
سرقت مصاحبه، آن هم از نوع صوت مصاحبه و نه حتي نسخه مكتوب آن، يقيناً اتفاق جديدي در عرصه مطبوعات است كه خبرنگار روزنامه ايران آن را رقم زد و ما كه هيچ، خود زهره طبيب زاده، نماينده تهران نيز همچنان متعجب است كه چطور مصاحبه اختصاصياش با روزنامه جوان، در حالي كه هنوز در اين روزنامه به چاپ نرسيده است، در روزنامه ايران كار شد؛ آن هم با عنوان «طبيب زاده در گفتوگوي صريح با ايران!»
ماجرا اما از اين قرار است كه ظهر سهشنبه (۱۶ آبان) در حالي كه در راهروي مجلس شوراي اسلامي، مشغول ضبط مصاحبهاي اختصاصي با خانم زهره طبيب زاده، نماينده تهران در باب شكايت از هيئت رئيسه پيرامون طرح سؤال از رئيسجمهور بودم، خبرنگار جواني كه بعدتر دريافتيم خبرنگار روزنامه ايران است، با نزديك شدن به ما، مشغول گوش دادن به گفتوگوي ما شد.
اواخر گفت و گو بود كه دريافتيم وي بدون اجازه ما مشغول ضبط مصاحبه شده است!
اين اقدام عجيب و غيراخلاقياش را پس از پايان مصاحبه، با آرامش به وي متذكر شدم كه پذيرفت و عذرخواهي كرد و گفت كه مصاحبه را تنها به نقل از «روزنامه جوان» كار خواهد كرد.
من هم به رسم حسنظن، قولش را قبول كردم و ديگر اصراري بر حذف فايل صوتي نكردم. چه ميدانستم قرار است بعدتر به من ياد بدهد حسن ظن به اين جماعت كه هيچ، ديگر به قولشان هم اعتمادي نكنم.
روزنامه جوان به دليل محدوديت صفحات، چاپ مصاحبه را براي امروز گذاشت، اما پنجشنبه روزنامه ايران در اقدامي غيرحرفهاي و غيراخلاقي، مصاحبه زهره طبيبزاده را با تيتر در صفحه يك و با عنوان مصاحبه با روزنامه ايران كار كرد كه تكذيب زهره طبيبزاده را نيز در پي داشت. طبيبزاده ميگويد: «من هيچ گاه مصاحبه اختصاصي با خبرنگار روزنامه ايران نداشتهام و هيچگاه بناي مصاحبه با رسانههاي دولت و شهرداري را ندارم.
پيش از اين نيز خبرنگار اين روزنامه درخواست مصاحبه با من را داشته است كه از انجام مصاحبه با او امتناع كرده بودم.
اين سخنان نيز در واقع مصاحبه من با خبرنگار روزنامه جوان بوده كه روزنامه ايران آن را منتشر كرده است. انتشار مصاحبه من با روزنامه جوان توسط خبرنگار روزنامه ايران يك اقدام غيراخلاقي است.
خبرنگار روزنامه ايران در كنار خبرنگار روزنامه جوان ايستاده بود و صحبتهاي مرا گوش ميكرد. من در انتهاي مصاحبه متوجه شدم كه وي صداي من را ضبط كرده است و از وي خواستم صرفا بخش پاياني مصاحبهام را به نقل از روزنامه جوان يا با عنوان «درجمع خبرنگاران» منتشر كند، اما وي از لحظه ضبط صدا مصاحبه را تنظيم كرده و آن را با عنوان مصاحبه با روزنامه ايران منتشر كرده است! و حتي در قسمتي از مصاحبه سخنان مرا نيز تحريف كرده، اين درحالي است كه من هيچ گاه با اين روزنامه مصاحبه نميكنم.»
قضاوت در باب اين اقدام غيراخلاقي را به عقل و انصاف خوانندگان ميسپاريم و صرفاً اقدام به چاپ مصاحبه اصلي مينماييم. اميد است خبرنگاران رسانهاي كه با عنوان رسانه دولت شناخته ميشوند، پيش از ورود به عرصه خبري با اخلاق و منش اسلامي و كار حرفهاي آشنا شوند.
اما در ادامه اصل مصاحبه خبرنگار روزنامه جوان با خانم طبيبزاده منتشر ميشود.
چرا برخي نمايندگان مجلس تصميم به شكايت از هيئت رئيسه مجلس دارند؟ ما معتقد هستيم كه هيئت رئيسه در زمينه سؤال از رئيسجمهور شفاف عمل نكرده است. بنده در هفته تعطيلات مجلس در مجلس بودم. با آقاي فروزنده صحبت كردم.
فراكسيون اصولگرايان مسائل خودش را كه عدم دامنزدن به جنجالهاي سياسي براي حل مسائل اقتصادي است، مطرح كرد كه اين سبك، سبك قابل دفاعي براي حل مشكلات اقتصادي نيست. بنابراين ۴۰ نفر امضايشان را پس گرفتند. سه شنبه چيزي را كه دولت به ما منتقل كرد، ۵۶ نفر بودند و بعد آن مجلس سه روز تعطيل بود. سؤال ما اين است كه چرا به وضوح اين را مطرح نميكنند، اگر ۵۶ نفر بوده، چطور به بيش از ۷۵ امضا رسيده است؟! يك عده افراد ميگويند ما امضايمان را پس گرفتهايم...
الان كه اسامي اعلام شده است... بله، اسامي اعلام شده است اما شش نفري كه به عنوان شش نفر آخر اعلام شدند، آقاي دكتر زارعي دقيقاً در جريان هستند كه اينها امضايشان را پس گرفتند. اينها كساني هستند كه فراكسيون اصولگرايان با اينها صحبت كرد و چون قانع شدند، امضايشان را پس گرفتند.
سؤال ما اين است كه اگر اين بحث روز يكشنبه به انتهاي جلسه كشيده ميشد، اين اعلام وصول شتابزده از سوي هيئت رئيسه نميتوانست صورت بگيرد. آقاي زارعي به نمايندگي از هيئت رئيسه فراكسيون اصولگرايان، همراه با آقاي زاكاني به هيئت رئيسه مجلس مراجعه كردند و خواستند اسامي امضاكنندگان را بدهند تا يك تطبيقي بدهيم، ببينيم چه كسان ديگري مطرح هستند. بسياري از نمايندگان مشكلشان در رابطه با ارز بود.
مگر سؤال خود من از وزير درباره ارز نبود؟! من دو ماه پيش همه موارد اين سؤال امروز را از دولت پرسيدم و تذكر هم در رابطه با ارز داده ام. مگر ما خودمان از دولت سؤال يا انتقاد نداريم؟ اما بحث ما اين است كه اين نحوه سؤال كردن در شرايط فعلي، نحوه صحيحي نيست. اين راه حل مسائل اقتصادي جامعه نيست.
چرا اسامي در اختيار فراكسيون اصولگرايان قرار نگرفت؟ براي اينكه مانع رايزني شوند. چطور زماني كه دوستان ما توانستند به تعدادي از اسامي دست پيدا كردند، رأيزني كردند و ۴۰ نفر هم قانع شده و امضايشان را پس گرفتند! امروز خود من با دو نفر صحبت كردم كه اسمشان را در ليست ديدم و گفتم ما از شما انتظار نداشتيم كه شما در اين ليست قرار بگيريد.
اين ليست، بازي سياسي است كه كساني در خارج مجلس پشتش هستند و ميخواهند بازي سياسي خودشان را به نتيجه برسانند. اين ليست اصلاً بحث اقتصادي نيست. كساني كه دارند در اين پازل بازي ميكنند، بعضاً به فكر عزل رئيسجمهور هستند. من به اين دوستان گفتم كه شما چرا داريد در پازل دشمن بازي ميكنيد؟!
آقا در حال حاضر نظرشان بر چنين برخوردهايي با رئيسجمهور نيست. به صلاح انقلاب و نظام نيست. بايد اين زمان باقي مانده تا پايان دولت دهم، آرام سپري شده و بدون تنش تمام شود. ما اصلاً بحثمان روي شخص آقاي احمدي نژاد نيست.
بنده خودم بزرگترين منتقد هستم به عملكرد فرهنگي و بسياري ديگر از عملكردهاي دولت دهم و حتي دولت نهم. ما كاري با شخص نداريم، ما با نظام كار داريم. در ماههاي آخر يك دولت، اين طور با دولت برخورد كردن، درست نيست.
در سال آخر دولت اصلاحات، آقا به اصولگرايان در مجلس هفتم گفتند كه سكوت كنيد تا دولت اصلاحات با آرامش كارش سپري شود. بعد حالا مجلس و دولت اصولگرا اينگونه برخورد ميكنند كه گويا اصولگرايان توان اداره كشور را ندارند! اين يعني بازي در پازل دشمن، ولي ظاهراً و در سخنرانيهاي اديبانه ميگوييد فرمايشات مقام معظم رهبري را بايد تاج سر قرار داد و در ويترين گذاشت و... اما در عمل آن كار ديگر ميكنيد!