کد خبر: 498159
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
سايت وزارت اطلاعات در گزارشي عنوان كرد
تروريسم در سطح بين‏الملل واژه آشنايي است و تعريف مشخص آن خيلي زود ذهن را به سمت و سوي گروهك‏ها و جريانات مسلحي مي‏برد كه با اهداف و خواسته‌هايي غير‌قانوني، عليه دولت‌ها و ملت‏ها جنايت مي‏كنند، اما بايد توجه داشت كه اين پديده اساساً ريشه در سياست‏هاي كلان برخي دولت‌ها دارد كه منافع خود را در استعمار و سلطه بر ديگر كشورها تعريف كرده‏اند. اگر از منظر پشتوانه و منشأ گروه‌هاي تروريستي و منابع حمايتي به مطالعه پديده تروريسم بپردازيم، درمي‌يابيم كه گروهك‏هاي جنايتكاري كه عليه ملت‏ها اسلحه مي‏كشند، نه تنها از پايگاه اجتماعي و حمايت‏هاي مردمي برخوردار نيستند بلكه هيچ‌گونه منابع درآمد روشني در اختيار ندارند، پس اين سؤال مطرح مي‏شود كه منشأ تأمين مالي و تسليحاتي آنها كجاست؟ كه سبب مي‏شود اين گونه سازمان‏ها در مدتي طولاني به حيات خود ادامه دهند! و هر روز نيز به گستره فعاليت‌هاي خود بيفزايند. اين موضوع كه اساس شروع فعاليت گروهك‏هاي تروريستي را تشكيل مي‏دهد، فقط يكي از دلايلي است كه رد‌پاي كشورهاي صاحب قدرت و سرمايه يا همان پديده «تروريسم دولتي» را اثبات مي‏كند.
در تعريف، هر گونه عمل حكومت‏ها ‏و دولت‌هاي ‏گوناگون كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم منجر به حمايت و سازماندهي اقدامات و فعاليت‌هاي ‏جنايتكارانه، خشونت‌بار و تروريستي در كشورهاي ديگر گردد را تروريسم دولتي مي‏نامند. 

مطابق با اين تعريف برخي از كشورهاي غربي و در رأس همه آنها ايالات متحده امريكا كه اتفاقاً داعيه مبارزه با تروريسم را دارند، مصداق تروريسم دولتي قرار مي‏گيرند و بايد گفت كه همسويي اعجاب‌انگيز اهداف بسياري از گروه‌هاي ‏تروريستي با سياست‏هاي ‏كلان ايالات متحده اتفاقي نبوده است و اين واقعيت علاوه بر صدها دليل روشن ديگر از نشانه‌هاي ‏نقش پررنگ امريكا در توليد و پرورش تروريسم در جهت پيگيري سياست‏هاي ‏دولتي‏اش مي‏باشد. 

همان‏طور كه اشاره شد يكي از دلايل روشن نقش دولت امريكا در برخي اقدامات تروريستي، جهت‏گيري گروه‌هاي ‏تروريستي در مسير سياست‏هاي ‏اين كشور است، به عبارت دقيق‏تر بسياري از گروه‌هاي ‏فعال تروريستي، مشغول جنايت و خراب‏كاري عليه كشورهايي هستند كه در مناقشات سياسي و بين‏المللي ‏مقابل سياست‏هاي ‏دولت امريكا قرار گرفته‏اند. رسانه‌هاي ‏وابسته به اين گروهك‏ها ‏نيز پيوسته در حال انتشار انعكاسي واضح از خواسته‌هاي ‏دولت امريكا در قبال كشورهاي هدف هستند و بالاخره مشاهده مي‏شود كه سازمان‏هاي ‏تروريستي در همين راستا با شخصيت‌هاي ‏سياسي و چهره‌هاي ‏برجسته امريكايي به صورت با واسطه يا بي‌واسطه ارتباط‏هاي ‏تنگاتنگي دارند، به عنوان نمونه مي‏توان به اعتراف‏هاي ‏عبدالمالك ريگي سركرده معدوم گروهك تروريستي جندالشيطان (جندالله) كه پس از دستگيري با ارائه اسنادي معتبر از ديدار با مقامات بلند‌پايه امريكايي، دريافت پول و اسلحه و ارتباطات تنگاتنگ با آنها پرده برداشت، اشاره كرد. عثمان اوجالان(برادر عبدالله اوجالان) كه در زمان تشكيل پژاك مسئوليت پ. ك. ك را بر عهده داشت، نمونه ديگري است كه در مصاحبه‌اي تلويزيوني صراحتاً تمايل امريكايي‌ها و نقش آنها در تشكيل پژاك را بيان مي‌كند. عثمان جعفري از جدا‌شدگان پژاك كه در بدو تأسيس، مسئوليت روابط خارجي پژاك را بر عهده داشت نيز در مصاحبه‌اي از ديدارهاي متعدد خود با نمايندگان دولت امريكا و مذاكرات بين دو طرف سخن مي‏گويد. 

