
تازهترين اتفاقات و برخي مسائل پيش آمده در باره فيلم«يك خانواده محترم» اكثر رسانههاي دغدغهمند را وادار به واكنش كرد. اصل قال و مقالي كه نسبت به اين فيلم چه در داخل كشور و چه در بيرون از كشور برپا ميشود بر سر يكسري از ارزشهاي داخلي و منافع مادي و سياسي خارجيها بود. پس از بالا گرفتن چند وقت پيش موج چراييها در مقابل علت و اولويت ساخت يك چنين اثري آن هم توسط يكي از زيرمجموعههاي سازمان صداوسيما، اكنون قدري از فضاي انتقادي و دردمندانه كاسته شده است. در اين فضا برخي از رسانهها از جمله روزنامه بانيفيلم شروع به تطهير و تبليغات اين فيلم موهن كرده است.
چند روز پيش بود كه در صفحه يك اين روزنامه و به قلم عزيزالله حميدنژاد يادداشتي به چاپ رسيده بود كه نويسنده آن سعي در عاديسازي فضا نسبت به اينگونه توليدات سينمايي داشت. در بخشي از اين يادداشت آمده بود كه بالاخره ما بايد با انجام آزمون و خطاهايي مثل همين فيلم (در واقع به طور ضمني نويسنده خطا بودن اثر را پذيرفته بود) به توليد آثاري فاخر و معرف ارزشهاي اصيل ايراني- اسلامي برسيم! در بخش ديگري نويسنده با يادآوري برخي تفاخرات مديريتي آقاي آفريده سعي دارد مخاطبش را مجبور كند تا خطاي تهيهكننده فيلم را با آن قياسهاي معالفارق و بيربط لاپوشاني كرده و ناديده بگيرد. حميدنژاد با علم كردن مبحث خلاقيت، برخورد منصفانه و منطقي رسانهها با عوامل سازنده فيلم«يك خانواده محترم»، اين اقدامات را كوركننده و باعث افول خلاقيت هنرمندان نشان ميدهد.
نويسنده در جاي ديگري از اظهار فضلش مدعي است در دوراني كه برخي سريالهاي ماهوارهاي باعث از بين رفتن برخي ارزشها و در عوض بروز رذايل شده است، پس بايد اجازه نشو و نما به آثاري از اين دست داده شود تا به گمان ايشان با آنها مقابله كرده باشيم، هر چند ايشان توضيح نميدهند كه چرا فكر ميكنند آحاد مردم مانند ايشان و اطرافيانشان علاقهمند و شيفته سريالهاي مبتذل ماهوارهاي هستند! در بخش ديگري از اين پروپاگاندايي كه بانيفيلم براي اين فيلم راهاندازي كرده است، فقط در همين حد باقي نمانده و دوباره اقدام به چاپ يك آمار عجيب از فروش اين فيلم ميكند. اين ادعا در قالب يك گزارش مقايسهاي براي فيلم يك خانواده محترم و اثر جديد بهمن قبادي، فيلمساز طرفدار فتنه ۸۸ در كشور فرانسه مطرح ميشود و مدعي است كه يك خانواده محترم توانسته است ركورد فروش و تعداد مخاطب را از رقيب قدر و تواناي خود بربايد. حركت مشكوك و قابل تأمل اين روزنامه كه از منابع بيتالمال ارتزاق ميشود، با ترتيب دادن مصاحبهاي با نويسنده سريال طنز دزد و پليس سعي ميكند تا تمام كمبودها و نقايص اين سريال را به گردن صداوسيما و نيروي انتظامي بيندازد.
در بخشي از اين مصاحبه هدفدار وقتي مصاحبهكننده از نويسنده دزد و پليس در رابطه با مميزيها ميپرسد، وي ميگويد: «در همان ابتدا از سوي سازمان صداوسيما مشاوري براي اين كار گذاشتند كه به هيچ وجه نظر مثبتي روي كار نداشت و به شدت دنبال تغيير بود! از طرف ديگر نيروي انتظامي هم به كار ما اطمينان نداشت.» در واقع مصاحبه به دنبال اين است كه ابتدا يك فضايي را براي مخاطبش ترسيم بكند تا ضربه بعدي را وارد كند. اين ضربه در قالب يك سؤال طرحريزي و اعمال ميشود، زماني كه از وي علت افت ريتم سريال پرسيده ميشود در پاسخ ميگويد: در حدود چند قسمت اوليه را كه از چند ماه قبل تهيه كرده بودم، توسط همين دو تيم نظارتي به طور كلي دگرگون شد. در اينجا نويسنده با زيركي و پيش درآمد قبلي سعي ميكند تمام تقصيرها و ضعفهاي سريال را به گردن صداوسيما و نيروي انتظامي بيندازد. در بخش ديگري از اين پرسش و پاسخ اصرار بر كلمه «مقاومت» هم قدري جالب توجه است زيرا هم مصاحبهكننده و هم مصاحبهشونده با تأكيد روي اين كلمه سعي در تطهير خود و تأثير مثبت در ذهن مخاطب نسبت به خودشان با استفاده از وجهه مثبت كلمه «مقاومت» دارند، هر چند نكته اينجاست كه آقاي نويسنده در بخشي از همين مصاحبه اعتراف ميكند اين سريال را متأثر از يك سريال خارجي نوشته است. در اين بخش از قاسمخاني سؤال ميشود كه «آيا شخصيت حميد لولايي و رستوراندارياش برداشتي از سريال «BREAKING BAD» نبوده است؟» پاسخ جالب قاسمخاني به اين سؤال جالب است، او ميگويد: «چرا اتفاقاً اين سريال بسيار سريال خوبي بود! و من به شدت تحت تأثير آن بودم، سريال «BREAKING BAD» را هم ميديدم و كاملاً آن كار مد نظرم بود... با اين تفاوت كه ما در اين كار فضا را به شوخي تبديل كردهايم!» اينكه خود نويسنده به اين قضيه كه تحت تأثير يك سريال ديگري بخشهايي از دزد و پليس را نوشته است، نكته قابل تأمل ديگري در مورد اين كار است، هر چند قاسمخاني در بخشهاي ديگري از اين مصاحبه به طور ضمني توضيح ميدهد قصد داشته است يك فضاي كاملاً سياه و غيرواقعي را دستمايه اثرش بكند كه با دخالت درست و منطقي صداوسيما و نماينده نيروي انتظامي جلوي اين كار گرفته شده است.
با تمام اين توضيحات منظور اين است كه اولاً اين روزنامه با دنبال كردن خط سيري جانبدارانه نسبت به فيلمي كه همگان متفقالقولند كه در آن انواع توهينها و سياهنماييها عليه نظام و بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي شده است، جاي پرسش و پيگيري دارد. نكته دوم درباره اين روزنامه اين است كه چرا سعي ميكند تا كوتاهي و نقصانهاي سريال دزد و پليس را متوجه صداوسيما و پليس بكند و تمام نقاط مثبت و مورد توجه را به نويسنده سريال نسبت دهد! هر چند ممكن است برخي مواضع اتخاذ شده برخي رسانهها، ترجمه و عاملي در مسير منافع آنان باشد اما انتظار اين است كه در اتفاقاتي مثل توهين فيلم يك خانواده محترم به ارزشها و اصول مورد تأييد و تأكيد آحاد مردم، در دامان بدخواهان نظام نيفتاده و در زمين انتفاع آنان بازي نكنند. نكته پاياني اينكه متأسفانه برخي از رسانههاي داخلي با دعوت كردن و مانور دادن روي افراد و آثاري كه جداييشان از ملت و نظام بارها ثابت شده است جز هدر دادن اعتماد مخاطب و طمع كردن بيگانگان، هيچ ثمره مثبتي به دنبال نخواهند داشت.