در طول هفتهاي كه گذشت فدراسيون فوتبال و كفاشيان آماج شديدترين حملات بودند، البته در اين ميان شكستهاي جوانان و فوتسال هم مزيد بر علت شد تا مديريت رئيس فدراسيون فوتبال بيشتر زير سؤال برود. در اينكه عملكرد فدراسيون فوتبال طي اين مدت رضايتبخش نبوده شكي نيست اما بايد توجه داشت كه اين مسئله امروز ابزاري شده براي آنها كه تلاش بسياري كردند تا به هر قيمت ممكن فدراسيون فوتبال را هم به دست بگيرند اما فوتباليها به آنها جواب منفي دادند.نگاهي به مصاحبهها و صحبتهاي طعنهآميز وزارتنشينان ورزش به خصوص معاون وزير مؤيد اين نكته است كه آقايان به انتظار نشسته بودند تا روزهاي شكست فوتبال را ببينند و اگر خيلي بدبينانه به مسئله نگاه كنيم شايد دست به دعا برداشته بودند تا فوتبال به اين روزها برسد.
حالا آنها با خيال راحتتري حرف ميزنند، سجادي و همفكران وزارتنشين او حالا مطمئنتر از هميشه استقلال و فدراسيون فوتبال را زير سؤال ميبرند و با علم كردن سه شكست هفته گذشته شرايط را به گونهاي رقم ميزنند تا با احساسات فوتباليها بازي كنند و به آنها بقبولانند كه در انتخاب سال گذشته خود اشتباه كردهاند و براي انتخابات بعدي بيشتر از آنكه به فكر استقلال فوتبال باشند در انديشه هواخواهي و حمايت از نظرات و كانديداهاي وزارت ورزش باشند.
اين يك جبهه مخالفان فدراسيون فوتبال و رئيس آن است، اما در جبهه ديگر افرادي قرار دارند كه هوي و هوس نشستن پشت ميز اتاق رياست فدراسيون فوتبال اين روزها بدجوري به سرشان افتاده، افرادي كه مصاحبه ميكنند، از مردم مايه ميگذارند و خود را منجي فوتبال معرفي ميكنند. محمد دادكان، محمدرضا ساكت، عزيزي خادم، بهاروند از اين دست آدمها هستند كه اين روزها با گرفتن قيافه حق به جانب رياست فدراسيون را با دست پس ميزنند و با پا پيش ميكشند. دراين شكي نيست كه اينها نه غصه فوتبال را ميخورند و نه غم نگراني هواداران را درك ميكنند، امثال آدمهايي كه نامشان ذكر شد تنها به دنبال رياست هستند وگرنه فرصت خدمت به فوتبال و ورزش كشور بارها و بارها در اختيارشان گذاشته شد و هر بار با كبر و غرور تمام آن را رد كردند.
دادكان اين روزها با نشريههاي به خصوص گفتوگو ميكند و مردم را سپر بلاي خود ميكند، ساكت خود را يكي از گزينههاي رياست معرفي ميكند و بعد خودش اعلام ميكند كه نميآيم، عزيزي خادم و بهاروند هم كه چهرههاي خلقالساعه اين روزهاي فوتبال هستند به زمين و زمان ايراد ميگيرند و خود را ناجي اسب سوار فوتبال معرفي ميكنند.
اين اتفاقي است كه اين روزها اطراف فدراسيون فوتبال ميافتد، عملكرد فدراسيون فوتبال به هيچ عنوان قابل دفاع نيست، شكستهاي فوتبال را با هيچ دليلي نميتوان توجيه كرد اما بايد هوشيار بود كه اين وضعيت نبايد باعث سوءاستفاده كساني باشد كه حضورشان فايدهاي به حال ورزش ندارد، به عملكرد كفاشيان هزار و يك عيب و ايراد وارد است اما آقاياني هم كه ادعاي جانشيني او را دارند نيز تاكنون هيچ گلي به سر فوتبال و ورزش ايران نزدهاند.