
در عرصه ديپلماسي و بيان نقاط قوت و ضعف، كمتر اتفاق ميافتد دشمن به توانمندي و قابليتهاي رقيب به صراحت اشاره كرده و آشكارا در مقابل دهها شبكه خبري و رسانهاي كه منتظرند تا كوچكترين پالس مثبت براي ارتباط را برجسته كرده يا شكست سياستهايي را كه تاكنون براي به زانو در آوردن كشوري اعمال شده است، پوشش خبري دهند. اين اتفاق اگر هم بيفتد توسط كشورهايي صورت مي گيرد كه خوي تكبر و خود بزرگبيني كمتري دارند. امريكاييها همه زور خودشان را در طول سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي زدند تا ثابت كنند ايران كشوري منزوي است و هيچ واحد سياسي كوچك و بزرگ رغبتي براي ارتباط با اين كشور ندارد و اخيراً هم به دنبال القاي اين بودند كه بگويند بيداري اسلامي محصول رويكرد ملتهاي منطقه به ايران و تأثيرپذيري از الگوي انقلاب اسلامي نيست.
وقتي ميبينيم هيلاري كلينتون در مقام وزير امور خارجه بزرگترين قدرت مدعي جهان به صراحت اعتراف ميكند كه در برابر توانمندي ايران و حوزه نفوذ آن در جهان نميداند چه كار بايد بكند و با وجود همه راههاي رفته شده براي انزواي ايران اسلامي و به كارگيري همه ابزارها اعم از سياسي، نظامي و به ويژه تحريمهاي اقتصادي، اين ايران است كه هر روز در هر نقطهاي از جهان ديده ميشود، تازه ميفهميم نفس مسيحايي امام راحل و رهنمودها و تدابير رهبر معظم انقلاب به عنوان سكاندار شايسته انقلاب اسلامي با دشمنان ما چه كرده است. اينكه كلينتون در مؤسسهاي و جمعي كه به درستي ميدانند تاكنون امريكا براي جلوگيري از نفوذ ايران و انقلاب اسلامي، همه راهها را رفته است، اعتراف به قدرت ايران ميكند و متحيرانه در مقابل خبرنگاري كه سؤال ميكند بيشترين سختي شما در دوران تصدي بر دستگاه ديپلماسي امريكا چه بوده است، به صراحت ميگويد: «سختي مواجهه با ايران»، ذلت و خواري بزرگترين قدرت جهاني را در مقابل كشوري كه همچون كوه در مقابل دشمن ايستاده و مصداق آيه مباركه «فاستقم كما امرت» بوده است، يك حس اطمينانبخش و غرور به انسان دست ميدهد. نبايد فراموش شود كه كلينتون اين سخنان را در مؤسسه بروكينگز؛ جايي كه براي مقابله با ايران مركزي را تحت عنوان مركز «سيبان» طراحي كردهاند و روزانه دهها كارشناس زبده در حد خود كلينتون بر روي سياستهاي ايران متمركز هستند، گفته است. كساني همچون مارتين اينديك، سوزان مالوني، بورس ريدل، كنيث پولاك و دانيل بايمن كه براي مديريت مخالفان در انتخابات رياست جمهوري ۸۸ و فشار به ايران، سندي را تحت عنوان «كدام مسير به سمت ايران» منتشر ساختند و در ۹ فصل، گزينههايي را براي استراتژي جديد برخورد امريكا با ايران طراحي و دقيقاً در فتنه ۸۸ عليه ملت ايران با پياده نظامي افرادي همچون موسوي و كروبي و ديگران فتنهگران پياده كردند. پس كلينتون ميدانست در چه جمعي اعتراف به قدرت ايران و تأثيرگذاري آن در معادلات جهاني ميكند.
در چنين شرايطي كه دشمنان قسمخورده به توانمندي ما اعتراف دارند و ميدانند با همه سناريوهايي كه عليه ايران اسلامي به كار بستهاند، اين ايران است كه دست برتر در منطقه است و نفوذ منطق او در ميان ملتهاي جهان، قدرتهاي بزرگ را كلافه كرده و به زانو در آورده است، چرا بايد درست در همين زمان دولتمردان ايراني به گونهاي رفتار كنند كه حلاوت اين غرور كه منشأ آن تنها و تنها در سايه «فاستقم كما امرت» پروردگار حاصل شده است، كامهاي شيرين را تلخ كند. سؤال اينجاست مگر رياست محترم جمهوري نميداند وزيري كه او ديروز بركنار كرد، همان كسي است كه كمتر از ۱۰ روز پيش، كنگره امريكا وي را در ليست تحريمهاي خود قرار داد. تحريم تقي پور وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات براي چه بود؟
مگر تقي پور چه اقدامي انجام داده بود كه كنگره امريكا را عصباني كرده بود؟ داستان اينترنت بومي و تكنولوژيهاي ارتباطي بومي آن كه ميرفت با يك اقدام انقلابي از نوع حركت جوانان هستهاي، كشور را از وابستگي به اينترنت نجات دهد، دستاورد كدام وزير بود؟ آيا اقدام رئيسجمهور در شرايط حاضر حاصل يك رفتار نسنجيده نبوده است؟ چرا كلينتون ميتواند قدرت نفوذ ايران را درك كند، ولي دولتمردان كشورمان فاقد درك آن هستند. كجا اين اقدام رئيسجمهور در شرايط حاضر به مصلحت كشور و نظام بوده است؟ تا كي بايد ملت ايران تاوان اين غفلتها اگر نگوييم خداي نكرده خيانتها را بپردازد؟ نگران كنندهتر آنكه رئيسجمهور محترم وزارتخانهاي با اين حساسيت آن هم در شرايط تحريم را به كسي سپرده است كه دو وزارتخانه ادغام شده را اكنون مديريت ميكند و تازه پس از سرپرستي وزارت ارتباطات گفته؛ دولت درصدد آن است كه وزارتخانههاي ارتباطات، راه و شهرسازي و يك وزارتخانه ديگر را با هم ادغام كرده و وزارت امور زير بنايي را تشكيل دهد. بايد بپذيريم هر چند هم آقاي نيكزاد توانمند باشد، توان چنين كار بزرگي را نخواهد داشت و قطعاً چنين ادغامهايي به نمره آقاي نكيزاد در صورت كانديداتوري براي رياست جمهوري آينده نخواهد افزود.
صرفنظر از علت بركناري وزير ارتباطات كه ممكن است از جنس همان رفتاري باشد كه با برخي استانداران در ماههاي اخير صورت گرفته است و چه بسا حضور تقيپور در يك جمعي كه رئيسجمهور را خوش نيامده است و علت بركناري او باشد، رسانهها به دنبال اين علتها نميگردند و تنها خواستار آن هستند كه رئيسجمهور محترم شرايط خاص كشور را درك كرده و تصميمات خود را متناسب با اين شرايط اتخاذ كند و اين توقع زيادي نيست.