
پاكستان به رغم تحركات دولتمردانش براي برقراري ثبات و امنيت همچنان با مجموعهاي از چالشهاي سياسي و امنيتي مواجه است. در كنار تحولات مذكور از نكات قابل توجه مسئله «ملاله يوسفزي» دختري است كه به دليل اصرار به ادامه تحصيل مورد حمله طالبان قرار گرفت. نكته مهم آنكه اين مسئله سريعاً مورد توجه محافل رسانهاي و سياسي غرب قرار گرفت و به سوژهاي حقوق بشري مبدل گرديد به گونهاي كه حتي سران امريكا و انگليس به فريادخواهي وي برآمدند و سازمان ملل نيز روزي را به نام روز «ملاله» نماد دختري كه براي تحصيل تلاش ميكند، اعلام كردند.
هرچند كه جنايت طالبان عليه اين دختر امري مستحق مجازات است اما در باب رفتارهاي غرب در قبال اين موضوع سؤالات و ابهاماتي مطرح است به ويژه اينكه اين طالبان دست پرورده غرب بوده و اگر محاكمهاي نيز بايد صورت گيرد ابتدا بايد سران غرب به دليل ايجاد چنين تشكلي محاكمه شوند.
نكته ديگر آنكه در صحنه پاكستان پيش از اين نيز چنين حوادثي روي داده اما غرب هرگز به آن توجه نكرده است. در افغانستان و هند نيز مشابه آن را ميتوان مشاهده كرد كه غرب اقدامي صورت نداده است. مهمتر آنكه در عرصه جهاني هزاران «ملاله» وجود دارد كه نمونه بارز آن جنايات صهيونيستها عليه دختران فلسطيني است كه يا از تحصيل محروم شدهاند يا اينكه در زندان صهيونيستها به سر ميبرند اما غرب هر سازمان ملل ايجاد ميكند.
در اين زمينه چند سناريو مطرح است؛ نخست آنكه كشورهاي غربي به دنبال اعمال فشارهاي بيشتر بر پاكستان هستند. آنها به دنبال اجراي خواستههايي از اسلامآباد هستند كه محوريت آن را آزادي دوباره دستگاههاي جاسوسي غرب در پاكستان، همراهي با ناتو در امور افغانستان، دور شدن از روسيه، ايران و چين و همگرايي با غرب، همگرايي با غرب در عرصه جهاني به ويژه تحولات خاورميانه رويكرد و پاكستان به پذيرش مذاكرات امريكا با طالبان به رغم آنكه تمديدي براي امنيت ملي پاكستان است و... شامل ميشود.
امريكاييها و انگليسيها كه همواره از موازنه حقوق بشر براي رسيدن به اهداف خود سود جستهاند نيز برآنند تا اين گزينه را در قبال پاكستان اجرايي سازند در حالي كه هدف آنها كمك به مردم پاكستان يا اجراي حقوق بشر براي رسيدن به منافع توسعهطلبانه آنها نيست؛ آنها برآنند تا با واژههاي حقوق بشر ضمن آنكه چهره خود را در اين كشور ترميم ميكنند به دخالتهاي بيشتر در امور پاكستان بپردازند در حالي با واژههاي زيباي بشردوستانه اين اقدامات را توجيه ميكنند.
دوم آنكه امريكاييها براي كشتار مردم پاكستان در حملات پهپادهاي جنگي به دنبال بهانههايي جهاني هستند كه مانع از تشديد اعتراضها به جناياتشان شود. امريكاييها كه ادعاي مبارزه با طالبان را براي حل مسئله افغانستان سر ميدادند اكنون متولي حقوق بشر را محور كاري خود قرار دادهاند به گونهاي كه ادعاي آنها اين است كه حملات آنها به پاكستان نه براي مسائل افغانستان يا امنيت امريكا بلكه براي نجات زنان و كودكان پاكستان از جنايات طالبان است البته آنها هرگز به اين امر اشاره نميكنند كه طالبان ساخته خود غرب است و از اتاقهاي سازمان سيا خارج شده است لذا اگر قرار باشد محاكمهاي صورت گيرد ابتدا بايد سران امريكا و انگليس مجازات شوند.
سوم آنكه نكته مهم در عملكرد غرب و سازمان ملل آنكه آنها با رويكرد به «ملاله» به صورت پنهان و آشكار پروژه اسلامستيزي را اجرايي ميكنند.
غرب از هر مؤلفهاي براي اسلامستيزي استفاده ميكند. اكنون نيز از نام طالبان و حقوق يك دختر پاكستاني براي اجراي اين سناريو بهره ميگيرد. جالب توجه آنكه آنها از پرداختن به مسئله دختران فلسطيني در بند صهيونيستها خودداري ميكنند چراكه نتيجه آن افزايش انزجار از صهيونيستهاست اما در ابعاد گستردهاي به مسئله اين دختر پاكستاني ميپردازند تا ابعاد جديدي از اسلامستيزي را اجرايي كرده باشند. درحالي كه در ظاهر ادعاي حقوق بشر سر داده و خود را حامي حقوق زنان معرفي ميكنند.
در جمعبندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت رويكرد غرب به دختر پاكستاني نه از روي اصول حقوق بشري بلكه به دليل اهداف سياسي و سلطهطلبانه است. به عبارت ديگر آنها به دنبال كمك به مردم پاكستان نيستند بلكه بارديگر به سوءاستفاده از آنها ميپردازند در حالي كه در ظاهر شعارهاي حقوق بشري و ادعاي كمك به آنها را سر ميدهند.