
سكوهاي خالي ورزشگاهها پس از گذشت يك نيم فصل از ليگ دوازدهم بدجوري توي ذوق تماشاگران به خصوص تماشاگران تلويزيوني فوتبال ميزند، هر چند كه اين معضل چند سالي است گريبانگير فوتبال باشگاهي شده ولي در اين فصل به اوج خود رسيده است البته بايد توجه داشت كه اين مشكل حتي در چند سال گذشته فقط در تهران ديده شده، اما ميتواند اپيدميوار به تمام شهرها سرايت كند و همهگير شود. قهر تماشاگران و نرفتن آنها به ورزشگاهها موضوعي است كه كمكم فوتبال را درگير خود ميكند بحثي كه ميتوان عوامل متعددي را براي پيدايش آن پيدا كرد.
بازيهاي ضعيف ۱۶ هفته از بازيهاي ليگ برتر گذشت بازيهاي نه چندان جذابي كه تماشاي آنها حتي از پشت صفحه تلويزيون هم به دل نمينشيند. بدون تعارف بايد گفت فوتبال باشگاهي ايران تبديل به فوتبال كسلكنندهاي شده است. يادش بخير روزگاري نه چندان دور كه براي يك بازي ميان هفته ورزشگاه لبريز از تماشاگر ميشد آن روزها تيمهاي زيادي وجود نداشت، اما فوتبال با كيفيت بود، اما امروز در حضور اين همه تيم و اين همه پول فوتبالي بيكيفيت ميبينيم كه ارزش نگاه كردن ندارد.
چرا پس از گذشت اين سالها ما هنوز نميتوانيم يك بازي ديگر را نام ببريم. چرا ديگر از آن بازيهاي ديدني كه هر تماشاگري را روي صندلي به خود ميخكوب ميكرد خبري نيست.
بازيكنان پولكي بيشك سير صعودي قراردادهاي بازيكنان ميتواند از جمله نكاتي باشد كه بازيكنان نتوانند مثل بازيكنان دهههاي ۶۰ و ۷۰ بازي كنند. بازيكناني كه فقط فكر رنگ به رنگ كردن ماشينهاي آنچنانيشان هستند بازيكناني كه با واژه تعصب بيگانه هستند فقط و فقط به فكر ساق پاهايشان هستند پس معلوم است كه ديگر زماني براي ارائه يك بازي تماشاگر پسند ندارد پس با اين شرايط نبايد توقع داشت تماشاگر به ورزشگاه بيايد. اگر بازيهاي پايتخت و دو تيم پرطرفدار را معيار قرار دهيم متوجه ميشويم كه يك تماشاگر براي حضور در ورزشگاه و حداقل نشستن در طبقه دوم بايد مبلغي معادل ۵ هزار تومان را پرداخت كند، (البته اگر گرفتار دلالها نشود) زماني زيادي را صرف رفت و آمد كند و ترافيك شهري را تحمل كند بين ۵ تا ۱۰ هزار تومان هم بايد هزينه رفت و آمد را بدهد فكر ميكنيد آن وقت برود و يك بازي بيكيفيت را تماشا كند آيا هيچ عقل سليمي چنين هزينه و صرف وقت را قبول ميكند؟
بالا رفتن اطلاعات و قدرت تحليل تماشاگران
امروزه فهم و كمال تماشاگران، مثل فوتبال درجا نزده است تماشاگران ما در عصر ارتباطات با جديدترين متدها و تاكتيكهاي روز فوتبال دنيا آشنا ميشوند و وقتي يك بازي در سطح اول فوتبال دنيا را ميبينند، در مقام مقايسه به هيچ عنوان نميتوانند شباهتي بين آن و بازيهاي داخلي پيدا كنند. هر چند كه با شعور بالا درك ميكنند كه امكانات بالاي باشگاههاي اروپايي را تيمهاي ايران ندارند. اما مطمئناً نوع بازي يك بازيكن و برنامهريزيهاي مربي خيلي آزارشان ميدهد چون اينها چيزي نيست كه بتوان با امكانات بالا به دست آورد.
امروز علاقهمند به فوتبال در ايران منتظر مسئولان سازمان ليگ، فدراسيون فوتبال و فوتباليستهاي اشباع شده از پول باشگاهها نمينشينند تا آنها اسباب لذت بردن او را از رشته مورد علاقهاش فراهم آورند، تماشاگر فوتبال ايران ميتواند تنها با اشاره يك دكمه صحنههاي ناب در بالاترين سطح فوتبال دنيا را ببيند و چون خوب درك ميكند و تشخيص ميدهد بنابراين فوتبال ناب اروپا و امريكاي جنوبي را انتخاب ميكند و قيد تماشاي فوتبال باشگاهي كسلكننده ايران را ميزند.
ضعف برنامهريزي و ساعات نامناسب نكته مهم ديگري كه باعث عدم استقبال تماشاگران از ديدارهاي فوتبال ميشود برنامهريزي غلط و انتخاب ساعت نامناسب براي بازيهاي ليگ به خصوص در تهران از سوي مسئولان سازمان ليگ است طي همين فصل كه حالا به نيمه آن رسيدهايم اكثر قريب به اتفاق ديدارهايي كه در ورزشگاه آزادي انجام شده در ساعات ابتدايي شب بوده كه با توجه به مشكلات ترافيكي محدوده ورزشگاه و سرماي شبهاي پاييز و زمستان طبيعتاً تأثير مستقيمي در كاهش تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه دارد.
يك نكته جالب ديگر هم دراين خصوص وجود دارد و آن اينكه گويا مسئولان سازمان ليگ در زمان تدوين برنامه و انتخاب ساعت بازيها تقويم رسمي كشور را نگاه نميكنند. پنجشنبه گذشته سه بازي عقبافتاده ليگ برگزار شد كه مهمترين آن بازي استقلال و پيكان بود. اين بازي مطابق برنامه ساعت ۱۷:۳۰ و بعد از اذان مغرب آغاز شد علاوه بر مشكلات فوق برگزاري اين ديدار در اين ساعت آن هم در ايام دهه اول محرم و نزديكترين روزها به تاسوعا و عاشوراي حسيني بسيار تعجببرانگيز بود طبيعي بود كه دراين ايام تمامي علاقهمندان به فوتبال كشور حضور در مجالس عزاداري را بر حضور در ورزشگاه و حتي تماشاي بازي از طريق تلويزيون ترجيح ميدهند.
آنچه مسلم است اينكه تمامي اين موارد دست به دست هم داده و شرايطي را فراهم كرده كه تماشاي فوتبال باشگاهي در ايران با كمترين تماشاگر ممكن روبهرو شود، طبيعي است كه بايد اقدامي صورت گيرد، اقدامي كه البته بايد با برنامهريزي دقيق و بياشكال همراه باشد.