
اين روزها بارديگر بحث درباره توسعه حوزه نفوذ ناتو در تركيه مطرح شده است. محور اين تحركات نيز استقرار سيستم موشكهاي پاتريوت ناتو در تركيه است. اين طرح در حالي مطرح شده كه كشورهاي غربي ادعا دارند محور تحركات آنها را تقويت توان دفاعي تركيه تشكيل ميدهد. هر چند غربيها با اين ادعا به دنبال توجيه رفتارهاي خود در تركيه هستند اما بررسي كارنامه ناتو اصولي ديگر را آشكار ميسازد.
بر اساس دكترين راهبردي ناتو براي سال ۲۰۲۰ اين پيمان نظامي عرصه فعاليت خود را از حوزه اروپا و امريكا به سراسر جهان گسترش داده به گونهاي كه آنها حتي جنگ هستهاي و سايبري را در برنامههاي خود قرار دادهاند. از اهداف ناتو توسعه نفوذ در خاورميانه است. پروژهاي كه با سه محوريت رژيم صهيونيستي، كشورهاي عربي حوزه خليجفارس و تركيه صورت ميگيرد. استقرار سيستم دفاع موشكي و موشكهاي پاتريوت در تركيه را در چارچوب اجراي اين طرح ميتوان دانست.
به عبارتي، تركيه بازيچه غرب براي اجراي اهداف توسعهطلبانه ناتو براي سلطه بر منطقه مبدل شده است.
كشورهاي اروپايي در حالي از پذيرش عضويت تركيه در اتحاديه اروپا خودداري ميكنند كه از يكسو از قدرتيابي نظامي اين كشور در هراس هستند و از سوي ديگر به دنبال سوق دادن اين كشور به اجراي خواستههاي خود به ويژه تأمين امنيت رژيم صهيونيستي در منطقه ميباشند.
استقرار نظامي ناتو در تركيه هرچند با ادعاي ايفاي نقش بيشتر از سوي تركيه در قالب ناتو صورت ميگيرد اما در اصل حربهاي است كه بر اساس آن از يكسو تركيه به اجراي خواستههاي غرب وادار شود در حالي كه قدرت نظامي آن نيز تحت كنترل غرب قرار ميگيرد و از طرف ديگر اين كشور به تأمينكننده منافع صهيونيستها مبدل خواهد شد.
به عبارت ديگر تركيه به ابزاري براي خواستههاي غرب و صهيونيستها مبدل ميشود كه به دليل محاصره نظامي بودن توسط ناتو توان مقابله با اين خواستهها را نخواهد داشت. البته غرب ادعا دارد كه براي تقويت توان نظامي تركيه و مقابله با جبهه مقاومت اين طرح را اجرا ميكند اما در عمل سياست نهايي آنها استفاده از تركيه براي حذف دشمنان منطقهاي و در نهايت سلطه بر اين كشور و مقابله با حضور قدرتمندانه آن در منطقه به ويژه پايان دادن به اعتراضهاي آنكارا به رژيم صهيونيستي است. بررسي خطوط مرزي تركيه نشان ميدهد كه اين كشور از سوي همسايگان خود شامل ايران، سوريه و عراق هرگز مورد تهديد قرار نگرفته و نخواهد گرفت لذا توسعه فعاليت ناتو در اين كشور نميتواند محلي از اعراب داشته باشد و صرفاً بر اساس منافع غرب خواهد بود. نكته مهم آنكه اگر تهديدي عليه تركيه باشد از جانب يونان و قبرس خواهد بود كه از اعضاي اتحاديه اروپا بوده و غربيهاي حاضر نميشوند تا پيمانهاي خود با اين كشورها را قرباني خواستههاي تركيه سازند. با توجه به اين حقيقت حتي ميتوان گفت كه غرب با حضور ناتو در تركيه به دنبال تأمين امنيت اين كشورها است و سعي دارد تا با محاصره تركيه سرانجام اين كشور را به پذيرش خواستههاي يونان و قبرس وادار سازد.
نكته ديگر در تحركات ناتو در تركيه را در دو هدف اصلي ناتو ميتوان جستوجو كرد. ناتو از يك سو تلاش دارد تا ساختار نظامي خود را در خاورميانه از جمله كشورهاي عربي حوزه خليجفارس گسترش دهد كه ايجاد رقابت نظامي ميان تركيه و اعراب بر سر استقرار سيستمهاي موشكي حربهاي در اين راستا خواهد بود. از سوي ديگر ناتو همچنان به دنبال تقابل با روسيه به ويژه در حوزه سيستم دفاع موشكي است در حالي كه نميخواهد پذيرنده هزينههاي اين تقابل و حتي تحريم مستقيم روسيه باشد. با توجه به اهداف ناتو ميتوان گفت كه تركيه اكنون به مهرهاي براي ناتو جهت تأمين خواستههاي ضدروسي ناتو مبدل شده در حالي كه هزينههاي اين تقابل نيز بر عهده تركيه ميباشد و اين كشور است كه هزينه تنشهاي ايجاد شده با روسيه را خواهد پرداخت.
با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه طرح استقرار موشكهاي پاتريوت در مرزهاي سوريه هر چند در ظاهر براي تقويت اين كشور يا اعمال فشار بر سوريه و جبهه مقاومت است اما در نهايت به ابزاري براي اعمال فشار بر تركيه مبدل ميشود كه استقلال و تماميت ارضي اين كشور را تحتالشعاع قرار ميدهد به گونهاي كه سرانجام تركيه بزرگترين بازنده اين عرصه خواهد بود. ناتو تلاش دارد تا تركيه را به مهرهاي مبدل سازد كه در عين تحقق اهداف ناتو توان مخالفت با خواستههاي ناتو را نيز نداشته و در نهايت به كشوري فرمانبردار و مطيع غرب مبدل شود كه تمام منافع داخلي، منطقهاي و جهاني خود را قرباني اهداف ناتو ساخته است؛ چنانكه اكنون نيز تركيه با رويكرد به ناتو با اعتراضهاي داخلي و خارجي شديدي مواجه شده است.