کد خبر: 501321
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
اين شاكله كلي فليم‌هاي وسترن است كه وضعيت امريكا را در سال‌هاي بسيار بسيار دور به نمايش درمي‌آوردند كه آن را به نام غرب وحشي مي‌خوانند. قريب به يك قرن و نيم از آن روزگار گذشته، جهان به طور كلي و از هر جهت تغيير كرده، اما غرب وحشي همچنان غرب وحشي است و به نظر مي‌رسد كه آن شاكله فيلم‌هاي وسترن در اين گوشه از جهان آن هم نه در فيلم و تخيل، بلكه در واقعيت روزمره جريان دارد. منظور امريكا است كه هر از چند گاهي و در گوشه و كنار اين كشور، با رگبار گلوله، افرادي به خاك و خون كشيده مي‌شوند و طبق معمول، رسانه‌ها شروع مي‌كنند به خبر‌سازي در مورد حوادث مربوط به آن. همين پنج‌ماه پيش بود كه جيمز هولمز سر تا پا مسلح به سينمايي در شهر آئورا در ايالت كلرادو حمله كرد و به روي تماشاچيان حاضر در سينما آتش گشود و جان ۱۲ نفر را گرفت.
 
اكنون، جوان ديگري در شهر نيوتان در ايالت كانتيكات نه تنها جان پدر و مادر خود را با شليك اسلحه گرفت، بلكه به مدرسه ساندي هوك رفت تا ۲۶ نفر را به رگبار ببندد كه ۲۰ تن از اين قربانيان كودكان ۵ تا ۱۰ ساله بوده‌اند. فاجعه آن قدر هولناك است كه مقامات امريكا و ديگر كشورهاي دنيا را مجبور به واكنش سريع كرده است. باراك اوباما، رئيس‌جمهور امريكا، بعد از ظهر جمعه در مقابل دوربين‌ها قرار گرفت تا با ظاهري متأثر بيانيه خود را در مورد اين فاجعه قرائت كند. 

اوباما در بيانيه خود ضمن ابراز همدردي با خانواده‌هاي قربانيان و نجات‌يافتگان اين حمله، اعلام كرد كه «بايد كنار هم قرار بگيريم و فارغ از سياست، اقدامي معني‌دار انجام دهيم تا از فجايعي بيشتر شبيه اين جلوگيري كنيم». اشاره اوباما به معضل آزادي حمل اسلحه در امريكاست كه تا كنون، هيچ سياستمداري نتوانسته براي وضعيت لجام‌گسيخته حمل اسلحه در امريكا كار جدي انجام دهد. معلوم است كه قدرت لابي سازندگان سلاح و به خصوص انجمن ملي اسلحه، NRA، نقش اصلي در ناكامي سياستمداران و قانون‌گذاران مخالف آزادي حمل سلاح داشته است. حمايت سازندگان اسلحه از اين انجمن باعث شده تا از چنان منابع مالي گسترده‌اي برخوردار شود كه به راحتي بتواند نمايندگان كنگره و سياستمداران را در چنگ خود نگه‌دارد. بهانه اين انجمن متمم قانون اساسي مصوب در سال ۱۷۹۱ است، اما در پس اين بهانه قانوني شبكه پيچيده ‌و گسترده‌اي قرار گرفته كه در عمق ساختار سياسي، اجتماعي و اقتصادي امريكا نفوذ كرده و اين دست كشتارها موجب نمي‌شود تا آن شبكه صدمه‌اي ببيند يا مجبور به عقب‌نشيني شود. 

مايكل مور، مستندسازي است كه در فيلم بولينگ براي كلمباين سعي به افشاي گوشه‌اي از اين شبكه داشت كه با دفاع از آزادي حمل سلاح باعث بروز كشتاري همانند فاجعه دبيرستان كلمباين شده‌اند. آن كشتار تا اندازه زيادي همانند كشتار ساندي هوك بود. دو دانش‌آموز به نام‌هاي اريك هريس و ديلان كلبولد كه خود را به طور كامل مجهز به سلاح گرم كرده بودند، در ۲۰ آوريل ۱۹۹۹ به دبيرستان كلمباين در ايالت كلرادو رفتند و ۱۵ نفر را كشتند و ۲۴ نفر را مجروح كردند كه برخي از كشته‌ها و مجروحين هم‌كلاس‌هاي قاتلين بودند. مايكل مور در اين فيلم تنها به شبكه پيچيده سلاح در امريكا نپرداخت، بلكه مسئله را از منظر آسيب‌شناسي اجتماعي بررسي كرد تا نشان دهد كه يك فرهنگ عمومي در امريكا بر مبناي خشونت وجود دارد. او عوامل مختلفي براي اين فرهنگ نشان داد كه سينماي خشونت‌زاي هاليوود يكي از اصلي‌ترين عوامل است. 

خشونت در اين سينما تنها مبنايي براي تكنيك داستان يا تصوير نيست، بلكه خشونت هويت مبنايي فرهنگ امريكايي است كه هاليوود همواره به آن دامن مي‌زند و به ترويج آن مي‌پردازد. شايد هاليوود چاره‌اي جز اين ندارد، زيرا در همين فرهنگ ايجاد شده كه جان ديزارد، استاد فرهنگ امريكايي در كالج امهرست، در مورد آن مي‌گويد: «اسطوره فتح غرب، اسطوره مرد يا زني كه از خود در مقابل تبهكاران دفاع مي‌كند و دولت يا قادر نيست يا نمي‌خواهد مردم را از گزند آنها در امان بدارد، ريشه‌هاي بسيار عميقي دارد». مايكل مور با فيلم بولينگ براي كلمباين جايزه اسكار ۲۰۰۳ براي بهترين مستند را برد اما نتوانست بر اين فرهنگ تاثيري بگذارد، زيرا بسيار عميق‌تر از آن است كه كساني همچون او توانايي مقابله با آن را داشته باشند. در واقع، اين فرهنگ غرب وحشي است كه در طول زمان به حيات خود ادامه داده و به هزاره سوم رسيده است. تنها تفاوت آن با گذشته دور در ابزار است؛ اسب مبدل به اتومبيل شده و شش‌لول هم به مسلسل‌هاي خودكار، اما غرب وحشي خشن‌تر شده و حتي به كودكان پنج ساله هم رحم نمي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار