
هنوز چند روز از سخنان به ظاهر خيرخواهانه برخي از مسئولان امريكايي جهت مذاكره و رابطه با ايران نگذشته كه دستهاي ديگر از مقامات امريكايي، مدام ايران را تهديد به تحريمهاي تازه طي چند ماه آينده ميكنند. اين سياست قديمي امريكاييها كه معروف به سياست چماق و هويج شده به قدري تكراري است كه ديگر جمهوري اسلامي ايران و بسياري ديگر از دولتهاي مستقل اين خلق و خوي امريكاييها را خوب شناختهاند، به طوري كه هرگاه از طرف امريكاييها دست دوستي دراز ميشود، طرف مقابل سياستهاي آنها ميداند كه دست ديگر امريكاييها در اندك زماني به حالت مشت و به قصد ضربه زدن بلند خواهد شد.
باز هم سياست تكراري چماق و هويج
كمتر از دو هفته پيش يعني در روز دهم همين ماه، هيلاري كلينتون وزير خارجه امريكا كه در جمع شماري از مقامهاي رسمي، ديپلماتها و كارشناسان سخن ميگفت، خاطرنشان كرد: «در صورت آمادگي ايران، امريكا آماده است تا با جمهوري اسلامي مذاكره هستهاي دوجانبه داشته باشد.» نيويورك تايمز نيز مهرماه سال جاري در گزارشي به نقل از «مقامهاي ناشناس امريكايي» گزارش داد كه امريكا و ايران براي مذاكره رودررو بر سر برنامه هستهاي ايران توافق كردهاند كه البته اين خبر توسط كاخ سفيد در روز ۲۹ مهرماه تكذيب شد، اما آنچه قطعي و موثق است، اين اظهار نظر كلينتون در روز دهم آذر است كه تأكيد كرد: «امريكا در حال حاضر به همراه ساير اعضاي ۱+۵ در تلاش است تا مذاكرات هستهاي با ايران را دنبال كند و اظهار كرد كه اين گروه در تلاش است تا طرحي پيشنهادي را براي ايران تهيه كند»، اما نكته جالب اين است كه درست در همان روز دهم آذر، مجلس سناي امريكا طرح جديدي را براي گسترش تحريمهاي ايران تصويب كرد؛ طرحي كه با ۹۴ رأي مثبت و بدون هيچ مخالفتي تصويب شد. اين رفتارها كه براي همه يادآور دست چدني امريكا در دستكش مخملي بود، حتي رسانههاي بيگانه را نيز به اعتراف انداخت و برخي از آنها در لابهلاي گزارشهاي خبري خود نوشتند: «مصوبه سنا در حالي به تصويب رسيد كه گروه ۱+۵ براي دور تازه گفتوگوهاي هستهاي با ايران آماده ميشود. هدف از تحريمهاي امريكا عليه ايران، افزايش فشار بر اين كشور از طريق كاهش شديد درآمدهاي آن است.»
دورچيني ميز مذاكره امريكا با ايران توسط صهيونيستها درخواستهاي ايالات متحده امريكا براي مذاكره با جمهوري اسلامي ايران اگرچه با چماق همراه است، اما در شرايطي مطرح ميشود كه انقلاب اسلامي در حال نفوذ به ساير نقاط عالم است و حاكميت سرمايهداري و ليبرالدموكراسي در حال سقوط از لبه پرتگاه سياست جهاني است. امريكا در اين شرايط به خوبي ميداند كه جمهوري اسلامي به راحتي حاضر به مذاكره با دولتهاي بيگانه نخواهد بود و به همين خاطر آنها كه قدرت جهاني خود را رو به زوال ميبينند، سعي دارند براي آنكه موقعيت بينالمللي و ژست ديپلماتيك خود را حفظ كرده باشند، حرف از مذاكره و تعامل را يكسره در دهان بچرخانند.