امريكا و تأمين امنيت تروريست‌ها 

در حالي كه در قوانين بين‏المللي ‏ذكر شده است گروه‌هاي تروريستي نبايد در هيچ كجاي دنيا مكان امن براي فعاليت داشته باشند، دولت امريكا با برداشت‏هاي ‏مبتني بر منافع خود از قواعد و حقوق بين‌المللي زمينه را براي رفت و آمدهاي آزاد تروريست‏ها ‏در كشورش و فعاليت گسترده در كشورهاي تحت كنترل نظامي يا سرسپرده خود فراهم مي‏كند، در حالي كه اين گروهك‏هاي ‏تروريستي در فهرست سازمان‏هاي ‏تروريستي وزارت امور خارجه دولت امريكا قرار دارند و اين يعني خود دولت امريكا به تروريست بودن اين گروه‌ها ‏معترف است، به همين دليل است كه دولت امريكا هيچ‌گاه تعريفي مشخص از تروريسم ارائه نداده است زيرا در اين صورت بسياري از اقدامات اين كشور زير سؤال مي‏رود.
اعضاي گروهك تروريستي منافقين (سازمان مجاهدين خلق) دقيقاً زماني كه در فهرست سازمان‌هاي تروريستي وزارت امور خارجه امريكا قرار داشتند به راحتي با برخي سياستمداران امريكايي در ارتباط بوده و از حمايت‏هاي ‏علني اين افراد بهره مي‏برند كه نمونه ديگري بر اين ادعاست. در خصوص كشورهاي تحت سلطه نظامي امريكا مانند عراق و افغانستان نيز به خوبي مشاهده مي‏شود كه همزمان با حضور نظامي امريكايي‏ها ، تروريست‏ها نيز حضور گسترده پيدا مي‏كنند و در واقع حضور نظامي امريكا، امنيت فعاليت‌هاي ‏گروه‌هاي ‏تروريستي را تأمين مي‏كند. كشورهاي عربي منطقه خاورميانه كه عموماً سرسپرده سياست‏ها ‏و اهداف امريكايي هستند نيز به مثابه منابع مالي عمل مي‏كنند كه وظيفه تأمين گروه‌هاي ‏تروريستي را بر گردن دارند! و حتي در بسياري مواقع از نشان دادن ردپاي خود در اين تجارت جنايتكارانه ابايي ندارند. روشن است كه فلسفه اين نوع ارتباطات و حمايت‏هاي ‏مادي و معنوي امريكا از گروهك‏هاي ‏تروريستي، اين است كه دولت امريكا از تروريست‏ها در جهت پيشبرد اهداف خود استفاده ابزاري مي‏كند، اما دو نكته مهم در اين روش وجود دارد، نخست اينكه اين سياست تنها مختص كشور امريكا نيست و بسياري از قدرت‏هاي ‏غربي و از جمله رژيم غاصب صهيونيستي به اين روش متوسل مي‏شوند و ديگر اينكه كشورهاي غربي زماني به اين روش دست مي‏زنند كه در روش‏هاي ‏قانوني، رايزني‏هاي ‏سياسي و حتي اِعمال فشارهاي بين‏المللي ‏به بن‌بست رسيده باشند كه اين روش نشانه ضعف و استيصال آنهاست. 

تاريخ شروع اين قبيل اقدامات، به پس از جنگ جهاني دوم باز مي‏گردد. از اين زمان به بعد، دولت‌هاي ‏غربي و به خصوص امريكا با سرمايه‌گذاري بر گروه‌ها ‏و جرياناتي كه به هر دليل با برخي كشورها زاويه اعتقادي، سياسي يا فكري پيدا كرده بودند، سازمان‏هاي ‏تروريستي مجهزي بنيان نهادند كه مانند يك ارتش خصوصي و مزدور در خدمت سياست‏هاي ‏سلطه‌جويانه آنها قرار گرفت. اين ابزار جديد براي اِعمال فشار به دولت‌ها ‏و ملت‏هايي به كار گرفته مي‏شوند كه در برابر خواسته‌هاي ‏ابرقدرت‏ها ‏مقاومت مي‏كنند و البته موازي با اين اِعمال فشارها تبليغات رسانه‌هاي ‏قدرتمند بين‏المللي ‏كه خود ساخته دست «تروريسم دولتي» هستند قرار دارند تا قوانين بين‏المللي ‏و تجاوزات تروريستي را به گونه‏اي وارونه نشان داده و نظر افكار عمومي را تا حد امكان، هم‌جهت با اهداف تروريستي قرار دهند و از اين طريق از بروز فشارهاي حقوقي و بين‏المللي ‏عليه خود جلوگيري كنند، هر چند بارها ديده شده ناكامي در دستيابي امريكا و هم‏پيمانان غربي‏اش سبب مي‏شود تا ملاحظات خود در راستاي حفظ وجهه بين‏المللي ‏را كمتر مد‌نظر قرار دهند. 

