کد خبر: 494509
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۳
امروز تقويم به فرهنگ عمومي تلنگر مي‌زند
وقتي با سلام و خسته نباشيدي همسفر راننده تاكسي مي‌شويم، يا خودروي خود را مقابل درب پاركينگ همسايه متوقف نمي‌كنيم، يا با صداي بلند در راهروي ساختمان با تلفن همراهمان صحبت نمي‌كنيم، چراغ قرمز را چه سواره و چه پياده رد نمي‌كنيم، زباله‌اي را كه در دست داريم تا رسيدن به سطل زباله در دست نگه مي‌داريم، در اصل پايبندي به ارزش‌هاي پذيرفته شده و مورد احترام مردم جامعه را براي خود وظيفه قرار داده‌ايم. 

به طور كلي جامعه‌اي مي‌تواند ادعاي توسعه‌يافتگي داشته باشد كه براي زير پا گذاشتن هنجارهاي افراد خود هزينه‌اي پرداخت نكند. با اين تعريف خودمان مي‌توانيم قضاوت كنيم كه تا چه حد توسعه يافته هستيم يا مي‌توانيم موضوع را از اين منظر بررسي كنيم كه تا چه اندازه رفتار ما به عنوان افرادي كه جامعه ايراني- اسلامي را تشكيل مي‌دهيم در شأن و متناسب با يك جامعه توسعه يافته است. مسئله فرهنگ عمومي حاكم بر جامعه و توسعه يافتگي همواره از بيرون به درون مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. هميشه مسئولان و متوليان فرهنگ جامعه را مسئول نابساماني‌هاي اجتماعي مي‌دانيم كه فرهنگ‌سازي نكرده‌اند يا فلان فرهنگ در ميان مردم نهادينه نشده است. اما هيچ‌گاه نگفته‌ايم چرا ما بايد منتظر اين باشيم كه كسي يا كساني رفتار و برخورد ما را مديريت كنند. 

نتيجه رسوخ چنين نگاهي در ميان مردم اين مي‌شود كه توسعه يافتگي جامعه را به عهده مسئولان بيندازيم و خود را در قبال محيط پيرامونمان بدون مسئوليت بدانيم. پس ما زباله مي‌ريزيم چون هزينه مديريت پسماند پرداخت مي‌كنيم، هر جور دوست داريم رانندگي مي‌كنيم چون ماليات شهروندي مي‌دهيم و حسي طلبكارانه ما را به بهره‌برداري همه جانبه از امكانات اطراف خود تشويق مي‌كند بدون اينكه در اين رابطه براي افراد ديگري كه در مجموعه ما زندگي مي‌كنند حقي قائل شويم. قضاوت آخر را هم كه لابد همه شنيده‌ايم: «عجب مردم بي‌فرهنگي داريم» يا «كو تا ما يك جامعه توسعه يافته شويم» و به جاي اينكه اوضاع را به گونه‌اي مديريت كنيم كه توسعه يافتگي‌مان تسهيل شود، منتظر معجزه‌اي هستيم كه از بيرون نسخه توسعه يافتگي را براي ما بنويسند. بنابراين پيشنهادات رنگارنگي كه همخواني با فرهنگ اصيل ايراني – اسلامي‌مان ندارند از خارج مرزها به داخل سرازير مي‌شوند. در اين رابطه پايبندي به قانون و تعريف مرزهاي رفتاري و ارزشي مي‌توانند مؤثر باشند. 

عوامل مؤثر بر تغيير فرهنگ
برخي از صاحبنظران حوزه جامعه‌شناسي از جمله علي ذكاوتي، فرهنگ عمومي را از طريق برنامه‌ريزي‌هاي عالي و متعارف قابل تغيير نمي‌دانند. وي كه با «جوان» سخن مي‌گفت تلقي فرهنگي از امور رسانه‌اي و آموزشي را از اشتباهات رايج در اين رابطه بر شمرد. اما به طور كلي مهاجرت، مسائل سياسي، اقتصادي و معادلات بين‌المللي از جمله موارد اثرگذار بر حوزه فرهنگ يك جامعه هستند. 

