
به راستي چرا به رغم شرايط حساس داخلي و منطقهاي برخي از كارگزاران نظام و مسئولان عالي كشور همچنان به اين مؤلفه كمتوجه و حتي بيتوجهاند؟ چرا بسياري از شخصيتهاي مطرح سياسي خود را پايبند به آرمانهاي حضرت امام(ره) و انقلاب معرفي ميكنند اما زماني كه بايد بخشي از اصول و مباني نظام اسلامي نظير «وحدت در جامعه» را رعايت كنند كمترين التفاتي به آن نميكنند؟ پرسشهاي بسياري را ميتوان برهمين اساس طرح كرد اما آنچه اهميت دارد اين است كه زد و خورد موجود بين مسئولان سه قوه در ماههاي اخير قابل مقايسه با هيچ دوره نبوده و اگرچه فراز و فرود بسياري را طي ميكند اما به مثابه آتشي زير خاكستر است كه با اندك دميدني دوباره شعلهور شده و تمام جامعه را فراميگيرد. روي كار آمدن مجلس هفتم درسال۸۳ و به تبع آن دولت اصولگراي احمدينژاد درسال۸۴ اگرچه باعث شد بسياري از انحرافات و معضلات جريان دوم خرداد جاي خود را به خدمترساني در مسير انقلاب دهد و جهش مناسبي در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي و عمراني و... ايجاد كند اما دركنار آن اختلافات سطحي بين قوا را شدت بخشيد و رفتهرفته به معضلي اساسي تبديل كرد. محمدجواد ابطحي، نماينده مجلس هشتم در گفتوگوي تفصيلي با «جوان» ضمن برشمردن آفتهاي حاصل از نبود وحدت و همدلي بين قوا به ضرورتهاي آن ميپردازد.
انتقادات بسياري از نمايندگان مجلس وجود دارد مبني بر اينكه اعضاي اين قوه در ماههاي اخير به موضوعاتي غير از مسائل اصلي كشوري پرداخته و كمتر به مشكلات مردم ميپردازند، نظر شما در اين رابطه چيست؟
با توجه به ضرورتهاي مطرح شده توسط مقام معظم رهبري در موضعگيريهايي كه در ديدار با بسيجيان داشتند و بياناتشان در اجتماعات مردم خراسان شمالي و همچنين ابتداي دوره مجلس نهم (ديدار با نمايندگان منتخب) به نظر ميرسد كه مسئولان بيش از اين بايد به دغدغههاي اقتصادي مردم بپردازند. به نظر ميرسدكه بحث اصلاح قانون انتخابات يك امر پسنديده است. ما نميگوييم كه قانون انتخابات رياستجمهوري بدون نقص است اما با توجه به شرايط كشور اولويت ندارد. همانطور كه مقام معظم رهبري امسال را سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني و همچنين اقتصاد مقاومتي ارزيابي كردند(كه در راستاي جهاد اقتصادي سال گذشته است) بايد مسئولان كشور به مشكلات اقتصادي توجه بيشتري داشته باشند. بحث قواي مختلف در نظام جمهوري اسلامي نقطه ثقل اين مباحث است كه بايد با تعامل و ارتباط مناسب آنها به گونهاي عمل شود كه روي فرمايشات معظم له تنظيم شود،كه موضوع مطالبه اكثريت مردم هم است يعني مردم در شرايطي هستند كه بهرغم فشارها و تحريمهاي (به قولغربيها فلجكننده) و مشكلات داخلي صبورانه وظيفهشان را انجام ميدهند و از دولتمردان و مسئولان نظام به معناي حاكميت انتظار دارند كه به جاي دعواهاي سياسي و پرداختن به مسائل حاشيهاي و دسته دوم و سوم به ضرورتها توجه بكنند. مجلس كه نماد حاكميت ملي است و عصاره فضايل ملت است نبايد از وجدان عمومي جامعه فاصله بگيرد. ما هرچه در كوچه و بازار و صحبتهايي كه با مردم و توده مردم داريم همه همين دغدغه را دارند. ديشب من در مسجد بودم كه پدر شهيدي به من ميگفت اين بحثهايي كه در مجلس ميكنند چه دردي از مردم دوا ميكند، اين موضوع در خود مجلس هم بحث شد. يكي از نمايندگان ديروز بود كه در تذكر به آقاي لاريجاني اين را گفت ولي آقاي لاريجاني گفتند كه اگر رده مديريت كشور اصلاح بشود اقتصاد هم سامان پيدا ميكند(من اين موضوع را به نقل از رسانهها ميگويم) من معتقدم اين قياس، قياس معالفارق است. چرا؟ براي اينكه واقعاً ما اين همه مشكلات در حوزههاي مختلف داشتهايم، سي و چند سال از انقلابمان ميگذرد و ما هنوز در زمينه اقتصادي مشكلات زيادي داريم. مخصوصاً بعد از بازنگري در قانون اساسي كار كردهايم و تحريمها و فشارهاي متعددي را پشت سر گذاشتهايم و مشكلي از حيث انتخابات نبوده است كه بخواهيم بگوييم تنها راه موجود اين است كه قدرت پارلمان و مجلس را سنگين كنيم.
نمايندگاني كه برآمده از متن مردم هستند و آمدهاند در مجلس براي گرهگشايي مشكلاتشان و اكثر همين دوره مجلس نهم شعارشان اقتصادي بود بايد بيشتر به مسائل اقتصادي مردم توجه كنند، شما اگر نمايندگان مجلس را نگاه كنيد و شعار تبليغاتيشان را در شهرهاي مختلف رصد كنيد ميبينيد كه محور اصلي آن راجع به اقتصاد بود(كه ما پيگير دغدغههاي مردم و مطالبات رهبري هستيم) با اين شرايط موقعيت ممتاز مجلس از دست خواهد رفت چرا، چون نمايندگان به دغدغههاي مردم پاسخ مناسبي نميدهند. نمايندگان بهترين موقعيت را براي مرتفع نمودن مشكلات مردم دارند و لازمه نماينده كارآمد اين است كه براي دغدغههاي مردم راهگشا باشد هر چند كه دولت در اين مسير سهم بسزايي دارد و اين قوه است كه در خط مقدم است. اما نمايندگان نبايد بحثهاي تبليغاتي خود را فراموش كنند و بايد به آن پايبند باشند.
بنابراين مجلس بايد به موضوعات اصلي و اساسي كشور بپردازد و از توجه به موضوعات فرعي دست بردارد. باز هم عرض ميكنم سهم دولت در اين موضوع كمتر از مجلس نيست و بايد به آن توجه شود.
نمايندگان مجلس در توجيه موضوع مذكور اظهار ميكنند كه اين دولت است كه بايد لايحههاي ضروري و مفيد را به مجلس ارائه دهد و اگر نمايندگان طرحهاي اقتصادي را تصويب كنند، دولت آن را عمل نميكند و به اين دليل است كه نمايندگان نميتوانند آنگونه كه بايد به اين حوزه ورود داشته باشند؟
اولاً اينكه لايحه دادن از اختيارات دولت است نه از وظايفش. همانطور كه مجلسيها ميتوانند طرح بدهند البته ما بدنه كارشناسي را در دولتها قويتر از نمايندگان ميبينيم، الان شما ببينيد كميسيون اقتصادي مجلس شكل گرفته و از اين اعضا حدود ۱۵ نفر تحصيلات مرتبط ندارند و تخصصشان ربطي به اقتصاد ندارد. چگونه اين كميسيون اقتصادي ميتواند طرح اقتصادي بدهد؟ خب ما چرا شتر را گم كردهايم و دنبال افسارش ميگرديم. مشكل جاهاي ديگر است. من عرض ميكنم در حوزههاي اقتصادي قانونگذاري كردهايم اما ميتوانستيم قانونهاي جامع و مفيدي را به تصويب برسانيم. اكثر قانونهاي ما ناقص بودهاند. نبايد انتظار آن را داشته باشيم كه دولت آن را عملياتي كند. شما نگاه كنيد از همين بودجه سنواتي گرفته تا برنامههاي پنجم (كه پنج سال است) دولت و مجلس چگونه عمل كردهاند؟ در همين حوزه مجلس بلافاصله تغييراتي در آنها داده است.
اين تغييرات مداوم قانون ناشي از چيست؟ ناشي از نپختگي قانون است براي اينكه ما در بحث تدوين و تصويب قانون هم مشكل داريم. ما يك قانون ناقصي را در اختيار كسي ميگذاريم چگونه انتظار داريم كه آن فرد اين قانون را عملياتي كند؟ اگر آشپز ماهري باشد و مواد اوليهاي را كه به او ميدهيد فاسد شده و كيفيت نداشته باشد چه انتظاري داريد يك غذاي ايدهآلي را آشپز تهيه كند. ما آنچه كه در اختيار دولتها قرار ميدهيم بايد ببينيم اين قانون كامل و جامع است و بعضي وقتها سبك قانوننويسي را بلد نيستيم. شما نگاه كنيد متأسفانه بهرغم تأكيدي كه مقام معظم رهبري نسبت به نمايندگان داشتند كه آنها كميسيونها را اولويت دهند بحثها را در كميسيونهاي تخصصي پخته كنند تا يك قانون پخته به مردم تحويل بدهند، اين انجام نميشود. همانطور كه مجلس ما ماشين قانونسازي شده است نمايندگان مانند كارمندان دولت ميآيند و فقط حضور و غياب ميكنند كه ما ميبينيم نمايندگان اشراف زيادي در خيلي از بحثها ندارند.
مجلس هشتم هم اينگونه بود؟
ما اين انتقادات را هم به مجلس هشتم وارد ميكرديم. اگر شما به تذكرات ما و نطقهاي قبل از دستور ما مراجعه كنيد من بارها اينها را گفتهام. من بارها گفتهام كه ابتدا ما بايد ساختار خودمان را درست كنيم. ساختار مجلس ساختار معيوبي است.
راهحل اصلاح شرايط كنوني چيست؟
بارها گفته شده كه آييننامه داخلي معيوب است و آييننامه را بايد درست كرد. وقتي كه كميسيون با ۱۵ نفر تشكيل ميشود و در جلسات آن ۷ يا ۹ نفر ميآمدند چگونه ما ميتوانستيم آييننامه پختهاي تنظيم بكنيم در حالي كه تصويب آن به دو سوم رأي نياز داشت و من بارها گفتم كه مجالس ديگران و آييننامههايشان را ببينيم. حالا همين آييننامه در مجلس متأسفانه اجرا نميشود و به تشريفات آييننامه توجه نميكنيم و تذكراتي كه برخي از نمايندگان دارند و اعتراض ميكنند به هيئتهاي مجلس، نميخواهيم بگوييم كه همه آن درست و قابل قبول است ولي عدهاي از تذكرات واقعاً درست است و برميگردد به اينكه هيئت رئيسه حتي همين آييننامه به عقيده من ناقص را هم به درستي اجرا نميكند. من بحثم اين است كه مجلس با اختياراتي كه دارد بر قوه مقننه در قانون اساسي جايگاه والي دارد از اين اختيارات بايد به درستي استفاده كند يعني قانوني بنويسيد كه مسير خدمت دولت را همراه كند.
در خبرها داشتيم كه نمايندگان زيادي امضا كردهاند تا بررسي طرح اصلاح قانون انتخابات در شرايط كنوني مسكوت بماند و اين امضاها در حال افزايش است، اين چه توجيهي دارد كه نمايندگان طرح مهمي را در دستور كار قرار ميدهند و پس از چند روز از ادامه بررسي آن پشيمان ميشوند؟
در خصوص خبري كه آمده بود درباره مسكوت گذاشتن طرح مذكور كه درست هم هست، بنده معتقدم كه كلاً بايد از دستور خارج شود كه آن واقعاً همانطور كه كارشناسان متعدد و متخصصان و حقوقدانان اظهارنظر كردهاند (حتي آقاي كدخدايي به عنوان حقوقدان شوراي نگهبان موضع گرفت) اين است كه از دستور بايد خارج شود، منتها طرح مسكوت ماندنش هم بهتر از زايمان ناقص است.
من يك زماني حساب كردم هزينههاي زائد و هزينههايي كه واقعاً در راستاي قانونگذاري خرج ميشود شايد دقيقهاي يك ميليون تومان از بيتالمال براي مجلس هزينه ميشود آن وقت شما نگاه كنيد كه اين را ما داريم ميسوزانيم.
شما به درگيريهاي سران سه قوه و مسئولان اشاره داشتيد. به نظر شما اين موضوع چقدر ميتواند مشكلات مردم را تشديد كند و باعث جدايي مردم از نظام اسلامي شود؟
من نميخواهم مثالي بزنم كه برخي از عوام متأسفانه آن را تكرار ميكنند. برخي اوقات ما سعي ميكنيم جايگاه خودمان را تثبيت و ديگري را نفي بكنيم و معيارمان كه قانون اساسي است را ناديده بگيريم، معيارمان كه فرمايشات (فرامين) مقام معظم رهبري و امام راحل هست را ناديده ميگيريم و ميپردازيم به آنچه به خود ما، گروه ما و جناح ما يا به اصطلاح نفسانيات ما مرتبط است. واقعاً بايد افسوس خورد در اين شرايط حساسي كه دوستي، صميميت و همفكري و تعامل براي حل اين مشكلات متعدد در زمينههاي مختلف فرهنگي، اقتصادي لازم است. چرا بايد به زد و خوردهاي سياسي مشغول شويم. ما قصد سياهنمايي نداريم و بايد بگويم به لطف خدا كشور در مسير پيشرفت و توسعه و اعتدال است و برخي مشكلات اينچنيني سرعتگيري است براي اعتلاي نظام. مردم به حاكميت و نظام و مسئولان حكومت اسلامي اعتقاد و اعتماد دارند و در شرايط مختلف اين را نشان دادهاند و مسئولان نظام هم بايد با همدلي و تعامل مناسب اين اعتماد را عينيت بخشند و در جهت تحقق هر چه بيشتر آن كوشش كنند. اين از انصاف به دور است كه ما رهبري و مردمي اينگونه داشته باشيم و برخي اوقات مشكلات و معضلات را در بين آنها مطرح كنيم تا دشمن هم دلگرمتر بشود و به ادامه توطئهچينيهاي خود. به راستي مطرح كردن اختلافات در بين مردم و جامعه چه دردي را دوا ميكند و كدام زخم را مرهم مينهد، مگر غير از اين است كه دشمن را شاد ميكنيم و باعث ناراحتي مردم ميشويم. بيان كردن اختلافات فيمابين در تريبونهاي عمومي به عقيده بنده مشكلات را بيشتر و دامنهدارتر ميكند و مردمي را كه انقلاب كردهاند و سي و چند سال است پاي انقلاب و نظام خود ايستادهاند را از آينده نااميد ميكند. اين موضوعات التهابات جامعه را بيشتر ميكند و باعث نگراني و اضطراب ميشود و سنگهاي بزرگي در مسير پيشرفت قرار ميدهد كه بايد هرچه سريعتر درجهت رفع آن كوشش كرد. مردم نبايد به اجماع مركب برسند و همه مسئولان را نقد كنند، اين خيلي بد است، دشمن هم از اين موقعيت در حال سوءاستفاده كردن است و از همين مسير است كه ميتواند به اهداف خود برسد، چرا كه مسئولان نظام اسلامي را از صلاحيت و توانايي اداره كشور به دور ميداند و اين را القا ميكند كه حكومت اسلامي از ادامه راه بازميماند و اين بسيار خطرناك است. مقام معظم رهبري در نقطه مقابل دشمن سعي دارند روي بحث وحدت قوا و تعامل بين مسئولان و كشيده نشدن مباحث بحثبرانگيز به ميان مجامع عمومي و رسانهها تلاش كنند. اينگونه فعاليتهاي منفي قطعاً كشور را از مسير اصلي و حقيقي خود دور ميكند.
خب چرا به رغم تأكيدات مقام معظم رهبري در همين جهت، اين مشكل همچنان به قوت خود باقي است؟
من معتقدم كه خواص مسئول هستند. اينكه برخي از مسئولان كشور مطالبات رهبري را بر زمين بگذارند بسيار تأسفآور است. به عقيده من بيتوجهي برخي از افراد در اين زمينه را بايد در خصايص دنيايي افراد جستوجو كرد و بايد گفت «حب الدنيا رأس كل خطيه».
اگر بخواهيم روحيات و افكار برخي از افراد را بررسي كنيم داستان غمانگيزي پيش ميآيد، به راستي چرا توجه مناسبي به مطالبات رهبري در حوزههاي مختلف و از جمله امسال درباره اقتصاد مقاومتي نشده است؟ به جز اين است كه ما اهداف و آرمانهاي شخصي و گروهي را پيش ميبريم و كوچكترين توجهي به مطالبات جامعه نداريم. البته اين را هم بايد گفت كه بخش اعظم مسئولان قواي سهگانه دلسوزانه به مشكلات مردم رسيدگي ميكنند و در جهت اهداف رهبري قدم برميدارند اما اگر همه مسئولان با قدرت بيشتري در اين جهت حركت ميكردند، وضع ما اين نبود. متأسفانه كساني دم از ولايت فقيه و تبعيت از رهبري ميزنند كه در عمل آنها نشانههايي از آن نميبينيم و اين بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرد. «به عمل كار برآيد» بايد همه ما در عمل ثابت كنيم كه تابع ولي فقيه هستيم و در جهت اهداف و مطالبات ايشان قدم برميداريم و مردم هم عمل را ميبينند و توجه آنچناني به زبان افراد در اين بخش ندارند و ما اگر واقعاً مطيع ايشان هستيم بايد به آرامش و ثبات كشور كمك كنيم و از ملتهب كردن جامعه بپرهيزيم.
عامل اصلي كه باعث شده اختلافنظرهاي بين مسئولان همچنان در سطح رسانهها مطرح شود، چيست؟
واقع امر اين است كه عامل اصلي اين مسائل تعصبات شخصي است كه ريشه در غرور و تكبر افراد دارد و اگر غرور و تكبر و خودمحوري كنار گذاشته شود من فكر ميكنم اصلاً اين مسائل به وجود نيايد. اگر نامهنگاريها و بيان مشكلات در مورد مثلاً مسائل اقتصادي باشد مردم باز هم براي خودشان توجيه ميكنند كه مسئولان پيگير مشكلات اقتصادي و معيشتي جامعه هستند اما وقتي اساس نامهنگاريها و مصاحبهها عليه همديگر براساس مسائل بسيار بچگانه و پيشپا افتاده است، انسان حق دارد كه به درايت آن مسئول شك كند.
اين كشمكشها ناشي از سماجتهاي كودكانه است و وقتي مردم سطح گفتمان بين مسئولان را در اين حد نازل ببينند به درايت مسئولان در عهدهداري حكومتشان شك ميكنند. اين آقايان نبايد بيش از اين، نزاعها و درگيريها را ادامه دهند و اين ناپختگيهاي سياسي را ادامه دهند كه به نفع كشور و جامعه نيست.
چرا يكي از محورهاي مهم سخنان مقام معظم رهبري در ماههاي اخير به همين بحث مربوط ميشود، اين تكرارها نشاندهنده چيست؟
فراخوان وحدت رهبري براي چندمين بار داده شد تا شايد مسئولان به خود آمده و اختلافنظرات را كنار بگذارند. آنچه مدنظر رهبري است با آنچه بر فضاي كشور حاكم است مغايرت داشته و اين موضوع باعث شده تا مقام معظم رهبري براي بارها و از جمله در حضور مسئولان كشوري و لشكري آنها را به وحدت دعوت كنند. در شرايطي كه دشمنان ايران اسلامي تمام قواي خود را براي ضربه به نظام به كار گرفتند و با هر كيفيتي قصد صدمه زدن به كشور را دارند، مسئولان نظام بايد با تشخيص رهبري به سمت وحدت و همكاري و تعامل حركت كنند و متأسفانه اين آرمان هنوز محقق نشده است. مسئولان كشور هر از چند گاهي نياز به يادآوري منافع ملي و وحدت مورد نظر رهبري دارند.
ادامه وضع موجود چه آسيبهايي را به همراه دارد؟
ادامه فضاي اتهامزنيها بين مسئولان تنها باعث ريختن آب به آسياب دشمن شده و اگر بتوان از اين فضا بيرون آمد و همدلي را حاكم بر فضاي روابط قوا كرد، در آن صورت ميتوان مدعي شد كه مطالبات رهبري محقق شده است. زماني كه بحران و مشكلي بر جامعهاي حاكم ميشود كه آرماني مشخص را براي خود قائل است، آن جامعه با توجه به آن آرمان ميتواند راحتتر از جامعهاي بدون آرمان مشكلات را حل كرده و از بحران خارج شده و ديگر دامن زدن به اختلافات و اتهامات معنا پيدا نخواهد كرد.
البته ميتوان گفت تمام مسئولان به دنبال برقراري وحدت هستند و هر يك هم براي خود منطقي را در پيش دارند اما اختلاف سلايق و نظرات اجازه رسيدن به اين هدف مشترك را نميدهد.
هر زماني كه كشور دچار آسيب شده ناشي از عدم وحدت بين قوا بوده، بنابراين نميتوان به سادگي از اين موضوع عبور كرد.
به هر روي هرجا اختلاف و تشنج باشد امكان برخورد معقول و منطقي از بين ميرود و فكر ميكنم اين برخوردها باعث ميشود كه ضد انقلاب ابزاري به دست آورد كه بگويد بين مسئولان در جمهوري اسلامي اختلاف است و از اين تشنج استفاده بكند و ترفندهاي جديدي را براي مقابله با كليت نظام طراحي بكند. وقتي اين سران مشغول درگيريهاي خودشان هستند طبعاً قدرت پرداختن به مسائل دشمن را از دست ميدهند و به فراموشي سپرده ميشود و اين يك غفلت جبرانناپذير و قابل توبيخ است براي مسئولان كشور.
راههاي به حداقل رساندن اختلاف بين قوا و به تبع آن جلوگيري از رسانهاي شدن اين مشكلات چيست؟
نمايندگان دولت و ملت ميتوانند با جلساتي كه برگزار ميكنند به همدلي و همفكري مشخص و مطابق با منافع ملي كشور دست يابند. همچنين در سطح استانها هم نمايندگان ميتوانند به ايجاد هر چه سريعتر اين وحدت كمك كنند. با وحدت و تعاملي مشخص ميتوان تمام تحريمها و تهديدها را به نوعي نعمت براي مردم ايران تبديل كرد.
رهبري همچنين شوراي حل اختلاف را هم براي كاهش اختلافات مقامات و مسئولان به رياست آيتالله شاهرودي راهاندازي كرده تا اگر اختلافات به حدي رسيد كه قابل حل نبود بتوان با مراجعه به اين شورا، آن را حل و فصل كرد. بنابراين به نظر ميرسد قواي سهگانه به خطي كه رهبري از وحدت براي آنها ترسيم كرده و جلسات حضوري كه بين قواي مجريه و مقننه برگزار ميشود، بتوانند وحدت مورد نظر را به وجود بياورند و به تمام اختلافات خود بهزودي پايان دهند.
جريان دوم خرداد از اختلافات موجود چقدر ميتوانند بهرهبرداري كنند؟
كشاندن اختلافات ميان مردم فضاي سياسي كشور را ملتهب كرده و اين يعني آنكه فضاي سياسي و امنيتي كشور در هفت ماه مانده به انتخابات مهم۹۲، آماده و مهياي بسياري از تحركات خياباني و ميداني ميشود. فتنه در جامعهاي با فضاي ملتهب و نگران شكل ميگيرد و ادامه روند كنوني بين رؤساي سه قوه و ديگر خدمتگزاران يعني ايجاد بستر مناسب در جهت خواستههاي دشمنان.
اين تحركات به مثابه ظرفيتسازي براي عده و گروهي است كه ميخواهند آشوب خياباني را مانند قبل از انتخابات ۸۸ راهاندازي كنند و كشور را در چالشي ديگر فرو برند.
به عبارت ديگر ادامه دار بودن اين وضعيت ميتواند يكي از عوامل مهمي باشد كه ثبات سياسي كشور را در آستانه انتخابات ۹۲ دستخوش تغيير كند.
يكي از پروژههاي احتمالي دشمن در ماههاي باقيمانده تا انتخابات پيش روي هم همين موضوع خواهد بود، هرچند كه دشمن به نتيجه بخش بودن اين پروژه اميد چنداني ندارد اما نميتوان آن را هم ناديده گرفت. درگيريهاي دامنهدار بين نيروهاي انقلاب، پيروزي اصلاحطلبان در انتخابات پيشرو را محتملتر ميكند. هميشه يكي از تاكتيكهاي تئوريپردازان دوم خرداد ايجاد اختلاف بين اصولگرايان و بهرهبرداري سياسي از آن بوده است.
اين جريان در ماههاي اخير تلاش كرده به كمك رسانههاي خود اين ناسازواريها را تعميق بخشيده تا طيف رقيب را دچار تشت آرا و تعدد كانديدا كنند و خود با اتئلاف روي يك كانديداي خاص به عرصه قدرت برگردد و اين يعني همان چيزي كه امريكا و متحدانش سالها براي محقق كردن آن تلاش ميكنند.
روند كنوني تا چه ميزان فرصتها را تبديل به تهديد ميكند؟
به هر روي توجه نداشتن به آفتها و آسيبهايي كه از اين بخش متوجه جامعه و نظام اسلامي است باعث از دست رفتن بسياري از فرصتها و تبديل شدن آن به تهديدها عليه خودمان خواهد شد. رهبر معظم انقلاب در يكي از ديدارهاي خود با مسئولان قضايي بر اين مسئله تأكيد داشتند كه همكاري و همدلي قوا مثل يك فريضه است.
همگان ميدانند كه فريضه به اموري مانند روزه اطلاق ميشود و اساساً امري است كه از يك طرف واجب و لازم است و از طرف ديگر بسيار فضيلت دارد. بر همين اساس موضوع مورد بحث جزو تكاليفي است كه هم يك امر دنيوي است و هم با نگاه به آثار معنوي، اين همكاري يك امر اخروي به حساب ميآيد؛ به بيان ديگر، يك واجب ملي و هم يك واجب شرعي است كه براي به بنبست كشاندن استراتژيهاي دشمنان و ايجاد روحيه اميد و خودباوري بيشتر جامعه بايد بيش از گذشته مورد توجه قرار بگيرد.