کد خبر: 497422
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱
دانشجوي بسيجي نرگس عابدين در گفتگو با «جوان»:
گسترش سازمان بسيج مستضعفين در اقشار مختلف باعث شده تا اينك حضور اين شجره طيبه نظام اسلامي را در ميان آحاد مختلف مردم شاهد باشيم. اين مسئله باعث شده است كه نخبگان، انديشمندان و فرهيختگان بسيجي بسياري از ميان اقشار مختلف به جامعه معرفي شوند كه بر اين اساس سعي كرده‌ايم در گفت‌وگو با دوتن از نخبگان اقشار مختلف بسيج، تعريف اين نهاد مردمي را از زبان خود بسيجيان جويا شويم. در واقع اين دو گفت‌وگو بر آن است تا احساسي كه هر بسيجي با عضويت خود در اين شجره طيبه نظام اسلامي به آن دست يافته را به‌صورتي ملموس بازگو كند. آن هم از زبان كساني كه نام‌شان سال‌هاست در دفتر سربازان خميني كبير به ثبت رسيده و طي اين گفت‌وگوها حال و هواي چنين حضوري را بازگو مي‌كنند.

نرگس عابدين كه اكنون از اعضاي بسيج خواهران است متولد سال ۱۳۵۸ مي‌باشد. از سال ۷۸ وارد بسيج دانشجويي در دانشگاه آزاد كرج شده است و تاكنون بيش از ۱۰ سال است كه فعاليت مستمر در بسيج دارد. وي كه در زمينه‌هاي جانبازان شيميايي و همچنين ادبيات دفاع مقدس و اردوهاي جهادي فعاليت داشته، در سال‌هاي فعاليت خود مسئوليت‌هاي مختلفي را برعهده داشته كه آخرين آن، مسئول خواهران بسيج سازندگي استان تهران بوده است. با او كه عضويت در بسيج را باعث ايجاد تحولي عميق در زندگي‌اش مي‌داند به گفت‌وگو نشسته‌ايم كه خواندنش خالي از لطف نيست.

پس از اين همه سال فعاليت در بسيج و تجربه مسئوليت‌هاي مختلف ديدگاهتان و تعريفتان از بسيج را به اختصار شرح دهيد؟ 

بهترين تعريف به نظر من همان تعريفي است كه حضرت روح‌الله از اين شجره طيبه داشته‌اند. بسيج لشكر مخلص خداست. امروزه خيلي از دوستان فكر مي‌كنند اين يك تعريف شعاري و كليشه‌اي از بسيج است، اما از اين نكته غافل هستند مسئله‌اي كه بسيج را در ميان اين همه تشكل در سرتاسر كشور منحصر به فرد كرده و باعث ماندگاري آن در ميان افراد جامعه و اذهان عموم ملت عزيز شده است، همان اخلاص و حركت براي رضاي حق مكتب بسيج است. 

فكر مي‌كنم امام هم زماني كه دستور تشكيل بسيج را دادند، به اين مسئله فكر مي‌كردند كه مجموعه‌اي با اخلاص كه هيچ چيز جز رضاي خدا را در نظر نمي‌گيرد براي حفظ و پاسداري از انقلاب و كيان ملت ايران خلق شود و معتقدم كه بسيج بايد همانگونه بماند و تا هر زمان كه اين مسئله سرآمد همه مسائل بسيج باشد، اين مكتب مقدس با اقتدار حركت كرده و پيشرفت روزافزون خواهد داشت. 

اينكه خواهران عضو بسيج شوند يا اين كه خواهران دانشجو بسيجي شوند به نظر شما مي‌تواند منشأ چه اتفاق خوبي در سطح جامعه باشد؟ 

بستگي دارد در چه زمينه‌اي بخواهند فعاليت كنند. اگر در مقوله حركت فرهنگي وارد شوند خب صددرصد تأثيرگذار خواهند بود. اما به شخصه بيشترين فعاليت حقير در بحث حركت‌هاي جهادي بوده و بنا به تجربيات و مشاهدات خودم، واقعاً در مناطق محروم به حضور خواهران بسيجي تحصيلكرده احتياج است. از اين جهت اين را مي‌گويم كه ما در يك جامعه اسلامي زندگي مي‌كنيم و روابطي كه در اين جامعه برقرار مي‌شود بايد اسلامي باشد. براي مثال ما در مناطق محروم در بحث پزشكي خيلي خلأ داريم و حضور خواهران بسيجي پزشك در اين مناطق خيلي واجب و مثمرثمر است. قبل از آن يكي از مشكلاتي كه داشتيم در بحث جهاد و سازندگي و اعزام انحصاري آقايان به مناطق بود. اينكه فقط آقايان بسيجي به مناطق اعزام مي‌شدند در حالي كه ما شرايطي سخت‌تر از زمان جنگ را حداقل در ۳۰ سال انقلاب اسلامي نداشتيم و مي‌بينيم كه در آن زمان خواهران بسيجي كه عمدتاً تحصيلكرده بودند حضوري چشمگير و مثبت در مناطق داشته‌اند. با گذشت زمان و حضور زنان در عرصه هم شاهد حداكثر بازدهي بوده‌ايم. به طور كلي اينكه خواهران بسيجي در مناطق در زمينه‌هاي فرهنگي، آموزشي، پزشكي و ... وارد شوند تأثيرات و بازدهي مطلوب و بالايي را خواهد داشت. 

وجود پايگاه‌هاي بسيج در دانشگاه‌ها مي‌تواند چه اثرات مطلوبي را در محيط‌هاي اين شكلي از خود به جاي بگذارد؟ 

دوره دانشجويي دوره‌اي است كه در آن زمان افراد دانشجو سعي مي‌كنند سمت و سوي زندگي خود را پيدا و مشخص كنند و تقريباً در همان سمت و سو باقي مي‌مانند. معمولاً اين طور است كه افراد در دوره دانشجويي به هر سمتي گرايش پيدا كنند، بعد از اتمام دوره دانشجويي و ورود رسمي آنان در بحث مديريتي در جامعه و حضور دائمي آنان در اجتماع با توجه به گرايشات دوره دانشجويي به فعاليت و زندگي خود ادامه مي‌دهند. اين مسئله آن قدر تأثيرگذار است كه مي‌شود گفت بر يكي از مهم‌ترين اتفاقات زندگي افراد كه ازدواج است هم اثر مي‌گذارد و دانشجويان بر حسب مباني اعتقادي و گرايشات اجتماعي همسر خود را انتخاب مي‌كنند. حضور مجموعه‌هاي بسيج در دانشگاه‌ها اگر واقعاً (تأكيد مي‌كنم) واقعاً اگر در مسير فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي صورت گيرد مي‌تواند بسيار اثرگذار باشد. يعني مي‌تواند دانشجويي را جذب و تربيت كند و اين رشد و نمو را در مسير آرمان‌هاي انقلاب سوق دهد تا دانشجويي كه قرار است بعد از فارغ‌التحصيلي وارد جامعه شود، كشور و انقلاب را به خوبي اداره كند. به اين ترتيب مي‌توان گفت اگر مجموعه بسيج در دانشگاه‌ها درست كار كند، آينده اين كشور در دست جوانان تحصيلكرده مؤمن و متعهد به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و تفكر حضرت روح‌الله اداره خواهد شد. بسيج مي‌تواند به افراد كمك كند تا واقع‌بينانه و اسلامي براي جهت‌گيري‌هاي زندگي شخصي و اجتماعي خود تصميم بگيرند. اما اگر صرفاً قرار باشد يك پايگاهي يا دفتري باشد كه فقط براي گزارش‌دهي به مقامات بالاتر كار كند نمي‌تواند اثر مطلوب داشته باشد. اگر بسيج در همان جايگاه فرهنگي، اجتماعي و آموزشي و علمي خود فعاليت كند، چون در بسيج دانشجويي بحث علمي كمي بيشتر از مسائل ديگر جلوه مي‌كند، قطعاً مي‌تواند خيلي به جوانان دانشجو كمك كند. 