علاوه بر اين مطالعات افرادي نظير محمد عبداللهي در رابطه با قانونگرايي و فرهنگ عمومي نشان مي‌دهند كه فرهنگ عمومي در كشور ايران مبتني بر اصول و معارف اسلامي است. در دين مقدس اسلام غير از اينكه افراد به يك سلسله مباني فردي از نظر مسائل اخلاقي و فرهنگي معتقد هستند، يك سلسله قوانين و برنامه‌هايي وجود دارد كه بر اساس روابط اجتماعي افراد را به يكديگر پايبند مي‌سازد. اما برنامه‌ريزي‌هايي كه اسلام براي هر فرد دارد، جدا از برنامه‌هايي نيست كه براي فرهنگ عمومي يك جامعه پيش‌بيني كرده است؛ به عنوان مثال وقتي اعتقاد به يك سلسله مباني فردي، اخلاقي و فرهنگي مثل پاكي، درستي و حق گويي و بسياري ديگر اصول اوليه براي هر فرد در نظر گرفته مي‌شود، اين امر مي‌تواند ريشه و پايه برقراري روابط و مناسبات اجتماعي درستي را بنا نهد.
وي مي‌افزايد: بديهي است كه در چنين ديني، فرهنگ عمومي نيز بر پايه همزيستي، مودت، محبت، همكاري، همياري و كمك و دستگيري از يكديگر است. 

مهرورزي و عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي از محوري‌ترين اصول اسلام در فرهنگ عمومي جامعه است. در غرب وقتي فرهنگ عمومي تعريف مي‌شود، رفتارهاي عرفي مبنا قرار مي‌گيرد. اما در جامعه اسلامي ايران همانطور كه در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشريح كرديم، الگوهاي رفتاري جامعه اسلامي منبعث از لايه‌هاي زيرين است كه همانا انديشه‌هاي ديني بر آن حاكمند. 

در جامعه ايران وقتي از دين صحبت مي‌شود، تمامي سطوح يعني باورها، ارزش‌ها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعي كه عناصر فرهنگ عمومي هستند، بر اساس تعاليم اسلامي شكل گرفته‌اند. بنابراين اصلي‌ترين مسئله فرهنگ عمومي در ايران، كمال جويي است و انديشه‌هاي ديني كه وجه ارزشي دارند، بر رفتارها و مناسبات اجتماعي حاكم هستند. 

اما در ديدگاه جامعه‌شناسانه، حميد عضدانلو نيز معتقد است: به منظور اصلاح و توسعه تكاملي فرهنگ عمومي كشور بايد سطوح و زيربنا‌هاي فرهنگي و اصول بنياني رفتارهاي فرهنگي را شناخت و زير بناها و ارزش‌هاي نامطلوب غيراسلامي را حذف كرد. وي ادامه مي‌دهد: اعتقاد و عمل نمودن گروه‌هاي مرجع و پايه در جامعه به مصاديق فرهنگ اسلامي مي‌تواند از جمله مهمترين ابزارهاي شيوع فرهنگ صحيح اسلامي و الگوهاي رفتار اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باشد. تقويت فرهنگ عمومي در حوزه قوانين و ضوابط منحصر به امور اخلاقي و معنوي نيست و در ابعاد سخت افزاري هم با اهميت است؛ به عنوان مثال معماري و همين طور ابزار حمل و نقل يا محيط‌هاي عمومي كه افراد با آن هر روز سر و كار دارند، بايد بر اساس اصول اسلامي طراحي شوند. در حوزه اجراي قوانين نيز بايد همه افراد از اصول سياست‌هاي فرهنگي نظام و امور شرعي و ملي به عنوان ملاك‌هاي اساسي، توجه و عنايت كافي داشته باشند. 

اما بهتر است لااقل امروز كه روز فرهنگ عمومي است با خودمان رو راست باشيم. آيا وقتي چند ثانيه منتظر نمي‌مانيم تا چراغ عابرپياده سبز شود و بعد از عرض خيابان عبور كنيم و اصلاً در نظر نمي‌گيريم كه همين حق كوچكي كه به خودمان داديم چه هزينه‌هايي را به جامعه‌مان تحميل مي‌كند، مثلاً باعث ترمزهاي ناگهاني، بالا رفتن مصرف سوخت، اصطكاك لاستيك خودروها با آسفالت و توليد گازهاي مخرب محيط زيست، تضييع حق سرنشينان خودروهايي كه سهم خود را از نظم تقاطع‌ها با ايستادن پشت چراغ قرمز پرداخت كرده‌اند؛ مي‌شود. 

از طرفي مهم‌ترين نقش دولت در جهت دهي به فرهنگ عمومي در جامعه بستر‌سازي و زمينه‌سازي بروز هنجارهاي متعالي در رفتار افراد جامعه به جاي مداخله مستقيم و مديريت آن است. خوب است لااقل امروز يكي از ارزش‌هاي اجتماعي جامعه‌مان را به عنوان فرهنگ عمومي رعايت كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار