
به گزارش خبرنگار ما، جلسه محاكمه صبح روز شنبه ۲۷ آبان ماه در شعبه ۱۱۵۵ دادگاه بعثت به رياست قاضي محمد ايماندوست برگزار شد.
در حالي كه بيش از ۷۰ شاكي در جلسه دادگاه حاضر شده بودند، مادر متهم براي لحظاتي نظم جلسه را برهم زد. او مدام فرياد ميزد پسر من بيگناه است و شاكيان بايد اعلام رضايت كنند. او گفت: پسر من از زنان و دختران گردنبند قاپي نكرده است و حتماً شاكيان او را با فرد ديگري اشتباه گرفتهاند.
بعد از اينكه قاضي ايماندوست رسميت جلسه را اعلام كرد، يكي از شاكيان به دادگاه گفت: مادر متهم از بلايي كه پسرش بر سر ما آورده است، خبر ندارد.
او توضيح داد: روز حادثه ميخواستم به سفر بروم. در خيابان منتظر تاكسي بودم تا به فرودگاه مهرآباد بروم كه موتورسواري از پشت سر گردنبند مرا كشيد اما چون زنجير آن ضخيم بود، پاره نشد. من ديدم كه آرش براي لحظهاي زنجير گردنبند را رها كرد اما دوباره به طرف من برگشت. با ديدن او وحشت كردم و خودم گردنبندم را بازكردم و از ترس به او دادم تا مبادا به من آسيب بزند. آرش گردنبند را چند بار با حالت تمسخر در دو دستش تاب داد و بعد آن را داخل جيبش گذاشت و فرار كرد.
شاكي ديگري به قاضي گفت: من صورت متهم را به خوبي به ياد دارم.
در اداره آگاهي هم او را شناسايي كردم. او گفت: عصر روز حادثه نزديكي ميدان توحيد بودم كه مرد موتورسواري به من نزديك شد. لحظهاي بعد احساس كردم كه دستش به گردنم برخورد كرد. ابتدا فكر كردم قصد مزاحمت دارد اما وقتي گردنبندم را با انگشتش جلو چشمانم چرخاند و گريخت، تازه فهميدم كه او در يك چشم به هم زدن گردنبندم را قاپيده است.
يكي از ديگر شاكيان كه مرد جواني بود و آرش گردنبند ۳ميليون تومانياش را سرقت كرده بود، گفت: من در حال صحبت كردن با تلفن همراهم بودم كه كيف پولم روي زمين افتاد. وقتي خم شدم تا آن را بردارم، گردنبند طلايم مشخص شد. هنوز چند قدم نرفته بودم كه مرد موتورسواري به من نزديك شد و با دست چپش گردنبندم را قاپيد. اين مرد هيكل درشتي داشت و از پشت به نظر ميرسيد موهاي طلايي رنگي دارد.
سپس چند شاكي ديگر مقابل قاضي ايستادند و بعد از طرح شكايتهاي خود، آرش را به عنوان سارق شناسايي كردند. در ادامه قاضي ايماندوست به آرش گفت: به ۷۳ فقره گردنبند قاپي متهم شدهاي. آرش۳۵ ساله با خونسردي گفت: من شكايت زنان را قبول ندارم، چون از زنان گردنبند قاپي نكردهام اما ۴۰ فقره گردنبند قاپي از آقايان را قبول دارم نه بيشتر. وي گفت: من بدهكار بودم به همين خاطر وقتي از زندان آزاد شدم، بعد از دو ماه شروع به گردنبند قاپي كردم تا بدهيام را پرداخت كنم.
سپس خواهر متهم به عنوان وكيل او مقابل قاضي ايستاد. او در طول برگزاري جلسه مدام گريه ميكرد. وي لايحهاي براي دفاع از برادرش به قاضي ارائه كرد و بعد از ختم جلسه از دادگاه خارج شد.
قاضي ايماندوست بعد از بررسي اوراق پرونده، آرش را به پنج سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و بازگرداندن اموال شاكيان محكوم كرد.
آغاز ماجرا
پرونده متهم ارديبهشت ماه امسال با طرح شكايتهاي مشابه درباره گردنبند قاپي از سوي سارق موتورسواري در خيابانهاي تهران به جريان افتاد.
بررسي شكايتها نشان داد متهم بيشتر در خيابان خرمشهر، سهروردي، كريمخان و شريعتي دست به سرقت ميزند، بنابراين با افزايش گشتهاي پليس عصر روز چهارم تير ماه مأموران كلانتري ۱۰۴ عباس آباد از دستگيري سارقي به دست شهروندان با خبر شدند.
وقتي مأموران به محل رسيدند، مرد جواني كه سارق را گرفته بود، گفت: لحظاتي پيش مرد موتورسواري با سرعت بسيار زياد به من نزديك شد و با دست چپش ميخواست گردنبند طلاي مرا سرقت كند كه مقاومت كردم و او با موتورش به زمين افتاد. وقتي خواست فرار كند، او را با كمك يك راننده تاكسي دستگير كردم. مأموران در بازجويي از متهم، چند گردنبند كشف كردند و متهم به جرم خودش اقرار كرد.