آيا بسيج و تفكر بسيجي در زندگي شما اثرگذار بوده است؟ كيفيت اين موضوع را برايمان شرح دهيد؟
 
سيدالشهدا مي‌فرمايند: ان الحياه، عقيده الجهاد. زندگي چيزي نيست جز عقيده و جهاد در راه آن. اين تعريف فوق‌العاده كامل است و مي‌شود براساس آن برنامه‌ريزي كرد. بسيج كمك مي‌كند به پيدا كردن آن عقيده و جهاد در راه آن و اگر بسيج اين كار را انجام دهد، كاملاً زندگي از آن حالت ركود و رخوت و مرداب بودن خود خارج مي‌شود و آن فرد مي‌تواند زندگي پرتحرك و پرنشاطي را داشته باشد. اگر زندگي چيزي به جز عقيده و تلاش در راه عقيده باشد ديگر نمي‌توان اسم آن را زندگي گذاشت. زندگي در چه زماني كامل مي‌شود، در زماني كه بعد از پيدا كردن عقيده و جهاد در راه آن سراسر زندگي را تبديل به بندگي كنيم. تمام اين اتفاقات با بسيج يا بهتر بگوييم در بسيج و با بسيجي شدن امكان‌پذير است و بسيج اين اثرات را در زندگي مي‌گذارد. 

آيا تغييراتي كه بعد از ورودتان به بسيج در زندگي شما به وجود آمده قابل مشاهده و ملموس بود؟چگونگي آن را برايمان شرح دهيد؟ 

در يك جمله مي‌توانم بگويم كه ۱۸۰ درجه زندگي من تغيير كرد. از لحاظ اعتقادي بعد از ورودم به مجموعه‌هاي ارزشي، تغييرات چشمگيري در من به وجود آمد. شما مي‌گوييد بسيج اما من مي‌گويم مجموعه ارزشي. اين بسيج كه امروز لقلقه زبان‌ها شده است زندگي من را تغيير نداد، بلكه بسيجي كه سال ۵۸ و آدم‌هايي كه آن را تشكيل دادند باعث به وجود آمدن اين تحولات در من شدند. آدم‌هايي كه هنوز كه هنوز است نسبت به همه افراد جامعه متفاوتند. فرق آنها همان اخلاص عمل بود كه نمي‌شود ناديده گرفت و امروز هم هست، اما تعدادي كه در همه قشرها وجود دارند آن را بازيچه و ملعبه دست خود كرده‌اند. منظور اين است كه اگر من وارد بسيج دانشگاه آزاد كرج شدم اين امر باعث آشنايي بنده با شهدا و آدم‌هايي شد كه پس از مطالعه زندگي‌شان تحولاتي در من ايجاد شد، شناخت من با اين انسان‌ها واعتقادات آنها از طريق بسيج دانشگاه بود اما آن چيزي كه باعث تحولات درون زندگي من شد شناخت و ارتباط با آن انسان‌ها يا بهتر بگويم بسيجيان روح‌الله بود و اين يك خلأ است كه فردي امروزي كه مدعي است دنباله‌رو آن انسان‌هاست نمي‌تواند چنين تحولاتي را در نيروهاي جذب شده ايجاد كند. امروز بايد خودمان را هرچه بيشتر به آن انسان‌ها و چگونگي زندگي و عملكرد آنها نزديك كنيم تا ان‌شاءالله به جايي برسيم كه خودمان باعث ايجاد تحولات در زندگي جوانان و دوستان و نزديكان شويم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار