دي ماه سال ۹۰ نيز، دو مرد افغان، يك استاد دانشگاه زن را روي پل عابر پيادهاي در سعادت آباد تهران مورد آزار و اذيت قرار دادند و اموالش را به سرقت بردند. هدف نگارنده در اين يادداشت، برشمردن آمار تخلفات و قانونشكنيهايي كه روي پلهاي عابرپياده صورت ميگيرد، نيست. موضوع، چيز ديگري است و آن اينكه گويي پلهاي عابرپياده در حال تغيير كاربري هستند و به جاي آنكه گذرگاه آمد و شد شهروندان باشند به پاتوق زورگيرها و منحرفان اخلاقي تبديل شدهاند! گويي وسيله و معبري كه قرار است نماد فرهنگمداري و قانونگرايي شهروندان باشد در حال تبديل شدن به گذرگاه بيفرهنگي و قانون شكني است!
البته هميشه، استفادههاي غيرقانوني از ابزار قانونمداري در موارد و موضوعات گوناگون به چشم ميخورد و اين پديده جديدي نيست. آنقدر قديمي است كه شايد قدمتش به درازاي آفرينش انسان و هبوطش به زمين برگردد. اما به هر حال، پديده نابهنجاري كه در شرايط كنوني در حال مد شدن روي پلهاي عابرپياده به ويژه در پايتخت است، قابل اغماض نيست. جالب اينجاست كه بيشتر پلهاي عابرپياده، از هر دوطرف توسط تابلوها و بيلبوردهاي تبليغاتي محاصره و استتار شدهاند و همين مسئله از اين پلها، پاتوقي امن براي خلافكاران ساخته است.
از سوي ديگر، فروشندگان فيلمهاي مبتذل هم، براي فرار از دست مأموران انتظامي، بساط خود را روي پلهاي عابرپياده پهن ميكنند و از پوشيدگي فضاي پلها توسط بيلبوردهاي تبليغاتي نهايت استفاده را ميبرند! در اين شرايط، به نظر ميرسد كه واجب است مأموران انتظامي براي امنيت و آرامش شهروندان قانونمدار، توجه بيشتري به پلهاي عابرپياده مبذول كنند و اين نقاط را از تيررس نظارت خود دور نكنند. افزون بر اين، با توجه به آنكه محتواي بيشتر اين بيلبوردها تبليغ كالاهاي خارجي است و قرار بود كه شهرداري در راستاي نهادينه كردن فرهنگ تبليغ كالاهاي ايراني، اين بيلبوردها را جمعآوري كند- اما نكرد!- حداقل اين بار براي حفظ امنيت شهروندان، بيلبوردها را از پلهاي عابرپياده جمع آوري كند.