
نخستين جرقه از برخوردهاي جانبدارانه با اين جايزه ادبي در مراسم اختتاميه اين جايزه زده شد. در مراسم اختتاميه اين جايزه در سخناني كه ميان اهالي رسانه به نقل از يكي از داوران اين جايزه دهان به دهان ميگشت، اين موضوع به نظر ميرسيد كه در بخش خاطره نگاري رأي داوران چيزي جز عنوان اعلام شده در مراسم اختتاميه بوده و نوعي اجبار، در نهايت رأي آنها را تغيير داده است و به نشانه اعتراض به همين موضوع آنها نيز از حضور در اختتاميه سرباززدهاند.
رأي ما اين نبود!
در ميان اين داوران اما سيده اعظم حسيني راوي اثر جنجالي «دا» كه يكي از آثار برگزيده اين جايزه در دورههاي قبلي بود، در انتقادات صريح به تغيير آراي داوران اعتراض كرد و براي نخستين بار به صورت شفاف به شائبههايي درباره دستبردن در آراي داوران جوايز ادبي برگزار شده از سوي معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مهر تأييد زد.
حسيني در نامهاي كه خطاب به دبير اين جايزه ادبي نوشته و نسخهاي از آن را نيز در اختيار رسانهها قرار داد، عنوان كرد كه رأي نهايي داوران اين جايزه در اعلام برگزيده بودن كتاب «شرح اسم»، نوشته هدايتالله بهبودي ناديده گرفته شده است و به اثري كه لايق ۱۱۰ سكه بود، ظلم و در نهايت با اثر ديگري به صورت مشترك به عنوان تقديري معرفي شده است.
راوي كتاب «دا» در نخستين بند از نامه خود به دبير علمي جايزه ادبي جلال چنين مينويسد: در دوره پنجم كتاب «شرح اسم» در بخش زندگينامهها برگزيده و كتاب «نورالدين پسر ايران» در بخش خاطرات شايسته تقدير شناخته شد، در حالي كه در بيانيه رسمي، هر دو نويسنده و مؤلف گرامي شايسته تقدير اعلام شدند و به هر كدام ۱۲ و نيم سكه بهار آزادي تعلق گرفت.
بنابر اين، نه كتاب اول به ۱۱۰ سكه خود رسيد و نه صاحب اثر كتاب دوم به ۲۵ سكه شايسته تقدير دست يافت كه براي همه داوران محل سؤال است. حتي اگر بنا بود فقط يك كتاب جايزه بگيرد كه خلاف سابقه اين جشنواره است، باز ۱۱۰ سكه كامل بايد اعطا ميشد. بزرگوارا اگر كشور مشكل مالي دارد يا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تنگناست، صادقانه بازگو ميكرديد و جايزه را صادقانه و تعريف شده نه مهندسي شده ميپرداختيد و اين همه حرف و حديث از ما و ساير عوامل اين جايزه به جا نميگذاشتيد. حال با اين حركت خود شأن علمي داوري را در نگاه به كتاب خوبي مثل «شرح اسم» زير سؤال برديد و حاصل زحمات دو ماه مطالعه، ارزيابي و داوري آثار را كه با تنظيم صورت جلسهاي رسمي در مورخ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۱ به كار خود پايان داد، اينچنين مسئلهدار كرديد كه مايه تأسف است.
چرا جايزهها دوپاره شد؟
وي همچنين با اشاره به كتاب «نورالدين پسر ايران» و راوي آن تأكيد كرده است: يك «جايزه ادبي» بناست، مؤلفان و نويسندگان آثار خوب را بشناساند و از آنها تقدير كند نه اينكه به سوژهها جايزه دهد! سؤال اينجاست كه چرا جايزه «خاطره ديگري» را دوپاره كرده و بخشي از آن را به «صاحب خاطره» و «راوي» كه هيچ نسبتي با پديدآوري اثر ندارد و تنها يادماندههاي ذهني وي، محتواي اثر است بخشيديد و وي را در نويسندگي و تأليف مشاركت داديد؟. . . . تشخيص هيئت محترم داوران مستندنگاريها كه بارها در جلسات خود آن را متذكر شدهاند، آن بوده كه «معصومه سپهري» نويسنده، مؤلف و گيرنده جايزه كتاب «نورالدين پسر ايران» است و ما از آنجا كه متوليان جايزه را موافق آن ديده بوديم به شكل مكتوب پيگير نشديم و بديهي انگاشتيم؛ كه متأسفانه آن شد كه نبايد ميشد.
حرمت «شرح اسم» پاس داشته نشد
اما اين پايان ماجرا نبود. هدايت الله بهبودي نويسنده و محقق محجوب كتاب شرح اسم نيز در گفتوگويي با يكي از رسانهها و پس از انتشار نامه سپهري عنوان ميكند به دليل آنچه بيحرمتي به خود و كتابش عنوان كردهاند، اين جايزه را با نامهاي به دفتر وزير ارشاد عودت داده است.
بهبودي در اين زمينه گفته است: مجموعهاي از شنيدههاي موثق و مشاهداتي كه حين برگزاري مراسم به چشم ديدم، اين احساس را در من به وجود آورد كه حرمت كتاب «شرح اسم» پاس داشته نشده است. اين حرمت جنبه شخصي ندارد، بلكه حيثيت ملي كه كتاب «شرح اسم» دارد، بيشتر مرا ترغيب كرد كه جايزه را پس دهم. به خاطر حفظ حرمت خود جلال و نويسندگاني كه برگزيده ميشوند، اگر وزارت ارشاد اعلام ميكرد به دليل مشكلات، مراسم اهداي جايزه را برگزار نميكند، خيلي آبرومندانهتر بود تا اينكه به شكلي ناقص برگزار شود و بيحرمتي به نويسندگان باشد.
اما اين جملات بهبودي نيز بسيار قابل تأمل بود كه عنوان ميكرد: حيثيت كتاب «شرح اسم» با حيثيت «نورالدين پسر ايران» متفاوت است، از نظر من نورالدين يك كتاب خاطره است كه در جاي خود بسيار هم برجسته است. «شرح اسم»، ماهيتش يك كتاب تاريخي است كه مبناي آن تحقيقات مفصلي است كه بيش از يك سال انجام آن طول كشيدهاست و در كنار هم قرار گرفتن اين دو كتاب اساساً غلط است. وقتي هم اين دو در كنار هم قرار بگيرند، ناخودآگاه حق يكديگر را تحت الشعاع قرار ميدهند. اين سؤال بزرگي است كه چرا بايد اين دو كتاب دركنار هم قرار بگيرند. شنيده بودم با وجود در كنار هم قرار گرفتن اين دو كتاب، داوران امتياز بالاي ۹۰ را به «شرح اسم» داده بودند، اما نميدانم كه چرا به آن توجه نشد، مجموعه اين عوامل باعث شد كه تصميم بگيرم كه جايزه را پس دهم.
به نظر ميرسد فرجام حواشي پنجمين دوره برگزاري بزرگترين و گرانترين جايزه ادبي كشور به همينجا ختم نشود و توضيحات دبير علمي اين جايزه در روزهاي آتي بتواند ابعاد ديگري از آنچه اين جايزه و برگزاري آن به ارمغان آورده است را روشن كند. توضيحاتي كه بيشك هرچه باشد نميتواند به سادگي رسوايي اعمال نظر در آراي داوران اين جايزه را از دامان برگزاركنندگانش پاك كند.