
سينماي كشورمان در جنجاليترين سال تقويم تاريخي خود بالاخره شاهد پايان فيلمبرداري اثر فاخر سينمايي «چ» بود؛ فيلمي كه دو روز از زندگي شهيد مصطفي چمران، قهرمان ملي كشور را روايت ميكند اما هرگز در حد قامت شخصيتي چون او باز هم نتوانست خود را از گرداب حواشي و مسائلي كه اين روزها گريبانگير بسياري ديگر از فيلمهاي در دست ساخت يا ساخته شده سينما است، رها سازد؛ جنجالهايي كه بخشهايي از منشأ آن با افشاگريهاي فريبرز عرب نيا، بازيگر نقش شهيد چمران از لفاف خود بيرون آمده است.
سينما در اين روزها به باغ بزرگ و پيچ در پيچي ميماند كه هر دم از آن باغ بري ميرسد و انتظاركشيدنها براي شنيدن وقوع حوادث غيرمنتظرهاش به پديدهاي خستهكننده و تكراري تبديل شده است. اما اين انتظار براي هر فيلمي ممكن بود اتفاق بيفتد جز فيلم فاخري چون «چ» چمران. اتفاقات براي فيلم «چ» به گونهاي پيش رفت كه بسياري از همان ابتدا به يك نقطه مشترك فكري رسيدند و آن مسئله اين بود كه سينماگران و به عبارتي سينماي ايران حتي از پس ساخت يك پروژه فاخر ملي نيز نتوانست به خوبي بربيايد؛ آن هم پروژهاي كه براي يك شخصيت بزرگ ملي چون چمران ساخته ميشد. فيلم «چ» حاتميكيا «از همان ابتداي امر كه كارش به جنجال كشيده نشده بود، عنواني سوءتفاهم برانگيز را با خود حمل ميكرد. «چ» كه بسياري را ياد فيلم «چ» چگوآراي استيون سودربرگ ميانداخت، عنوان مناسبي براي فيلم مصطفي چمران نبود، شهيدي كه حتي پاي نامهها و اسناد متعلق به خود را «مصطفي.م» امضا ميكرد. از اين حيث انتخاب اين عنوان براي فيلم شهيد چمران اين برداشت را ايجاد كرد كه فيلم ميخواهد به نوعي شخصيت شهيد مصطفي چمران را با شخصيت كمونيستي چگوآرا مقايسه كند به خصوص آنكه برخي المانهاي قابل مشاهده در تصاوير فيلم نيز اذهان آماده براي قبول اين باور را تا حدودي به سوي شخصيت چگوآرا سوق ميدهد؛ هر چند قضاوت درباره بجا بودن يا نبودن اين موضوع را بايد به تماشاگران ناظر اكران فيلم سپرد اما انتخاب اين عنوان تنور حواشي پيرامون فيلم را از همان ابتدا روشن كرد. پس از آن قهر و آشتي ميان عرب نيا و ابراهيم حاتميكيا، كارگردان اين فيلم بر گرمي اين تنور افزود. اگرچه اين قهر به آشتي تبديل شد اما هنوز طعم تلخ قهر از زير زبان حاتميكيا و عربنيا بيرون نرفته بود كه اختلاف ميان عرب نيا و عوامل فيلم به نقطه بحراني و لاينحل خود رسيد. عرب نيا پروژه نيمهكاره حاتميكيا را آن هم در شرايطي كه پايان كار در گرو تصويربرداري سكانس پاياني فيلم بود، ترك كرد تا حاتميكيا سكانس آخر را با حضور يك نابازيگر مقابل دوربين ببرد. اين اختلاف در سكوت حاتميكيا و عرب نيا حرف و حديثهاي فراواني را در پي داشت اما عربنيا بالاخره در برنامه جمعه شب گذشته «هفت» قفل سكوتش را شكست و از دلايل جدايياش از جمله «سيستم بردهداري سينما» سخن گفت.
عرب نيا كه با افشاگريهاي جديدش برگي از واقعيت موجود در پشت پرده سينماي كشور را رو كرده است، در برنامه زنده تلويزيوني «هفت» براي واگويي ضعفهاي فراوان دامنگير سينماي ايران روي خط برنامه آمد و خود را از اتهام بحرانزايي در جريان ساخت اين فيلم مبرا دانست. او كه از جمله بازيگران به شدت مبادي نظم و آداب در پشت صحنه سينماست، در اين برنامه زنده تلويزيوني نيز به اتمام مهلت قراردادش با پروژه «چ» در تاريخ ۱۹ آذر و حتي لغو سفر حج خود براي همراهي گروه در خارج از مدت قراردادش اشاره و اذعان كرد كه پيشتر تصميم خود به ترك پروژه ان هم در اثناي سكانسهاي پاياني فيلم را به گروه اطلاع داده بود. عربنيا همچنين خاطر نشان كرد: «دوستان علاقه داشتند مانند برده با همكاران رفتار كنند اما من چنين سيستمي را قبول نداشتم !»
اين سخنان عربنيا درباره سيستم بردهداري در پشت صحنه سينماي كشور در حالي مطرح ميشود كه سينماي كشورمان در چند ماه گذشته نيز به واسطه يك جرقه كوچك شاهد افشاگريهاي پر حرف و حديث و تكاندهنده چند بازيگر زن درباره فساد در پشت پرده سينما بوده است. اكنون سينماي پس از انقلاب اسلامي كه نقطه اوج خود را رهيدن از آلودگيها و پاك شدن ميديد، علاوه بر مسائل بحثبرانگيز بسياري كه پيش روي خود ميبيند، نشان ميدهد كه در پس خود نيز نابهنجاريهاي فراواني را حمل ميكند؛ بسياري از اين نابهنجاريها برخلاف معضل سينماي ضد ارزشي و مشكلاتي نظير آن از ديدهها پنهان ميمانند. اين مشكل اكنون دامنگير يكي از فاخرترين و با ارزشترين موضوعات سينمايي ميشود كه انتظار ميرفت به واسطه شخصيتي چون «شهيد چمران» بيحاشيهترين روند توليد را پشت سر بگذارد.