
دقيق نميدانم، اما فكر كنم امروز فردا آخرين روزهاي حضور ضريح جديد امام حسين (ع) در خاك ايران باشد. در عالم بهانههاي مقدس، اين فخر براي ما ايرانيان بس كه ضريح نوي سيدالشهدا هنر ماست، كار ماست، عشق ماست.
روزهايي بود روزهايي كه گذشت. اباعبدالله الحسين(ع)... - راستي چه نام زيبايي دارد ارباب- خوب ميدانند ايرانيها مضاعف از ملل ديگر دوستشان دارند. اين ضريح، سفير سيدالشهدا نبود، حضرت مسلم نبود، متبرك به خاك كربلا نبود، تازه قرار است به كربلا برود و ضريح امام حسين (ع) شود، اما خب، همين «قرار» بيقرار كرد ملت ما را. شهر به شهر، هر جا وارد شد اين ضريح، حكم شمع بود و مردم، حكم پروانه. گاه هست عوض شمع، پروانه ميسوزد. ميسوزد و اشك ميريزد و حرمت نگه ميدارد براي ضريحي كه قرار است مستقر كربلا شود. اين ضريح وارد هر شهر كه شد، قدر ديد و بر صدر گونهها نشست. مردم انگار، نه با شانههاي خود كه با چشمهاي باراني مشايعت ميكردند ضريح آقا را. ضريح خوش نشسته بود روي اشكهاي ما. چه كنيم؟ مضاعف دوست داريم حسين بن علي (ع) را. بدرقه باشكوه ملت ايران از ضريحي كه قرار است مستقر كربلا شود، يعني حسين جان! كاش ما عاشورا بوديم، كاش ما عصر آن روز بوديم، كاش ما كوفه بوديم، كاش ما شام بوديم. گمانم استقبال از اين ضريح، نماد حرفي مهمتر است، دوره تنهايي كربلا گذشت... و عصر امروز، عصر حكومت خون خدا بر جهانيان است. دشمن را بگو كه اين وسط ميخواست براي مهمترين جاي جهان «نقشه راه» بكشد، خاورميانه جديد! «اربعين» اما در پيش است. راهپيمايي بيمثال و غيرقابل وصف اربعين از نجف تا كربلا كه در آن هم اهل سنت ديده ميشوند و هم شيعيان، هم ايرانيان و هم بحرينيها و هم لبنانيها و هم مصريها و هم يمنيها و هم اردنيها و هم اهل عراق، به خوبي ثابت ميكند مردم اين خطه از جهان، رأيشان به كيست و راهشان چيست. نشان به نشان اربعين، محور بيداري اسلامي، فرهنگ سازش ناپذير عاشوراست. نقشه راه را خورشيد خون حسين (ع) ترسيم ميكند. دوره تنهايي عاشورا گذشت. رونق محرم، يعني نزديكي فصل زيباي ظهور. مزد اشك براي حسين (ع) تماشاي دنياي بهتري است. اين شور عاشورا كه عنقريب جهان شمول خواهد شد، مقدمه قشنگي براي موسم ظهور است. اربعين، كساني كه از نزديك راه نجف تا كربلا را راهپيمايي كردهاند، شاهدند بر اين ادعا كه اربعين فقط ۴۰ روز بعد از عاشورا نيست، بهتر است بگوييم: ايامي قبل از سر رسيدن موسم انتظار است. اربعين، يومالله پيوند خون خدا و يوسف زهراست. در اين راهپيمايي، اغلب حرف از آينده ميزنند تا گذشته. هر سال، شعارهاي اربعين، يزيديان امروز را نشانه ميرود.
تا اربعين اما آنقدر كربلا ازدحام دارد كه شايد ضريح جديد سيدالشهدا به اربعين امسال نرسد. نصبش بماند براي بعد از راهپيمايي روز اربعين. تا آن روز، اشكهاي ما روي ضريح جديد پاك نميشود. تا ابد پاك نميشود.
باري استاد فرشچيان عزيز ميگفت: هنگام كار روي اين ضريح، از بس نوحه ميخوانديم و گريه ميكرديم كه رواست اگر مدعي شويم، اين ضريح، نه با دست كه با اشك و عشق ساخته شده. آري! اگر «فرش» هنر زميني ما ايرانيان است، «اشك» اما هنر عرشي ماست.
حسين جان! براي كربلاي شما لباس زيبايي دوختهايم. تارش از اشك است و پودش از عشق. در فصل زيباي ظهور، ما تنها نميگذاريم كربلا را.
حسين جان! اين ضريح نو، نمادي است از زندگي در دنياي تازهتري. روزگار بهتري. نديدي مادران شهدا را كه با تصوير بچههايشان آمده بودند استقبال؟! نديدي قطرههاي اشك را كه حرفشان اين بود، كرب و بلا!
اي كاش من مسافرت بودم...
حسين جان! حتماً خون تو، خون خداست كه اينگونه ميجوشد... عطر تو ميدهد عصر ظهور...