کد خبر: 498070
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۲
نتيجه نبرد هشت روزه غزه را مي‌توان بدون توجه به داشته‌هاي دو طرف ماجرا تحليل نمود؛ يك طرف ماجرا از مجهز‌ترين ارتش‌هاي جهان و طرف ديگر ماجرا در سرزميني كوچك كه تنها سلاح آنها موشك‌هاي دست‌ساز است. براي تحليل نتايج نبرد اخير غزه ابتدا بايد اهداف شروع جنگ را به صورت درست فهميد تا نتايج آن را نيز در نسبت با هدف‌گذاري اوليه بررسي نمود. تحليلگران مختلف جهان انگيزه‌هاي متفاوتي را از علت شروع حمله صهيونيست‌ها ارائه مي‌دهند كه اگر هر كدام از آنها محور واقعي موضوع باشند باز هم دست صهيونيست‌ها خالي مي‌ماند. 

تحليل اول: صهيونيست‌ها بعد از جنگ ۲۲ روزه و تحولات سياسي دو سال گذشته مصر (به عنوان تنها همسايه غزه) برآورد مشخصي از قدرت نظامي و موشكي مقاومت نداشتند و با اين حمله درصدد تست ميزان تجهيز مجدد حماس و جهاد اسلامي بودند. نتيجه‌اي كه عايد صهيونيست‌ها شد اين بود كه فهميدند در زير سايه تسلط سنگين اطلاعاتي‌شان، مقاومت به موشك‌هايي دست يافته است كه برد آنها دو برابر موشك‌هاي نبرد ۲۲ روزه شده است و اين موشك‌ها توانسته‌اند در شمال تل‌آويو نيز فرود آيند. 

تحليل دوم: اينكه صهيونيست‌ها درصدد آزمايش گنبد آهنين بودند تا بدانند سامانه‌هاي پنج‌گانه‌اي كه با هزينه‌هاي زيادي داير شده است مي‌تواند امنيت هواي سرزمين‌هاي اشغالي را فراهم نمايد؟ نتيجه آن شد كه بسياري از موشك‌ها فرود آمدند و پناهگاه‌هاي صهيونيست‌ها براي چند روز به محل زندگي تبديل شده بود و مدارس و دانشگاه‌ها نيز تعطيل شد. 

تحليل سوم: اين بود كه صهيونيست‌ها به دنبال تست مصر جديد هستند. آنان مي‌خواستند بدانند واكنش دولت جديد مصر در نسبت با دولت قبلي چقدر تفاوت كرده است. آيا دولت مصر حاضر است براي فلسطينيان به ميدان بيايد و فراتر از ديپلماسي صوري ايفاي نقش نمايد. در اين گزينه صهيونيست‌ها فهميدند كه تفاوت جدي ايجاد نشده است. فراخوان موقت سفير امري معمولي درعرصه ديپلماسي است، بنابر اين صهيونيست‌ها فهميدند كه اتفاق جديدي در مصر انقلابي در حوزه قدرت و دولت نيفتاده است. 

تحليل چهارم: اينكه صهيونيست‌ها بر اين باور بودند كه زمزمه‌هاي مذاكره ايران و امريكا به گوش مي‌رسد و اين مذاكرات اگر به بهبود روابط بينجامد صهيونيست‌‌ها ضرر خواهند كرد. بنابر اين با حمله به يكي از متحدين ايران در صدد بودند تا با تحريك امريكا در همراهي با خود و تحريك ايران در همراهي با مقاومت، از نزديكي اين دو كشور جلوگيري نمايند كه البته اين تحليل نزديك به واقعيت نيست، چرا كه دو طرف هنوز روند مشخصي را كه منجر به مذاكره شود تأييد نكرده‌اند و چشم‌اندازي براي مذاكره مستقيم متصور نيست. 

تحليل پنجم: اينكه نبرد غزه مي‌توانست فضاي رسانه‌اي را از سوريه به غزه منتقل نمايد و در سايه آن سيل پول و سلاح مجدداً توسط دولت‌هاي غربي- عربي به سوريه ارسال شود. اما روند حوادث اين مسئله را تأييد نمي‌كند و جريانات معارض مسلح سوري در دو هفته گذشته توفيق جديدي در ‌جنگ نداشته‌اند. 

تحليل ششم: اين بود كه صهيونيست‌‌ها براي انتخابات آينده نياز به يك مانور و خودنمايي و اقتدارطلبي دارند كه نتيجه آن كاملاً عكس شد و آرامش نسبي موجود نيز به چالش كشيده شده و صحنه انتخابات آينده براي جريان حاكم پيچيده‌تر شده است. 

نتايج و سرانجام نبرد غزه نشان داد كه مقاومت فلسطين به رغم محاصره دائمي فربه‌تر از گذشته است و گنبد آهنين نمي‌تواند امنيت ساكنان سرزمين‌هاي اشغالي را فراهم نمايد. گسيل سران اروپايي به اسرائيل و پشتيباني نهادهاي غربي و بين‌المللي از صهيونيست‌ها نيز نشان داد كه فضاي رسانه‌اي و ديپلماسي جهان هنوز در دست حاميان صهيونيست‌ها و نتيجه چنين برخوردي از سوي اروپا، امريكا و دبيركل سازمان ملل موجب بيداري مضاعف مسلمانان مي‌شود. نبرد غزه پيام بسيار مهمي داشت و آن اينكه اگر ارتش افسانه‌اي صهيونيست‌ها در مقابل يك گروه چريكي در سرزمين كوچك و محاصره شده درمانده است چگونه مي‌تواند در نبردي با حزب‌الله يا ايران يا سوريه پيروز شود و اين ارزيابي مي‌تواند صهيونيست‌ها را به واقع‌گرايي بيشتر رهنمون شود تا سخنان و آرزوهاي خود را متناسب با جثه خويش تنظيم نمايند.
 
اتفاق جديدي كه در نبرد غزه افتاد اينكه ايران، حماس، سيدحسن نصرالله و جهاد اسلامي فلسطين به صورت متفق‌القول اعلام كردند كه موشك‌هاي فجر۵ كه تا عمق ۸۰ كيلومتري سرزمين‌هاي اشغالي شليك شده ساخت ايران است و اين چنين عصبيت صهيونيست دوچندان مي‌شود و گفته رئيس‌جمهور آنان مبني بر اينكه «خميني در كنار مرز‌هاي اسرائيل خيمه زده است» مجدداً بازخواني شد و حلاوت آنان در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران به تلخي تبديل شد و سخن مقام معظم رهبري عينيت خود را نشان داد كه ما با صهيونيست‌ها جنگيده‌ايم و اگر هر گروه و كشوري با آنان بجنگد ما در كنار آن خواهيم بود.
 
بنابر اين اقتدار موشكي ايران به صورت رسمي به رخ صهيونيست كشيده شد و آنان در يك نبرد غيرمستقيم از توان موشك‌هاي كوتاه‌برد ما نيز آگاه شدند و راهبرد‌هاي نظامي آينده خود را با توجه به اين نبرد تنظيم خواهند كرد. صهيونيست‌ها صد‌ها تانك را در مرز‌هاي غزه آماده و تعمداً فيلم و تصاوير آن را روانه رسانه‌ها نمودند اما تحولات نشان داد كه جرئت حمله زميني به غزه را ندارند چرا كه متوجه شدند موشك‌هاي ضدتانك مقاومت همانند موشك‌هاي ضدتانك حزب‌الله عمل خواهد كرد و خود را از اين باتلاق دور نگه داشتند. نبرد غزه سنجشي نيز از كارآمدي گنبد آهنين به ايران داد تا در نبرد موشكي احتمالي آينده نقاط قوت و ضعف صهيونيست‌ها در نبرد آزمايشي غزه را به دست آورند و متناسب با آن آرايش آينده خود را در حوزه موشكي سازماندهي كنند.
 
اكنون دنياي غرب و عرب به نيكي فهميده‌اند كه وقتي ايدئولوژي مبارزه از ملي‌گرايي به اسلام تغيير يافت طي سه نبرد با دو گروه چريكي، صهيونيست‌ها به خاك مذلت نشسته‌اند. حال اگر يك كشور مجهز و قدرتمند مقابل آنان ظاهر شود چه خواهد شد؟ به نظر مي‌رسد جسارت و اميد به سرنگوني و آسيب‌پذيري صهيونيست در جبهه مقاومت دوچندان شده است و ان‌شاءالله با حل بحران سوريه، جبهه مقاومت متحدتر از قبل و با انگيزه‌تر از هميشه خواب راحت را از صهيونيست‌‌ها و حاميان ثابت آنان در غرب خواهد گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار