کد خبر: 500519
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۸
نگاهي به نمايش عاشورايي «تير به جاي شير» به كارگرداني «افشين ناظري»
احمدرضا حجارزاده
اگر با خودمان صادق باشيم، بايد اين حقيقت تلخ را بپذيريم كه هنوز در توليد نمايش‌ها و در اصل هر اثر هنري مناسبتي دچار مشكل هستيم. براي مثال هنوز وقتي مي‌خواهيم درباره واقعه‌اي نظير حماسه كربلا نمايشي روي صحنه ببريم، سراغ دم‌دستي‌ترين نشانه‌ها و شيوه‌ها مي‌رويم. انگار خلاقيت مرده است. هيچ نويسنده و كارگرداني به خود زحمت نمي‌دهد از دريچه‌اي تازه به يك موضوع تكراري نگاه كند تا تماشاگري كه پاي چنين اثري مي‌نشيند، در مواجهه با آن از ديدن نمونه‌هاي نخ‌نماشده پس نزند و مجبور نباشد به جاي تعقيب نمايش، آن را تحمل كند. اين همان اتفاقي است كه در نمايش «تير به جاي شير» رخ داده. بد ماجرا آنجاست كه اين نمايش براي مخاطب كودك و نوجوان ساخته شده و آنها مستعد پذيرش هر روايت و اطلاعاتي به هر شكل ممكن هستند و اگر شيوه اجرايي بي‌كمترين خلاقيت و در سطحي‌ترين حد آن باشد، نه تنها نويسنده و كارگردان بر آنچه در ذهن خود به عنوان هدف تبيين كرده‌اند دست نمي‌يابند كه در سيري معكوس، مخاطب را از پذيرش و قبول ماجرا باز مي‌دارند و دور مي‌كنند. موضوع اين نيست كه چرا داستان كربلا براي بچه‌ها روايت مي‌شود، پرسش آن است كه چرا بايد به اين شكل ناشيانه ارائه شود. 

مشكل‌هاي نمايش «تير به جاي شير» از بي‌سليقگي در انتخاب نام نمايش آغاز مي‌شود. آيا كارگردان نتوانسته نام جذاب‌تري براي نمايش خود انتخاب كند كه معرف و نشانگر موضوع داستان باشد؟ علاوه بر اين، شكل اجرايي نمايش از لحظه نخست، با مخاطب كم‌سن و سالش ايجاد فاصله مي‌كند و نمي‌گذارد او با نمايشي عروسكي، شاهد و شنواي حكايت و درسي از تاريخ اسلام باشد. اگر بنا بوده در «تير...»، قصه حضرت علي‌اصغر و ظلمي كه بر فرزندان امام‌حسين(عليه‌السلام) روا رفته، بازآفريني شود، چه نيازي به آن مقدمه‌چيني نمادين و عزاداري ريتميك عروسك‌گردانان هست؟بي‌ترديد اين عزاداري پس از اتمام نمايش و آشنايي تماشاگر با ماجرا، توجيه منطقي‌تري دارد اما ضعف بزرگ نمايش، پرهيز و امساك در تصويرسازي از داستاني است كه روايت مي‌شود. كارگردان نمايش، بخش‌هايي از نقل داستان و پيشرفت نمايش را بر عهده راوي گذاشته تا هر از گاهي به ميدان بيايد و صحنه‌هايي از ماجرا را كه تماشاگر ترجيح مي‌داد ببيند، تعريف كند و اين پرگويي آفت بزرگي است براي هنر نمايشي عروسكي كه مهم‌ترين كاركرد آن، بازيگري و تصويرسازي با عروسك‌هاست. جالب آنكه در ميانه‌هاي داستان، راوي ديگر حتي صحنه را هم ترك نمي‌كند و خود وارد فضاي نمايش مي‌شود و محض دلسوزي و تأثيرپذيري مخاطبان كودك و نوجوان، رو به آنها در وصف اشقيا تأكيد مي‌كند:«بچه‌ها ببينيد اينها چقدر بد و بدجنس‌اند. آنها آب را به روي بچه‌ها هم بسته‌اند». در چنين توضيح صريح و مستقيمي، كاركرد درام نمايش چه مي‌شود؟ امروز ديگر حتي كودكان و نوجوانان علاقه‌مند به تئاتر از اين شكل روايت كه يك بازيگر روي صحنه بيايد و كل نتيجه را در يك جمله تحويل‌شان بدهد و برود، بيزارند. نمايش يعني نشان‌دادن. بنابراين تا مي‌توان بهتر است از گفتن و گفتن و گفتن خودداري كرد. گرچه در نمايش «تير...» اگر مواردي هم براي ديدن باشد، چندان ديدني و جذاب و چشم‌نواز نيستند. 

بارگاه يزيد و خيمه‌هاي جنگ در صحراي كربلا به دور از هرگونه نوگرايي اجرا شده‌اند. دو ستون درباري، يك تخت الماس‌نگار، يك درخت نخل و دو خيمه صحرايي، همه آن چيزي است كه از سر و شكل واقعه عاشورا و ظالمين و مظلومينش مي‌بينيد. كودك تماشاگر بايد محو كداميك از جذابيت‌هاي ديداري نمايش شود؟حتي صدا و سيماي عروسك‌ها آنقدر مبتديانه و زشتند كه بيش از برانگيختن تنفر، سبب هراس بچه‌ها مي‌شوند. اوج هنرنمايي كارگردان در خط‌كشي منفي و مثبت شخصيت‌ها، چهره‌پردازي آنها به دو صورت زشت و زيبا همراه با صداهايي زمخت يا مضحك بوده؛الگويي كليشه‌اي كه قرار است تا ابد دستمايه چهره‌نگاري و شخصيت‌پردازي آثار هنري ما باشد. بر اين همه ضعف، ديالوگ‌هاي گل‌درشت و شعاري و تكنيك ضعيف عروسك‌گرداني را بيفزاييد. تنها لحظه ديدني و جذاب نمايش براي مخاطبان كوچكش، صحنه رهاشدن تير حرمله به سوي سپاه حضرت حسين(عليه‌السلام) است. 

ساختن تير عروسكي و هم‌صحبتي او با باد و خورشيد، خوب و قابل‌ تأمل از كار درآمده، افسوس كه بي‌دقتي كوچكي به اين صحنه هم لطمه زده و آن، شكل تير سه‌شعبه حرمله است. تير سه‌شعبه، در نوك پيكان خود سه ضلع مختلف داشته كه در يك نقطه تيز به هم مي‌رسيدند اما در نمايش حاضر، تيري كه از كمان به سوي گلوي مبارك حضرت علي‌اصغر رها مي‌شود، تيري سه‌شاخه است، نه سه‌شعبه و تماشاگر را بيشتر به ياد چنگك ديوها و شياطين در انيميشن‌هاي فانتزي والت ديزني مي‌اندازد. با اين تفاسير، نمي‌توان نمايش «تير به جاي شير» را اثر مهمي در ميان آثار نمايشي كودك و نوجوان قلمداد كرد. متأسفانه نمايش نامبرده به دام الگوهاي رايج آثار مناسبتي افتاده تا بار ديگر تماشاگر خاص چنين نمايش‌هايي به دنبال سهم گمشده خود در صحنه و داستان بگردد؛ سهمي كه هرگز ردي از آن نخواهد يافت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار