فارس: یک روزنامه صهیونیستی: تهدیدات نسنجیده رهبران اسرائیل و این بار از سوی نتانیاهو سبب شد تا جمهوری اسلامی از آن به عنوان یک فرصت استفاده کرده و از جنگ ۸ روزه غزه نیز بدون کمترین هزینه بیشترین بهرهبرداری را کند.
در اخبار ویژه روزنامه کیهان آمده است: یک روزنامه صهیونیستی، عقب نشینی حقارت آمیز بنیامین نتانیاهو بعد از ماهها پرگویی علیه ایران را مورد سرزنش قرار داد.
روزنامه یدیعوت آحارونوت در مقالهای این پرسش را مطرح کرد که «چرا کسی این روزها خبری از تهدیدات علیه ایران نمیشنود در حالی که تا ۲ ماه پیش حمله به ایران گوش جهانیان را کر کرده بود؟»
به گزارش خبرگزاری قدس افیعاد کلاینبرگ نویسنده تحلیل یدیعوت آحارونوت با طرح این سؤال که «آیا اخیرا کسی تهدیدی بر علیه ایران شنیده است؟» مینویسد: تنها چند ماه پیش تهدیدات نتانیاهو بر علیه ایران و حمله به تأسیسات اتمی این کشور گوش جهان را کر کرده بود و حتی سیاستمداران نیز با توجه به شدت تهدیدات اقدام نظامی اسرائیل بر علیه ایران را قریب الوقوع میپنداشتند.
وی با بیان اینکه تجربه نشان داده اسرائیل هر زمان بیشتر تهدید میکند، بیشتر آسیب میبیند، میافزاید: تهدیدات نسنجیده رهبران اسرائیل و این بار از سوی نتانیاهو سبب شد تا جمهوری اسلامی از آن به عنوان یک فرصت استفاده کرده و از جنگ ۸ روزه غزه نیز بدون کمترین هزینه بیشترین بهرهبرداری را کند، به طوری که با شگفتی هرچه تمامتر ادعای تهدیدات ایران ناپدید شده و کمترین اثری از آن در سخنان نخست وزیر و سایر مسئولان به گوش نمیرسد.
این تحلیلگر صهیونیست در ادامه مینویسد: ارتقای فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل و اجماع جهانی به نفع فلسطین از یک سو، تصمیم عجیب نتانیاهو برای ساخت شهرکهای جدید و اجماع جهانی برعلیه اسرائیل نیز سبب شده است تا جویندگان «تهدیدات اسرائیل» بر علیه ایران با قطعیت به هیچ نتیجهای نرسند.
یادآور میشود پس از جنگ ۸ روزه و با رأی مجمع عمومی سازمان ملل که تنها ۷ مخالف داشت، فلسطین به عنوان ناظر سازمان ملل پذیرفته شد؛ و در کمتر از ۱۰ روز قطعنامهای در مجمع عمومی- باز هم صرفاً با مخالفت ۷، ۶ کشور- به تصویب رسید که خواستار بازرسی از تأسیسات اتمی رژیم صهیونیستی بود؛ این دو اتفاق، انزوای هرچه بیشتر رژیم اشغالگر قدس را در سطح جهانی نشان میدهد.
*حلقه انحرافی به کار کدام هدف فتنه گران میآید؟!
روزنامه ایران در مطلبی سفارشی برای اسفندیار رحیم مشایی مدعی شد کیهان در نفی وی با جریان هاشمی و خاتمی همسو شده است.
این روزنامه در واکنش به یادداشت اخیر مدیرمسئول کیهان (... ولی هرگز نمیبارد!) که به تحلیل و نقد حکم اخیر رئیس جمهور برای مشایی پرداخته بود، مدعی شد: آیا مردم حساسیتهای خود را از دست دادهاند؟ چرا هیچ کس به خیابان نمیریزد و فریاد مرگ بر منحرفان را سر نمیدهد، ملت ۹ دی را چه شده است؟
این روزنامه میافزاید: نگاهی به سخنرانیهای رهبرانقلاب طی سالهای ۸۹ تا ۹۱ نشان میدهد که ایشان مجموعاً ۹۲ بار از لفظ «انحراف» و «منحرف» استفاده کردهاند اما اصولگرایان حتی نتوانستهاند یکی از جملات رهبر معظم انقلاب را به عنوان شاهد ادعاهای خود بکار گیرند.
نویسنده با کتمان حمایت ۷ ساله کیهان از مواضع اصولی دولت، رأی ملت به شعارهای عدالت خواهانه احمدی نژاد را عامدانه به نفع اسفندیار رحیم مشایی مصادره میکند و سپس مینویسد: امروز با عظمت یافتن جبهه «نه به احمدی نژاد» و تقویت اتحاد احزاب سیاسی در نفی اسفندیار رحیم مشایی به بهانه انحراف، شعار بالقوه اتحاد علیه مشایی در افکار عمومی پدید آمده است!!
روزنامه ایران سپس بی آنکه درباره ادعای مشایی مبنی بر پایان دوره اسلامگرایی توضیح دهد، شیوه دایمی محافل ضدانقلاب در حمله به کیهان را در پیش گرفته و مدعی شده که کیهان دارای ظرفیت منفی بین مردم است! اما در عبارات بعدی منظور خود را روشن میکند: «طبقات متوسط به بالا و روشنفکران و تحصیلکردگان جامعه که خاطره خوشی از کیهان ندارند، مدتهاست حرکت خود به سمت اسفندیار رحیم مشایی را آغاز کردهاند»!
دست اندرکاران روزنامه ایران که مدتهاست به جای حمایت از اصولگرایی و روندهای اصولگرایان در دولت، منحصراً تبدیل به ارگان حلقه انحراف شدهاند، در مغالطه دیگری نوشت: قیاس [؟!] محمود احمدی نژاد با سیدمحمد خاتمی شاید اعصاب مدیرمسئول کیهان را آرام کند اما دستاوردی برای کیهان ندارد چرا که امروز این کیهان است که در کنار سیدمحمد خاتمی و جریان فتنه در برابر محمود احمدی نژاد ایستاده است.
از آنجایی که پروژه بنی صدریزاسیون و عزل احمدی نژاد با تدبیر اخیر رهبر معظم انقلاب سوخته است؛ به نظر میرسد تأکید بر گزارههایی چون ناکارآمدی دولت و بزرگنمایی معضلات و نابسامانیهای اقتصادی ابزار بهتری برای ضربه زدن به دولت است.
این روزنامه در پایان نوشت: شریعتمداری و اصولگرایان همچنین در مبارزات خود با جریان انحرافی باید بکوشند مرزبندی و فاصله گذاری مناسب را با آقای هاشمی مورد توجه قرار دهند تا «انحراف» برای مردم باورپذیرتر شود؛ شریعتمداری باید به هاشمی رفسنجانی خاطر نشان کند نیازی نیست به شیوه کنونی فریاد بزند که درهای دولت وحدت ملی به روی همه اصولگرایان باز است و فقط محمود احمدی نژاد در آن جایی نخواهد داشت!
درباره مغالطهها و فعل وارونههای روزنامه ایران چند نکته شایان توجه است:
۱- مردمی که حماسه ۹ دی را آفریدند همپای حوصله و صبوری مقتدای انقلاب صبر کردند تا منافقین فتنهگر باطن خود را بیرون ریختند؛ اکنون نیز آنچه همین مردم غیور را درباره انحرافات امثال مشایی به صبوری وا میدارد، مصالح مهم کشور است و اتفاقاً یکی از کارکردهای حلقه انحراف، حاشیه سازی برای غفلت از این مصالح مهم است.
۲- اینکه رهبر معظم انقلاب در نامه ۲۷ تیر ماه ۸۸ به رئیس جمهور تصریح کردند: «انتصاب جناب آقای مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقهمندان شماست؛ لازم است انتصاب مزبور ملغی و کأن لم یکن اعلام گردد» و مخالفت صریح معظم له با ادعای دوستی با مردم(!؟) اسرائیل بیان کاملاً روشنی است.
اینکه انتصاب آقای مشایی «موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقهمندان رئیس جمهور است»، آیا به اندازه کافی گویا نیست» باز هم دقت کنید؛ انتصاب مشایی موجب سرخوردگی علاقمندان رئیس جمهور است.
غیر از این مباحث، انتقاد رهبر معظم انقلاب از برخی رویههای باستانگرایانه و ضد فرهنگی نیز انتقادهای صریح و روشنی است و البته مقتدای انقلاب همواره چه در این دولت و چه در دولتهای قبلی اصرار داشتهاند حرمت رؤسای دولت محفوظ بماند، هرچند که گاه خود افراد حرمت قانونی و شرعی جایگاه خود را حفظ نکردهاند.
۳- معلوم نیست شعار مورد ادعای حلقه انحرافی علیه مشایی در کدام پستوی حلقه انحرافی گفته شده است؛ اما امروز مسلم است که نشریات زنجیرهای و عوامل فتنه به اقدامات ضد فرهنگی امثال «چشم اسفندیار کابینه» خوشامد میگویند که آخرین آن در روزنامه زنجیرهای اعتماد از سوی یکی از حامیان آقای هاشمی چاپ شده است، همان طور که مواضع وی درباره حجاب و... مورد استقبال همان محافل قرار گرفت.
آیا میتوان نقش حلقه انحراف در واگذاری قرارداد ۴۰۰ میلیارد تومانی تالارهای بینالمللی کیش را به خانم پانته آ فیوضی نادیده گرفت یا ملاقات کذایی با مه آفرید خسروی در هتل لاله و بده بستانهای بعدی از جمله در زمینه واگذاری پروژه آزادراهی در رامسر و... را کتمان کرد؟!یعنی نقش آفرینی در سوءاستفادههای عدیده معنایی جز همراهی با «چپ و راست و کارگزاری» ادعایی دارد؟
۴- نکته درخور توجه در مطلب سفارشی به روزنامه ایران آن است که در جای جای آن اسفندیار مشایی محور قرار گرفته و از رئیس جمهور به عنوان یک عضو حاشیهای یاد شده است و انگار نه انگار که حلقه انحرافی حیات انگلی دارد و اگر احمدی نژاد نبود، از این حلقه و رانتهای کلان اقتصادی که در اختیار دارد نیز خبری نبود؛ از این روی، انتقادها به آقای احمدی نژاد است که چرا حلقه انحرافی را با پیوستهای آنچنانی در کنار خود جای داده است وگرنه مشایی و دار و دستهاش عددی نیستند که انتقادها متوجه آنها باشد.
۵- مکتب اهل بیت به ما آموخته که افراد را با اصول و حق بسنجیم و نه برعکس؛ احمدی نژاد به اعتبار زاویه گرفتن و مواجه شدن با برخی رویکردهای معارض انقلاب، میان مردم آبرو پیدا کرد و نگرانی کیهان و سایر نیروهای حزب اللهی آن است که حلقه انحرافی خدمات او را پیش پای فرصت طلبیها و انحرافات و قدرت طلبیهای خود قربانی کند.
به زعم کیهان، اتفاقاً یکی از پروژههای همین جریان هل دادن آقای احمدی نژاد به سمت مسیری است که امثال خاتمی و بنیصدر رفتند و بنابراین باید خطر حلقه انحرافی را علی الدوام گوشزد کرد؛ کیهان همین رویکرد خیرخواهی و هشدار را نسبت به آقای هاشمی نیز دارد و ضمن انتقادهای جدی به برخی رویه های وی از جمله ادعای دولت وحدت ملی- در عین حفظ همراهی با جریان فتنه- از تذکر و هشدار و خیرخواهی دریغ نورزیده است.
این قاعده دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر است که سرزنش ملامت گران و منافقان، تردیدی در ضرورت آن ایجاد نمیکند.
*مشت آهنین حماس موجب شد رهبران عرب احساس قدرت کنند
«اسرائیل این بار مشت آهنین حماس را در غزه احساس کرد»؛ هفته نامه فرانسوی نوول ابزرواتور با درج این تحلیل درباره جنگ ۸ روزه غزه نوشت: موشکهای مقاومت اسلامی برای اولین بار به تل آویو و بیت المقدس رسیدند؛ این پدیده نوظهور منجر به آتش بس شد و همچنین منجر به آن شد که رهبران عرب احساس قدرت کنند.
هیچگاه جنبشهای عربی که کنترل نوار غزه را از سال ۲۰۰۵ تاکنون برعهده دارند، تا این حد قدرتمند دیده نشده بودند؛ بعد از یک هفته جنگ حماس پیروزی کامل خود را جشن گرفت.
هفته نامه نوول ابزرواتور در ادامه گزارش خود به نقل از طاهر نونو، سخنگوی یکی از جنبشهای اسلامی نوار غزه نوشته است: «برای اولین بار اسرائیل حاضر شده است قرارداد صلحی با شرایطی که فلسطینیها مشخص کردهاند را بپذیرد؛ حتی بخشی از مردم که همچنان دلخوش به روند صلح بودند و فکر میکردند که استراتژی مقاومت جواب نمیدهد؛ از این پیروزی استقبال کردند.
در حال حاضر مقاومت از حمایت همه برخوردار است؛ چراکه نشان داده با این روش و نه با مذاکره، ما میتوانیم خواستههایمان را به گوش آنها برسانیم.»
هفته نامه نوول ابزرواتور در ادامه با اشاره به ابراز شادی و خوشحالی رهبران فلسطینی از طیفهای مختلف از نتایج جنگ ۸ روزه حماس و اسرائیل، نوشته است: «همه آنها حق دارند که شاد باشند، چند هفته پیش آنها نواری باریک را بر روی زمین رهبری میکردند که فراموش شده بود، منزوی بود و از همه دنیا جدا شده بود، اما اکنون خیلیها از آنان حمایت میکنند.»
*هاشمی را قبول نداریم ولی به او نیاز داریم!
عضو پاریس نشین گروهک ملی- مذهبی میگوید فضایی که ممکن است هاشمی از درون حاکمیت برای اپوزیسیون بسازد، نقدتر از حرکت اپوزیسیون یا اقدام خارجی است.
تقی رحمانی که قریب یک سال است به فرانسه گریخته، در مورد نقش هاشمی برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی نوشت: محوریترین نکته نسبت ما با هاشمی است؛ اگر ما اهدافی داریم و بدون هماهنگی با هم در مسیری میرویم باید با روشن کردن آن بتوانیم به راهی که میرویم یاری رسانیم.
در عین حال دچار توهم هم نشویم؛ چراکه در مورد امر راهبردی این تأثیر قدرت نیرو و فرد است که تأثیر میگذارند نه حقانیت ما؛ هاشمی در صحنه سیاست مؤثر است، اگرچه تعیین کننده نیست؛ پس ما حضور وی را پررنگ نکردیم بلکه با گشودن آن میتوانیم توان برخورد مناسب با صورت مسئله را پیدا کنیم.
وی میافزاید: موضوع دوم آن است که ما به فضای باز نیاز داریم؛ این فضا را چگونه میتوان به دست آورد؟ فضا را باید یا اپوزیسیون بسازد یا خارجی یا اینکه کشمکش داخل حکومت به انجام رساند؛ به نظر میرسد که سومی دست به نقدتر است؛ اپوزیسیون به تنهایی نمیتواند چنین کند؛ پس تدبیر آن است که رصد کنیم آنچه را که در حکومت میگذرد.
هاشمی خواسته و ناخواسته چنین میکند؛ این را هم به میل ما نمیکند که ما آن را پررنگ کنیم یا کمرنگ؛ پررنگ- کم رنگ کردن هم امری ارادی نیست؛ در عوض باز کردن موضع هاشمی ما را هوشیارتر میکند؛ هوشیاری که بزرگان ما کمتر داشتند.
تقی رحمانی خبر داده: در سال ۸۴ از سوی طرفداران هاشمی به ملی- مذهبیها پیشنهاد شد که در دور اول از هاشمی حمایت کنند اما نکردند و از معین حمایت کردند تا جبهه دموکراسی و حقوق بشر درست شود؛ اما دیدیم که توان اصلاح طلبان توان تشکیل جبهه نبود؛ در نتیجه فشار بر ما به غایت رسید و جبهه هم تشکیل نشد؛ چون برآورد اصلاح طلبان از خود ذهنی بود؛ آنان برآورد نادرستی داشتند که آقای معین در دور اول با ۱۷ میلیون رأی رئیس جمهور است.
عضو جریان نفاق که سالهاست با حزب مشارکت تعامل نزدیکی دارد؛ همچنین نوشت: ما به فضای باز نیاز داریم و هاشمی در این راه با ما همراه است با هر نیتی که دارد؛ او اسطوره نیست؛ در عین حال بر محدود شدن حاکمیت باور دارد؛ واقعیت تلخ این است که در کشمکشها فردی بالا میآید که پای در قدرت داشته باشد.
تقدیر ما این بود که یکی جلو بیفتد و قدرت داشته باشد تا جلوه کند (نمونه آن آقای موسوی، کروبی و...) و ماجرا ایجاد کند، بعد بقیه مخالف موافق به دنبال ماجرا میروند؛ مگر جنبش سبز چنین نبود؟ لازم است نیروها با هم کنار بیایند.
وی در پایان نوشت: پس مسئله ما هاشمی نیست، مهم نحوه برخورد با ماجرا و اصحاب قدرت است؛ خطر هم هاشمی نیست، بلکه این است که مخالفان با نیروهای هم قد خود کنار نمیآیند اما ناشناخته قدرتمند را دنباله رو میشوند؛ به اطراف خود نگاه کنید؛ دموکراتهای واقعی، چه قدر ثروت و نفوذ مردمی و امکانات دارند؛ پس مطابق توان خود حرکت کنیم تا بعداً زمانی مؤثر شویم.
*سیرک دلقکهای کپک زده
آخرین نشست طیفی از گروهکهای ضد انقلاب در «پراگ» به جای نزدیکتر شدن محافل اپوزیسیون باعث اختلافات شدیدتر شده است؛ این نشست از سوی برخی سران گروههای سلطنت طلب (نظیر شهریار آهی و رضا خادم و..) برگزار شده بود.
پایگاه اینترنتی سکولاریسم نو در واکنش به نشست مذکور نوشت: اپوزیسیون راست و ارتجاعی رژیم اسلامی، شامل رژیم سابقیها، تودهایها و اکثریتیهای همکار رژیم اسلامی(!) و قلچماقهای باند قومگرا (تجزیه طلب) یکسالی است که در تکاپوی آلترناتیوسازی افتادهاند.
آنها به صرافت دست و پا کردن یک نوع دولت در تبعید افتادهاند. در استکهلم نیروهای چپ آبرویشان را ریختند و اجلاسشان را به یک افتضاح بدل کردند؛ سازمان دهندگان، از جمله شهریار آهی شاه پرست، به توجیه و دست و پا افتادند و قول دادند که از این به بعد شفافتر عمل کنند؛ اسم خود را «اتحاد برای دموکراسی» گذاشتهاند. از ماهیت تک تک شان میتوان حدس زد که چه سرنوشت و چه آینده سیاهی برای کشور وچه بساط لفت و لیسی را برای خویش دارند در سر میپرورانند.
نویسنده خاطر نشان کرد: پس از استکهلم در بروکسل جمع شدند و در تاریخ ۱۷ و ۱۸ نوامبر در شهر پراگ گرد آمدند؛ در گشت پراگ اختلافشان عیان شد؛ ظاهراً این جریان آنقدر دموکرات است که حتی بیانیه نهایی نشست را نه تنها در اختیار شرکت کنندگان نگذاشت، بلکه متن آن را نیز به رأی نگذاشته است؛ این هم از تمرین دموکراسی «اتحاد برای دموکراسی»؛ بدنبال این گشت و تفریح دو روزه در شهر پراگ، برخی حاضران به بیانیه اعتراض کردهاند.
سکولاریسم نو در پایان نوشت: گروه موسوم به اتحاد برای دموکراسی جمعی از مرتجعین کپک زده هستند که در این میان به دنبال آب و نانی برای خود میگردند؛ این گشت و گذارهای توریستی-سیاسی هم فال است و هم تماشا.
هر چند ماه یکبار به یکی از شهرهای اروپا سفر میکنند و مجانی به تفریح و عیش و نوش میپردازند و ضمناً تلاشی مذبوحانه برای سری در سرها درآوردن نیز انجام میدهند؛ اینها ذرهای اعتبار و آبرو در میان مردم ندارند؛ کسی جدیشان نمیگیرد؛ در دوران سوسیال میدیا، در فیس بوک و سایتهای اینترنتی با چاپ عکس رنگی خودی نشان میدهند، خود را در آب نمک میخوابانند تا شاید اگر دری به تخته خورد بتوانند کار آب و نان داری برای خود دست و پا کنند اما این اپوزیسیون دست ساز دلقک هیچ بختی در میان مردم ایران ندارند.