اين پروسه ابعاد گسترده ديگري را نيز در بر مي‏گيرد، غير از پديد‌آوري گروه‌هاي ‏معارض و تجهيز مالي و تسليحاتي، بارها دولت امريكا به گونه‏اي كاملاً بي‌پروا اقدام به ارائه آموزش‌هاي ‏نظامي به اعضاي سازمان‏هاي ‏تروريستي مي‏كند. يكي از نمونه‌هايي كه تابه حال فاش شده، آموزش تفنگداران دريايي ايالات متحده به اعضاي گروهك تروريستي منافقين در صحراي نوادا و پس از آن در تگزاس است تا اعضاي اين گروهك براي اقدامات تروريستي احتمالي عليه برنامه هسته‏اي جمهوري اسلامي و اهداف امريكا در عراق آماده شوند. آموزش به نيروهاي گروهك پژاك كه وظيفه ناامن‌سازي مرزهاي شرقي ايران از طريق راه‌اندازي غائله‌هاي ‏قومي و اقدامات مسلحانه را برعهده دارند نيز از نمونه‌هاي ‏ديگر حمايت امريكا از گروه‌هاي ‏تروريستي از طريق ارائه آموزش‌هاي ‏نظامي است. علاوه بر اين، مدارس آموزش نظامي نيز از سال‏ها پيش در ايالات متحده وجود دارد و به‏صورت رسمي به پرورش تروريسم كمك مي‏كند كه يكي از اين مراكز به واسطه آمار بالاي جرائم ضدانساني دانش‌آموختگانش در ميان خود رسانه‌هاي ‏امريكايي كه خواهان تعطيلي اين گونه مراكز هستند، به نام‏هايي همچون «مركز آموزش و ترويج تروريسم امريكا»، «اردوگاه ترورآموزي» و «حياط خلوت تروريسم امريكا» معروف شده است! 

تاكنون بدنام‌ترين شكنجه‌گران، قتل عام‌كنندگان، ديكتاتورها و تروريست‌هاي دولتي در اين مدرسه آموزش ديده‏اند، به عنوان مثال در سال ۱۹۹۳، كميسيون حقيقت‌ياب سازمان ملل متحد در پرونده كشور «السالوادور» اسامي آن دسته از افسران ارتش كه مرتكب بيشترين جنايت‌هاي جنگي در جنگ‌هاي داخلي شده بودند را منتشر كرد كه مطابق آن معلوم شد دو‌سوم اين افسران، فارغ‌التحصيلان اين مركز آموزشي هستند! 

در سال ۱۹۹۶ دولت امريكا تحت فشار قرار گرفت و مجبور شد هفت جزوه آموزشي اين مركز را منتشر كند. به استناد مقاله‌اي كه در روزنامه نيويورك تايمز مورخ ششم اكتبر ۱۹۹۶ انتشار يافت، در اين جزوه‌هاي آموزشي علاوه بر ارائه انواع آموزش‌ها و راهنمايي‌ها در خصوص انجام اقدامات تروريستي، باج‌گيري، شكنجه، اعدام و قتل عام آموزش داده شده بود. در حالي كه دولت امريكا قصد داشت به افكار عمومي اين‏طور القا كند كه وجود چنين مراكزي در كشوري كه در حال مبارزه گسترده با تروريسم است لازم و ضروري است (اعتراف ايالات متحده به اين واقعيت كه با ترور به جنگ تروريسم رفته است!)، منتقدان اين مدرسه با ارائه آماري دقيق اثبات كردند، تعداد قربانياني كه اين مدرسه در طول ۶۵ سال فعاليتش ايجاد كرده است، چندين برابر تعداد كل قربانيان حملات تروريستي انجام شده عليه امريكا و بمبگذاري‌هاي انجام شده در سفارتخانه‌هاي اين كشور و همين‏طور واقعه ۱۱ سپتامبر بوده است. جالب آنجاست كه اين آمار فقط به فارغ‌التحصيلان اين مدرسه محدود مي‏شود، در حالي كه حمايت امريكا از پديده تروريسم ابعادي بسيار گسترده‌تر دارد. 

دلايلي كه بررسي شد نشان مي‏دهد سيستم حاكم بر ايالات متحده امريكا به گونه‏اي شكل گرفته و اهدافي را تعريف مي‏كند كه منافع اين كشور را در حمايت از تروريسم قرار داده است و از آنجا كه اين موضوع در زمره سياست‏هاي ‏كلان و خط مشي كلي نظام حاكم بر امريكاست، تغيير دولت و كابينه در اين كشور تأثيري بر روند اشتباه آن ندارد، البته خود اين موضع به تنهايي مقوله‌اي گسترده است كه مطالعه آن پاي جريانات صهيونيستي را نيز به ميان مي‏كشد. به هر حال نه تنها در وجود تروريسم دولتي امريكا هيچ شكي وجود ندارد، بلكه اگر در مقابل سياست‏هاي ‏جنايتكارانه دولت امريكا به عنوان بزرگ‏ترين حامي تروريسم ايستادگي شود، به نوعي منبع درآمد و دلايل وجود بسياري از گروه‌ها ‏و سازمان‏هاي ‏تروريستي به خودي خود از بين خواهد رفت و به فروپاشي اين جريانات و تضعيف اقدامات تروريستي در دنيا منجر مي‏شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار