
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز ۱۳ دي ماه سال ۸۸ مأموران كلانتري ۲۴ كمالشهر از كشف جسد مرد ناشناسي ميان زبالههاي جاده قزلحصار با خبر شدند. اولين بررسيها نشان داد مرد ناشناس هيچ اوراق شناسايي همراه ندارد و بر اثر اصابت ضربه چاقو به گردنش به قتل رسيده است.
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران پليس تحقيقات خود براي يافتن عامل يا عاملان جنايت را آغاز كردند. تحقيقات پليسي نشان داد جسد متعلق به مردي به نام بهمن است. همسر او بعد از شناسايي جسد شوهرش گفت: شوهرم با خودروي پژو آردي خودش مسافركشي ميكرد.
چند روز قبل همراه يكي از دوستانش به نام سياوش براي انجام كاري به تهران رفت. عصر آن روز سياوش به خانه ما آمد و گفت مأموران پليس شوهرم را به جرم حمل مواد مخدر در تهران بازداشت كردند.
مأموران كه احتمال ميدادند سياوش در قتل بهمن نقش داشته باشد او را تحت پيگرد قرار دادند اما فهميدند سياوش به طور مرموزي متواري شده است تا اينكه يكي از دوستان سياوش به پليس گفت: چند روز پيش سياوش با خودوري بهمن به روستاي ما آمد و از من خواست اسلحهاي برايش تهيه كنم. وقتي از سياوش سراغ بهمن را گرفتم، گفت از او خبري ندارد. بعد هم در صندلي جلو سوار شدم. همان لحظه متوجه شدم صندلي عقب خوني است.
وقتي علت را از سياوش پرسيدم از من خواست در اين باره به كسي چيزي نگويم. بعد هم براي تهيه اسلحه به خانه دوستم در بوئين زهرا رفتيم اما موفق به خريد اسلحه نشديم. من به خانهام برگشتم اما سياوش آنجا ماند و شروع به خريد و فروش مواد كرد.
بعد از به دست آمدن اين سرنخ، مأموران پليس سياوش را دستگير كردند. سياوش در بازجوييها به قتل بهمن اقراركرد و گفت او را به خاطر مسائل ناموسي به قتل رساندم و خودروي او را با گوشي تلفن همراهش و ۶۰۰ هزار تومان پول سرقت كردم. بعد از اقرارهاي متهم پرونده براي رسيدگي به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد و متهم هفته گذشته پاي ميز محاكمه حاضر شد.
در ابتداي جلسه، دهقاني، نماينده دادستان كرج در جايگاه حاضر شد و از كيفرخواست دفاع كرد. پس از اينكه اولياي دم براي متهم درخواست قصاص كردند، قاضي هدايت رنجبر متهم را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: شب حادثه همراه بهمن راهي تهران شدم تا با هم مواد بخريم. وقتي به نزديكي هشتگرد رسيديم، بهمن از من خواست رانندگي كنم بنابراين كنار جاده توقف كرد و در صندلي عقب خوابيد.
من هم پشت فرمان نشستم و حركت كردم. هنوز مسافت زيادي نرفته بودم كه بهمن به من گفت در گوشي خودش فيلمي از همسرم دارد كه نشان ميدهد همسرم با چند مرد ديگر رابطه دارد. بهمن آن فيلم را پخش كرد و گفت همسر من فرد فاسدي است. بعد هم اسم چند مرد را گفت و ادعا كرد آنها با همسر من رابطه دارند.
من هم عصباني شدم و با چاقويي كه همراهم بود، ضربهاي به گردنش زدم كه در دم فوت كرد. بعد هم جسدش را ميان زبالههاي كنار جاده انداختم و با ماشين او از آن محل رفتم تا همسرم و كساني كه با او رابطه داشتند را به قتل برسانم. متهم ادامه داد: ابتدا به خانه ام رفتم تا همسرم را كه باردار هم بود به قتل برسانم. وقتي وارد اتاق شدم هنوز هوا تاريك بود. همان لحظه دختر ۷ سالهام از خواب بيدار شد. من هم از قتل همسرم پشيمان شدم.
متهم در ادامه گفت: صبح روز بعد تصميم گرفتم اسلحهاي تهيه كنم و كساني را كه با همسرم رابطه دارند به قتل برسانم. البته مدتي بود كه به همسرم مظنون بودم. به خاطر همين براي تهيه اسلحه همراه دوستم به بوئين زهرا رفتم كه در آنجا دستگير شدم. وقتي هم دستگير شدم گوشي تلفن همراه مقتول را تحويل پليس دادم و آن فيلم سياه را هم به آنها نشان دادم.
قاضي:آيا سابقه داري ؟
متهم: بله ۴ بارسابقه دستگيري دارم.
قاضي: اعتياد داريد؟
متهم: فقط هروئين مصرف ميكنم.
قاضي: بررسي فيلم سياه نشان داده كه آن فيلم مربوط به همسر شما نميباشد.
متهم: من فكر كردم فيلم مربوط به همسرم باشد.
قاضي: هنگام رانندگي چطور توانستي فيلم را ببيني؟
متهم: من صداي آن را شنيدم.
قاضي: چرا درباره همسرت تحقيق نكردي؟
متهم: از سه ماه قبل از اين حادثه همسرم را تحت نظر داشتم اما هيچ رفتار بدي از او نديدم.
آيا با خودش هم حرف زدي؟
متهم: خير. ميخواستم مچش را بگيرم.
چرا ماشين و پولهاي مقتول را سرقت كردي؟
اگر آن را سرقت نميكردم، كس ديگري آن را ميدزديد.
قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم و وكيل مدافع او با مستشاران - غلامي، بدري، عابدي و صدري- وارد شور شد و بعد از مشاوره و بررسي اوراق پرونده متهم را به قصاص محكوم كرد.