او ساعاتي بعد از معلوم شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري امريكا در اين سالن حاضر شد تا از همسرش، ميشل اوباما، گرفته تا دخترانش، معاونش، هوادارانش و حتي كساني تشكر كند كه به ميت رامني رأي داده بودند. پيروزي اوباما براي دومين دور تا اندازهاي خاص است زيرا از زمان فرانكلين دلانو روزولت در انتخابات ۱۹۳۲ تا كنون كسي نتوانسته با اين رقم بيكاري و وضعيت نامناسب اقتصادي براي بار دوم راهي كاخ سفيد شود. از سوي ديگر، اوباما در مقايسه با ديگر رهبران كشورهاي غربي از شانس بهتري برخوردار است كه اين نتيجه را به دست آورده است زيرا بحران مالي غرب تا كنون رهبران كشورهاي يونان، ايتاليا، فرانسه و اسپانيا را به كام خود كشانده و نگذاشته برنده انتخابات در كشورهاي خود باشند. با وجود اين، اوباما نيز چندان از عوارض بحران مالي مصون نمانده و با نگاهي به نتيجه انتخابات معلوم ميشود كه او از آن جايگاه سابق در افكار عمومي امريكا برخوردار نيست.
زيرا او در انتخابات ۲۰۰۸ توانست ۳۶۵ رأي الكترال را به دست آورد اما در اين دور از انتخابات تنها توانست ۳۰۳ رأي الكترال را كسب كند و علاوه بر اين، آراي دو ايالت كليدي كاروليناي شمالي و اينديانا را نيز از دست داد در حالي كه در چهار سال پيش، برندهاي اين دو ايالت بود. از سوي ديگر، رامني در مقايسه با مك كين، نامزد جمهوريخواهان در ۲۰۰۸، متحمل آن چنان باخت سنگيني نشده زيرا مك كين در آن دور تنها توانست ۱۷۳ رأي الكترال را به دست آورد در حالي كه رامني ۲۰۶ رأي الكترال را به دست آورد. در يك نگاه كلي به اين اعداد ميتوان گفت كه اوباما با وجود برد و تمديد يك دور ديگر رياست جمهوري اما آن جايگاه چشمگير چهار سال پيش را در ميان افكار عمومي ندارد و بايد در اين دور محتاطتر از گذشته كار خود را پيش ببرد. اين نكته از آنجايي بيشتر معلوم ميشود كه او در اين دور از انتخابات برخلاف چهار سال پيش رقيب قدرتمندي در پيش رو نداشت و نميتوان تواناييهاي سياسي ميت رامني را به اندازه مك كين در انتخابات ۲۰۰۸ دانست. مك كين گذشته از آن كه به عنوان سناتور از تجربه بالاي سياسي در حد فدرال داشت از اجماع عمومي در حزب جمهوريخواه برخوردار بود و حتي بعد از شكست در ۲۰۰۸ نيز همچنان يكي از چهرههاي شاخص جمهوريخواهان در سناي امريكا باقي ماند. برخلاف مك كين، رامني تنها يك ثروتمند موفق بود كه نه تنها در سطح فدرال و در منازعات دو حزب امريكا تجربه كافي نداشت، بلكه وضعش در سياست خارجي از اين هم بدتر بود و همان چند سفر محدود خارجي او كافي بود تا نشان دهد كه او از بينش سياسي در سطح بينالملل دارا نيست. گذشته از اين، رامني در ميان همحزبيهاي خود نيز وفاق و اجماع لازم را ندارد تا آنجا كه برخي از جمهوريخواهان و به خصوص قشر سنتي او رامني را بيش از حد ليبرال ميدانستند و نميتوانستند او را يك نامزد تمام عيار از سوي جمهوريخواهان بدانند. گذشته از وجوه سياسي و تجربي رامني بايد به كيش مورمون او نيز اشاره كرد كه به ويژه در ميان متعصبين جمهوريخواه چندان مقبول نيست و هر چند كه رامني توانست در انتخابات درون حزبي و در برابر رقبايي نه چندان توانا موفق شود اما همين ويژگي باعث شد تا آن قشر از جمهوريخواهان چندان تمايلي از حمايت او در انتخابات نهايي نداشته باشند.
در اين اوضاع و شرايط است كه برد اوباما همانند چهار سال پيش نيست و نميتوان همانند آن زمان يك اتفاق خاص برشمرد بلكه از پيش هم قابل تصور بود كه او با يك برتري نه چندان قابل توجه به پيروزي ميرسد. اين وضعيت باعث ميشود اوباما در اجاره نشيني دوباره خود ديگر آن موقعيت ممتاز گذشته را نداشته باشد و محتاطانه تر از گذشته برنامههاي خود را انجام دهد در عين اينكه وضعيت تركيب نمايندگان در كنگره چندان تغييري نكرده و كماكان جمهوريخواهان اكثريت مجلس نمايندگان را در اختيار دارند و دموكراتها در مجلس سنا از يك اكثريت شكنندهاي برخوردار باشند. از اين رو، اوباما در اين دور باز هم مجبور است در يك تعامل با رقباي جمهوريخواه كار كند در عين اينكه بحران مالي، معضل بيكاري و چالشهاي امريكا در سطح بينالملل همچنان در برابر او است.