به گزارش خبرنگار ما اين پرونده ۲۳ اسفندماه سال گذشته به جريان افتاد. صاحب يك كارگاه پلاستيكسازي در جنوب شهر به مأموران كلانتري ۱۴۴ خبر داد يكي از كارگرهايش به نام مرضيه از سوي پسر جوان ناشناسي با اصابت ضربات چاقو هدف قرار گرفته و كشته شده است. در اولين بررسيها پدر مرضيه به پليس گفت از مدتي قبل پسري به نام امير مزاحم دخترم ميشد. البته او از دخترم خواستگاري كرده بود اما ما به او جواب رد داده بوديم. حالا هم فكر ميكنم امير مرتكب قتل شده است. گزارش پزشكي قانوني نشان داد مرضيه از ناحيه گردن، شكم و پهلو با چاقو هدف قرار گرفته است.
مأموران چهار روز بعد از حادثه امير را بازداشت كردند. او اتهام خودش را قبول كرد و توضيح داد: مدتي قبل از حادثه يكي از دوستانم مرضيه را به من معرفي كرد و رابطه ما شروع شد. مدتي كه گذشت به هم علاقه پيدا كرديم و مرضيه از من خواست تا به خواستگارياش بروم اما خانوادهام مخالف بودند چون مدتي بود دنبال كار بودم و شغل مناسبي نداشتم. مدتي كه از دوستيمان گذشت براي كار به همدان رفتم اما به رابطهمان ادامه داديم. يك بار مرضيه با من تماس گرفت و گفت اتفاق بدي برايش افتاده است. با عجله خودم را از همدان به تهران رساندم اما وقتي او را ديدم، داشت ميخنديد و من را مسخره ميكرد. ميگفت ميخواست بداند آيا دوستيام واقعي است يا ادعا ميكنم به او علاقه دارم. مرضيه چند بار ديگر هم اين ماجرا را تكرار كرد و هر بار من به سرعت خودم را از همدان به او رساندم.
متهم در توضيح روز حادثه گفت: آن روز وقتي وارد كارگاه شدم فهميدم او تنهاست. من را به اتاقي در گوشه كارگاه برد و گفت نميخواهد ديگر با من رابطه داشته باشد. من هم عصباني شدم و چاقويي كه روي ميز بود، برداشتم و چند ضربه به او زدم. اختيارم دست خودم نبود و نميدانستم كه دارم چكار ميكنم. مرضيه جيغ بلندي كشيد، به خودم آمدم و به بيرون كارگاه دويدم. همانجا بودم كه ديدم صاحب كارگاه به طرف مرضيه رفت و من فرار كردم.
متهم درباره انگيزهاش گفت من دچار وابستگي شديد عاطفي شده بودم. پزشكي قانوني بعد از معاينه متهم اعلام كرد وي دچار اختلال شخصيتي است اما جنون ندارد. پرونده بعد از انجام تحقيقات نهايي براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.