از طرف ديگر ميكوشند مذاكره با ايران را در شرايطي پيش برند كه در خط اين مذاكرات و سير تحولات آن، هيچ خطري براي اسرائيل پيش نيايد. بر اين اساس مشخص است كه امريكا مذاكره با ايران را براي حفظ موقعيت اسرائيل در منطقه خاورميانه ميخواهد. تلاش امريكا براي مذاكره با ايران در واقع تلاش براي آشتي دادن و برقراري اتصال سياسي ميان جمهوري اسلامي ايران و رژيم غاصب اسرائيل است. حال از آنجا كه اين تلاش امريكا جمع نقيضين محسوب ميشود يعني تلاش براي جمع كردن قدرتهاي خاورميانه از جمله ايران و اسرائيل زير چتر حاكميتي خود، بعيد است حاصلي داشته باشد، زيرا آنها خود در روش حاكميتي، گرفتار جمع نقيضين شدهاند و سعي دارند چماق و هويج را با هم جمع كنند! به گونهاي كه ميخواهند روحيه جنگطلبانه خود را كنار ژست ديپلماتيك قرار دهند، اما امكان ندارد. آنچنان كه مقامات اسرائيلي با آنكه از نيت ايالات متحده جهت مذاكره با ايران مطلعند و ميدانند كه انتهاي اين ماجرا به نفع صهيونيسم تمام خواهد شد، اما به محض آنكه خبري از مذاكرات ايران و امريكا در رسانهها منتشر ميشود، صهيونيستها دستپاچه شده و به تب و تاب ميافتند، زيرا از يك سو علاقه شديد به جنگ با ايران دارند و از ديگر سو براي نابودي كامل ملت فلسطين، مصلحت را در صلح با ايران ميدانند. حال خود هم نميدانند كه «جنگ» و «صلح» را چگونه بايد با هم جمع كنند؟
از همين رو به مقامات امريكايي فشار ميآورند كه هرگونه مذاكره با ايران بايد منوط به توقف كامل برنامههاي هستهاي ايران باشد و با اين روش در واقع اهداف جنگي خود را در مسير صلح مينگرند و جاسازي ميكنند تا شايد بتوانند به جمع نقيضين دست يابند و در اين سناريو علاوه بر تحقق اهداف جنگي از بهرههاي صلح با ايران نيز استفاده كنند. اين در حالي است كه مقامات امريكايي به يقين ميدانند كه ايران نه از حق استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي ميگذرد و نه حاضر به معامله با اسرائيل است، به همين خاطر است كه مدام چماقي را در دست دارند و اينگونه وانمود ميكنند كه يا مذاكره ميكني يا وقت در حال تمام شدن است! اما واقعيت حاكي از آن است كه وقت براي امريكا و دار و دسته نيويوركيها در حال تمام شدن است و به هر دري ميكوبند كه فتح بابي براي مذاكرات پيدا كنند تا حتي اگر پاي ميز مذاكرات به امتيازات دلخواه نرسيدند، همان ميز مذاكرات را به عنوان «غنيمت سياسي» و «تابلوي تبليغاتي» بردارند و به همه جهانيان نشان دهند كه «مقاومت ايران» نماد و الگوي «انقلاب اسلامي» پشت اين ميز به مذاكره با شيطان بزرگ كه دشمن اصلي بيداري اسلامي محسوب ميشود، تن داد، بنابراين در چنين شيوه مذاكرهاي شايد در ظاهر ماجرا پيششرطي براي جمهوري اسلامي مقرر نشده باشد، اما ميز مذاكرات طوري دورچيني و تزئين شده است كه قبول نشستن پشت آن خواهناخواه همراه با پيشپرداخت پنهان ايران به امريكا و اسرائيل است؛ پيشپرداختي به قيمت درآوردن و از كار انداختن قلب انقلاب اسلامي.
دستاوردهاي مذاكره با شيطان بزرگ! با اين اوضاع و احوال كاملاً پيداست كه در شرايط فعلي، تأييد يا تزريق حس موافقت ايران براي مذاكره با امريكا در ميان افكار عمومي، يعني چوب حراج زدن به گفتمان انقلاب اسلامي و قرباني كردن آن پيش پاي گرگهاي داخلي و خارجي، يعني معامله با اسرائيل، يعني ديگر انرژي هستهاي حق مسلم ما نيست، يعني تخريب خط مقاومت و زدن رگ غيرت بيداري اسلامي، يعني مفت فروختن انقلاب اسلامي ايران و خون شهداي اسلام به لبخند نحس امريكا و تعظيم در برابر مجسمه نجس آزادي كه ساليان سال است، آزادي واقعي ملتها زير سايه آن از بين رفته، يعني رفاقت با تروريستهاي بينالمللي كه به سر بريدن با پنبه و در صورت نياز با قمه عادت كردهاند. مذاكره با امريكا يعني گلوله باران ملت فلسطين و محو قدس شريف از صحنه روزگار.