم كه از خانهمان فرار كرد.
نماينده دادستان ادامه داد: مأموران پليس ۱۵ روز بعد از حادثه، جعفر ۴۹ ساله را دستگير كردند. جعفر در جريان اولين بازجوييها اتهام قتل را قبول كرد و گفت: از كاري كه كردم، پشيمان هستم. من و همسرم چند سالي بود كه اختلاف داشتيم اما نميخواستم او را بكشم.
نماينده دادستان گفت: متهم در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرده است و براي او درخواست مجازات قانوني دارم.
در ادامه، سه پسر و تنها دختر مقتول در جايگاه حاضر شدند. پسر بزرگ مقتول گفت: من از پدرم اعلام رضايت ميكنم. من مادرم را از دست دادهام و نميخواهم پدرم را هم از دست بدهم. پدرم هميشه با مادرم اختلاف داشت و سرانجام اين اتفاق شوم روي داد. پسر ۱۶ ساله مقتول با گريه به دادگاه گفت: ما به پدرمان فرصت زيادي داديم تا مادرمان را اذيت نكند اما او سرانجام مادرمان را كشت. او بارها مادرمان را به مرگ تهديد كرده بود و حالا من براي او درخواست قصاص دارم. خواهر و برادر ديگر وي هم براي پدرشان درخواست قصاص كردند.
قاضي هدايت رنجبر سپس متهم را به جايگاه دعوت كرد. جعفر با گريه از فرزندانش درخواست گذشت كرد و گفت: قبول دارم كه همسرم را به قتل رساندم.
او ادامه داد: جايي براي ماندن نداشتم. همسرم حكم جلبم را گرفته بود و نميتوانستم به منزل بروم. ظهر روز حادثه به منزل پسر بزرگم رفتم. وقتي وارد خانه شدم، ديدم همسرم هم آنجاست. مثل هميشه با هم مشاجره كرديم. وقتي دعواي ما بالا گرفت، يك لحظه چاقو را از كمرم درآوردم و چند ضربه به همسرم زدم و فرار كردم.
قاضي از متهم پرسيد: چرا همسرت حكم جلب تو را گرفته بود؟ متهم پاسخ داد: من وضعيت مالي مناسبي نداشتم و همسرم مدام از من نفقه ميخواست. براي همين در كلانتري عليه من شكايت كرده بود و حكم جلبم را گرفته بود. او ادامه داد: روز حادثه هم سر پول دعوا كرديم كه آن اتفاق افتاد.
متهم در آخرين دفاع با قدمهاي لرزان نزد فرزنداش رفت و در حالي كه گريه ميكرد، تك تك فرزندانش را در آغوش ميگرفت و با پشيماني از آنها خواست تا او را ببخشند.
قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم و وكيل مدافع او با هيئت قضايي- موسويان، جوانمرد، مينايي و عابدي- وارد شور شد و متهم را به قصاص محكوم كرد.