
مجلسي كه در همه ۳۴ سال گذشته در سايه مجاهدتهاي امثال شهيد آيت الله مدرس و با رأي مستقيم مردم تشكيل گرديده، بايد داراي ويژگيهايي باشد كه بتوان گفت نه صرفاً در حد نزديكي به مجسمه آيت الله مدرس، بلكه در عمل نيز، مجسمهاي تمام قد از عينيت ديانت اسلامي در سياست باشد. ۱۰ آذر ماه سالروز شهادت آيت الله مدرس، فرصت مناسبي است تا به اين بهانه، اين ويژگيها را يك بار ديگر مرور كنيم. اينكه معتقد باشيم مجالس گذشته و حال، اين ويژگيها را داشته و دارند يا خير، فرع بر بيان اين ويژگيهاست و اين گزارش در پي شرح و قضاوت چنين امري نيست.
ارعاب و تهديد و تطميع در او اثر نميكرد «مدرس خصوصيت عمدهاش اين بود كه هيچ عامل ارعاب و تهديد و تطميع و فريبگرى در او اثر نمىكرد.» اين كلام رهبري معظم انقلاب در وصف خصوصيتي از مدرس است كه امام خميني بارها نام او را برزبان آورد. نماينده مجلس به دليل نقشي كه هم از بعد نظارتي و هم از بعد قانونگذاري ايفا ميكند، بسيار محتمل است كه مورد تهديد يا تطميع دستگاههاي اجرايي قرار گيرد؛ چه آنكه نظارت، نوعي تهديد كننده موقعيت امن دستگاههايي است كه عملكرد مناسبي نداشتهاند، بنابراين ميكوشند با تطميع نماينده، او را از راه خويش دور سازند. نمايندهاي كه پايبند ارزشها باشد، بديهي است كه تطميع در او اثر نخواهد داشت.
ارعاب نيز زماني مؤثر خواهد شد كه نمايندهاي با عملكرد يا رفتار نامناسب، پاشنه آشيلي براي سوءاستفاده ديگران فراهم آورده باشد؛ ديگراني كه بتوانند در موقعيت سودآور براي خويش از آن پاشنه آشيل براي تحت فشار قرار دادن نماينده و در اصطلاح عام، خريدن رأي او اقدام كنند.
در عين حال، مورد ارعاب و تهديد و تطميع قرار نگرفتن نيازمند نوعي شجاعت است كه اغلب از دو ريشه ديانت و عملكرد سالم و بينقطه ضعف نشأت خواهد گرفت. بنابراين لازم است كه نمايندگان مجلس همواره به خودسازي فردي توجه كرده و در عين حال مراقب عملكرد خويش بوده كه نقطه ضعفي براي تحت ارعاب قرار گرفتن نداشته باشند.
مدرس درباره خويش ميگويد: « خداوند دو چيز به من نداده؛ يكي ترس و ديگري طمع. مدرس، وطنخواهي است كه همه چيز خود را براي دو چيز اسلام و وطن ميدهد. »
قناعت و سادهزيستي مدرس سادهزيست بود و همين ساده زيستي و عدم تعلق به دنيا، او را از تعلق به قدرتهاي دنيايي نيز دور ميساخت. او نه فقط در هنگام طلبگي كه حتي پس از انتخاب به عنوان نماينده مجلس، زندگي ساده و با قناعتي را پيشه ساخته بود. زندگي وي آنچنان ساده بود كه دولتآبادي در مورد سادگي زندگي وي مينويسد: «مدرس با وجود آمد و شد زياد با رجال دولت و اعيان مملكت باز جنبه طلبگي خود را از دست نداده و روي گليمي مينشيند. . . هر كس بر او وارد شود و داراي هر مقامي كه باشد بايد روي زمين و به روي همان گليم بنشيند. » بديهي است كه نماينده مجلس در هر دورهاي ميتواند از منابع مالي بالا يا رانتهاي اقتصادي ويژه بهره برد؛ اما مدرس نه اهل دوري از خوي ساده زيست خود بود و نه روحيه قانونمندش به او اجازه ميداد كه چنين كند.
هراس نداشتن از قدرتهاي استكباري رهبري انقلاب در ادامه سخن گفتن در وصف مدرس ميفرمايند: «همان وقتى كه علىالظاهر فضا را بر ضد او آنچنان متشنج كرده بودند كه عليه وي شعار مىدادند، او ايستاد و حرف خودش را زد. اين خصوصيت يك نماينده خوب در مجلس است. بعضيها زود مرعوب مىشوند! من بارها عرض كردهام كه قدرتهاى استكبارى- يعنى همين قدرتهاى سلطهگر جهانى- كه مرتب روى اين كشور و آن كشور دست مىاندازند و دولتها و ملتها را زير يوغ خودش مىكشانند، عمده كارشان از ترساندن مىگذرد. قدرت واقعيشان آن قدر نيست كه بر زبان مىآورند. بديهى است اين همه كه اينها با اين انقلاب و با اين كشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاكنون اين انقلاب اينطور رشد نمىكرد و اينگونه نمىماند.»
گرچه كلام رهبري پس از مثالي از شهيد مدرس، به زمان حال بازميگردد و دوران انقلاب، اما واقع آن است كه همان مثال كافي است كه بدانيم مدرس با ايمان قلبي به خدا و اطمينان به راهي كه در پيش گرفته بود و به پشتوانه رأي مردمي، شجاعتي داشت كه طبيعتاً براي آنچه كه عليه او توطئه ميشد، ارزشي قائل نبود و عملكرد خويش را حسب فشارهاي حكومت طاغوت يا قدرتهاي استكباري زمان تغيير نميداد. گرچه در آن زمان، عملاً مدرس و حاميانش در نقطه ضعف بودند و تبعيد و شهادت مدرس، نشان از آن داشت كه ملت تا قدرت يافتن واقعي، زمان درازي پيش رو دارد.