مشكلات طرف عرضه چيست و منظور از طرف عرضه چيست؟ طرف عرضه را ميتوان جمع تمام متغيرهاي تزريقي در اقتصاد دانست، سرمايهگذاري و مخارج دولت از مهمترين مؤلفههاي تزريقي در اقتصاد است . لذا طرف عرضه را ميتوان به زبان ساده در حد همان پارامترهاي تزريقي خلاصه كرد. در حقيقت طرف عرضه، مشخص ميكند كه تزريق چگونه عمل كند، اگر طرف عرضه قوي باشد، شاهد افزايش سرمايهگذاريها خواهيم بود و اين چيزي جز افزايش تزريق در اقتصاد نيست.
لذا طرف عرضه چيزي بالاتر از تزريقها در اقتصاد را بيان ميكند و ميتوان تزريقها را انعكاسي از قوي بودن طرف عرضه يا ضعيف بودن آن دانست. هسته اصلي طرف عرضه ظرفيتهاي توليدي است، ظرفيتهاي توليدي چيزي جدا از توليد است، ظرفيتهاي توليدي به توان علمي فني تكنولوژيكي بنگاهها براي توليد انبوه و با كيفيت مرتبط است ولي توليد به هر روش حتي با قرباني كردن ظرفيتهاي توليدي قابل دستيابي است!
اينكه ميگوييم طرف عرضه اقتصاد ايران دچار مشكل است به اين علت است كه ظرفيتهاي توليدي يا همان توان علمي و توليد انبوه و با كيفيت در اقتصاد ايران به دليل وابستگي به ماشينآلات خارجي و عدم جذب واردات كالاهاي سرمايهاي ( به دليل عدم انجام سرمايهگذاري در امر تحقيق و توسعه) بسيار پايين است. زماني كه طرف عرضه ضعيف باشد، مانعي براي هدايت نشت( پسانداز) به سمت تزريق (سرمايهگذاري) ميشود و نتيجه اين ميشود كه نشت عاملي براي تشديد ركود تورمي در اقتصاد ايران ميشود. به بيان سادهتر هر چه مردم بيشتر پس انداز انجام دهند، از آنجا كه پساندازها تمايلي براي هدايت به سمت سرمايهگذاري ندارند، ركود ايجاد ميشود و اين ركود دوباره با نشت بيشتر خودش را افزايش ميدهد و البته تورم نيز در اين فرآيند ايجاد خواهد شد، چرا كه اين نشت فقط دريغ كردن پول از اقتصاد نيست بلكه دريغ كردن پول از اقتصاد و ريختن آن در بازار نامولدگري براي تجارت با پول است، اين فرآيند سبب تقويت طرف تقاضا در كنار ركود و ضعف بيشتر طرف عرضه ميشود كه نتيجه آن اين است كه تورم به دليل فشار تقاضا افزايش مييابد و البته به علت درونزا شدن پول اين تورم هميشگي و ساختاري ميشود و هر چه مولدها بيشتر تحت فشار قرار گيرند، شاهد تشديد ركود تورمي به علت افزايش نشت و كاهش تزريق خواهيم بود.
در اقتصاد كينز به همان اندازه كه نشت صورت ميگرفت، از تزريق كاسته ميشد چون آن نشتها نبايد از اقتصاد دريغ شود چراكه با دريغ شدن آنها، سرمايهگذاري معادل آنچه دريغ شده كاهش پيدا ميكرد. ( به عبارتي در اقتصاد كينز منحني تزريق ديگر شيفت داده نميشد) ولي در اقتصاد ايران همان طور كه گفته شد، نشت قدرت بيشتري در نابودي توليد دارد چراكه فقط پول را از اقتصاد دريغ نميكند، بلكه پولهاي دريغ شده را به پاي نامولدها ميريزد و نتيجه اين ميشود كه فقط منحني نشت به سمت چپ شيفت نميكند، (پسانداز مستقل از درآمد) بلكه منحني تزريق نيز به سمت پايين منتقل ميشود و اين ركود عميقتري را به بار مينشاند، ركودي كه توأم با تورم است و نامولدگري را پررونقتر كرده و از اين رهگذر دوباره جريان نشت، ركود و تورم را تشديد ميكند.
اين فرآيند اگر به اين سمت هدايت ميشد كه نشت به تزريق تبديل شود، علاوه بر آنكه منحنيهاي نشت را به راست شيفت داده، منحني تزريق را نيز به بالا شيفت ميداد و اين گونه ميشود كه به صورت مستمر و پيوسته تعادل نشت با تزريق در درآمدهاي ملي بالاتري تحقق مييافت.
آنچه گفته شد از خطرناك بودن گسترش و استمرار نشت در اقتصاد ايران حكايت داشت، چراكه نشت هرچند كه از سياستهاي ركودزا و مولدكش استارت خورد ولي اقتصاد ايران را در مسير مرگ تدريجي ركود تورمي و افزايش بيعدالتي قرار داده است. راهحل امروز اقتصاد ايران اين است كه جلوي نشت را از طريق تزريق بگيريم. سرمايهگذاران بخش خصوصي را نميتوان يكشبه آماده تزريق گسترده كرد، اينجاست كه نقش حياتي دولت ديده ميشود. اگر دولت هدف خود را ارتقاي بنيههاي توليدي و تقويت طرف عرضه قرار دهد، نه تنها به تزريق در اقتصاد ايران و بسترسازي براي تزريق بخش خصوصي كمك كرده است بلكه به كاهش استفاده از پول در راه نامولدگري كمك ميكند، چراكه بزرگترين دشمن نامولدان، قوي شدن طرف عرضه اقتصاد ايران است.