
نشست ۱۶۲ اوپك در شرايطي به پايان رسيد كه مهمترين پيشبيني درباره انتخاب دبيركل اوپك محقق نشد و دبيركل ليبيايي اوپك در سمت خود ابقا شد.
گرچه اين ابقا در نشست ۱۶۱ منطقي به نظر ميرسيد اما در نشست هفته پيش، بيشتر آگاهان و ناظران نفتي از انتخاب دبيركل جديد گفتند كه البته شانس نامزد عراقي بيشتر از نامزدهاي ايراني و سعودي بود اما به هر صورت توافقي در اين باره حاصل نشد تا اوضاع كماكان مانند سابق باشد.
فارغ از هرگونه جهتگيري به تصميم وزراي اوپك، بايد به اظهارنظرهاي رسمي مسئولان و نمايندگان كشور نظري انداخت تا باز هم ثابت شود متأسفانه برخي از اظهارنظرها به دور از الزامات سياست بينالملل و ديپلماسي انرژي است؛دقيقاً همان نكتهاي كه حال و هواي صنعت نفت را ابري كرده است.
حسن نجابت يكي از اعضاي كميسيون انرژي يك روز قبل از نشست اوپك در وين در اظهارنظري جالب گفت:«اگر حق دبيركلي اوپك را به ما ندادند بايد از اين سازمان خارج شويم.»
اين اظهارنظر و البته اين قبيل اظهارنظرها در شرايطي از سوي خبرگزاريهاي رسمي منتشر ميشود كه ضعف ايران در ديپلماسي انرژي از زمان دكتر مصدق تا به امروز گريبان نفت را گرفته و شرايط نامطلوبي را براي كشور به وجود آورده است؛كشوري كه منبع اصلي درآمدهاي آن نفت است و بس.
گرچه دلسوزي آقاي نجابت براي دبيركلي ايران مورد قبول است ولي نبايد فراموش كرد كه دبيركلي اوپك با وجود حائز اهميت بودنش تعيين كننده نقش يك كشور در اوپك نيست چراكه اين نهاد نهادي اجماعگراست و اعضاي آن درباره سياستهاي اصلي آن و ميزان سقف توليد تصميم ميگيرند نه دبيركل.
آقاي نجابت بايد بهتر بدانند كه در حوزه نفت، مهمترين ركن براي توسعه فعاليتها و ايفا كردن نقشي پر رنگتر در بازارهاي نفتي، ديپلماسي فعال و روابط مسالمتآميز با كشورهاي توليدكننده و مصرفكننده طلاي سياه است نه تكروي و رفتارهاي قهرآميز. با نگاهي به تاريخچه اوپك ميتوان پيبرد كه ايران نقشي تعيينكننده در تأسيس اين نهاد ضداستعمار داشته و به همين دليل است كه نخستين دبيركل و ساختارزايي آن مرهون تفكرات ايراني است. اين روزها تحريم شرايط سختي را براي وزارت نفت ايجاد كرده است و به گفته مسئولان امر براي برونرفت از اين شرايط، گسترش روابط نفتي و حضور فعال در نهادهاي بينالمللي ميتواند به طور غير قابل انكاري مثمرثمر باشد و نه قهر از اوپك و خروج از آن به دليل انتخاب نشدن دبيركل ايراني. ديگر مبرهن شده است كه عربستان به عنوان بازيگر مقابل ايران، از هيچ تلاشي فروگذار نميكند تا گزينه ايراني در رأس اوپك فعاليت نكند و اين مربوط به اين سالها نيست بلكه از زمان تأسيس اوپك همواره وجود داشته است. ايران نيز به اين مقوله خو گرفته است به طوري كه در روزهايي كه عربستان در اوپك تندروي كرد و براي نزاع با مكزيك سهميهها را زير پا گذاشت و عرضه را در بازار افزايش داد قيمت نفت به شدت كاهش يابد و به زير ۱۰ دلار در هر بشكه برسد.
بازيگر اول بودن در بازار نفت مهمترين چالش عربستان با مكزيك بود و به همين دليل طرفين دست از «لجبازي»هاي خود برنداشتند تا ضربه مهلكي به كشورهاي صادركننده نفت وارد شود. در آن ايام، ايران نقش خود را در بازار نفت برجسته كرد و با پا در مياني در اين مناقشه نفتي، عربستان و مكزيك را متقاعد كرد تا قيمتها را با كاهش عرضه كنترل كنند. با ميانجيگري ايران در بازار نفت، كشورمان در جهان به عنوان ناجي اوپك لقب گرفت و ايران در معادلات انرژي در صدر كشورها قرار گرفت و سرمايهگذاران نفتي را سالهاي سال مديون خود كرد. اين تنها يك نمونه ساده از ديپلماسي فعال انرژي در جهان است كه استثنايي در تاريخ نفت كشور به شمار ميرود. حال چه شده است كه براي كسب يك سمت نهچندان مهم، به جامعه اينگونه القا ميشود كه بايد از اوپك خارج شويم؛آن هم جامعه ايراني كه رفتارهايش احساسي است و بيگانه از سياستهاي پيچيده وكلان حوزه بينالملل!
همينگونه اظهار نظرهاست كه نوع ديدگاه كشورهاي نفتي را به ايران تغيير داده است. با توجه به اينگونه نقل قولها چه ضمانتي ميتوان به اوپك داد كه اگر نظر اعضا با عقيده ايران در تضاد باشد اينگونه رفتارهاي احساسي در اوپك شرايط را تغيير ندهد؟
شايد جناب نجابت در جريان باشند كه توسعه ديپلماسي انرژي از سوي ايران در دستور كار قرار گرفته است و ايران در نهادهاي بينالمللي دپارتمانهاي نفتي را با مشاركت برخي از اعضا بنا نهاده است تا از اين طريق بتواند نقش خود را حفظ كند و به گوشهنشيني مبتلا نشود.
قطعا خروج از اوپك نه تنها هيچ تأثيري در وضعيت موجود نخواهد گذاشت بلكه موجب خدشهدار شدن سابقه نفتي ايران در جهان خواهد شد. فرض كنيد همين امروز ايران رسماً از اوپك خارج شود چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ مگر جز اين است كه جهان هيچ حسابي روي ايران باز نخواهد كرد و غرب هم به دنبال تحقق چنين موضوعي است؟
آقاي نجابت اگر به ياد ندارند كمي در اين باره تحقيق كنند كه غرب دو سناريو را براي به حداكثر رساندن منافع خود پي ميگيرد؛نخست خارج كردن اعضاي مخالف سياستهاي خود از اوپك و دوم همسو كردن كشورهاي متحد خود در تصميمات اوپك. درباره سناريوي نخست بايد گفت كه غرب براي تضعيف ايران و القاي اينكه كشورمان جايگاهي در جهان ندارد به دنبال اين مقوله است اما به دليل قدرت ايران در اوپك موفق به انجام اين كار نشده است.
در باب سناريوي دوم نيز كاملاً مبرهن و روشن است كه اين روزها عربستان و كويت قبل از جلسه رسمي اوپك «بلندگوي» غرب ميشوند طبق سنت رايجي كه روزي ونزوئلا آن را دنبال ميكرد. آلفونسو پرز كه به پدر اوپك مشهور است در جملهاي جالب با اشاره به آن روزها ميگويد:«اوپك در كاخ سفيد برگزار ميشود!»
استعمار در سناريوي نخست به شكست تن داده است و تمام سعي خود را به راهكار دوم متمركز كرده كه موفق نبوده است. حال كه تلاشهاي غرب براي كم رنگ كردن نقش ايران در معادلات بازار نفت به شكست انجاميده است چرا بايد در زمين غرب بازي كرد و به اهداف آنان جامه عمل پوشاند؟
آقايان قبل از هر گفتاري كمي تامل كنيد. . . لطفاً!